فضای مجازی؛ فرصت ها و چالش های هویت دینی در بین جوانان ایرانی

سه شنبه, 30 آذر 1395 ساعت 15:22
    نویسنده: مرضیه قاسمی* این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید ؛ مهدی احمدی ** این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چکیده

هویت دینی، در زندگی هر فردی نقش بسیار مهمی دارد که امروزه با گسترش فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی، به ویژه ظهور پدیده ای به نام فضای مجازی، دچار تحولاتی شده است. هویت، به معنای کیستی است و عامل اساسی در هویت های اجتماعی، تعاملات انسان ها با یکدیگر و به شکل رو در رو و در یک محیط اجتماعی است؛ اما هویت در فضای مجازی، به گونه دیگر تعریف می شود؛ فضای مجازی، به ویژه شبکه های اجتماعی و استفاده روز افزون جمعیت جوان ایرانی از این شبکه ها، هم برای مسئولان و هم برای مردم ایران به یک دغدغه تبدیل شده است. هدف از این مقاله، بررسی پیامدهای فضای مجازی بر هویت دینی جوانان ایرانی است. بنابراین، سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که فضای مجازی چه پیامدهایی بر هویت دینی جوانان امروز ایرانی داشته است؟ و نیز بررسی این مسئله که چه رابطه ای بین هویت دینی و فضای مجازی وجود دارد؟ استدلال نویسندگان بر آن است که فضای مجازی با کم اهمیت و کم رنگ کردن سنّت های دینی و مؤلفه های آن، زمینه ساز ایجاد بحران هویت دینی در بین جوانان ایرانی می شود. روش مطالعه، بهره گیری از استدلال های نظری مرتبط با هویت و فضای مجازی می باشد. در این مقاله، ابتدا هویت و هویت دینی و فضای مجازی تعریف شده و سپس به چالش ها و فرصت های هویت دینی در فضای مجازی اشاره شده و در خاتمه نیز فرصت ها و تهدیدات هویت دینی کاربران ایرانی در بین جوانان امروز ایران بررسی شده است. نتایج این بررسی ها و یافته ها نشان می دهد که هر چه وسعت حضور در فضای مجازی بیشتر باشد، سطح هویت دینی جوانان ایرانی تضعیف می گردد که به نوعی مرتبط با فرضیه این مقاله می باشد.

کلیدواژگان: هویت، فضای مجازی، هویت دینی، کاربران جوان ایرانی، هویت اجتماع.

مقدمه

بحث درباره هویت(1) در ایران امروز، به ویژه هویت دینی و مذهبی، در دهه های اخیر توجه بسیاری را در ایران برانگیخته است. هویت دینی، به دلیل اهمیت اساسی اش در جامعه امروز ایران که یکی از مهم ترین ابعاد هویتی است و نقش محوری در حفظ اتحاد و انسجام اجتماعی را در ایران دارد، توجه بیش از پیش محافل عمومی را به خود جلب کرده است. امروزه با گسترش فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی و ظهور پدیده ای به نام فضای مجازی، این بعد مهم هویتی دچار تهدیدات و تحولات فراوانی شده است.

در سال های اخیر از طریق گسترش فزاینده فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، تحولات بنیادینی در زندگی انسان ها در عرصه روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی به وجود آمده است. پیامد این امر، شکل گیری نوع جدیدی از ارتباطات و تعاملات انسانی است. ظهور فضای مجازی، به خصوص اینترنت، به عنوان مهم ترین شاخصه فناوری ارتباطات، تأثیرات بسیاری در زندگی مردم، خاصه جوانان داشته است که از جمله تأثیرات آن، می توان به شکل گیری یک جامعه آنلاین اشاره کرد که کاربران آن از طریق ایمیل و چت با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. در واقع، اینترنت با فراهم آوردن یک ارتباط شخصی و خصوصی که عموماً از کنترل مراجع دولتی نیز خارج شده، به مهم ترین وسیله در چنین فضایی تبدیل گردیده است.

از این رو، فضای مجازی، تحولات بنیادینی در تعاملات انسان ها به وجود آورده است. یکی از این تحولات، تحول در معنا و مفهوم هویت است. در گذشته، هویت افراد از طریق تعاملات حضوری و به شکل رو در رو و در یک محیط جغرافیایی و سرزمینی مشخص شکل می گرفت. گر چه چنین تعاملی به طور کلی از بین نرفته، ولی کمرنگ تر شده است؛ درحالی که امروزه با ظهور پدیده ای به عنوان فضای مجازی، ضمن به چالش کشیده شدن چنین الگوی ارتباطی سنّتی، عملاً شرایط جدیدی در عرصه هویت انسان ها به وجود آمده است. مفهوم بحران هویت(2)، ناشی از همین شرایط جدید است که نتیجه چنین بحرانی را می توان در روابط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و دینی به وضوح مشاهده کرد. گرچه شدت این بحران در همه جوامع یکسان نیست، اما یقیناً هیچ جامعه ای به دور از پیامدهای آن نمی باشد.

جوانان امروز ایرانی نیز با هویت های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، قومی و دینی خود هر کدام به نوعی با این بحران مواجه اند. نویسندگان این مقاله در صدد پاسخ به این سؤال هستند که فضای مجازی، چه تأثیراتی بر هویت دینی جوانان امروز ایرانی داشته است؟ و نیز بررسی این مسئله که چه رابطه ای بین هویت دینی و فضای مجازی وجود دارد؟ گر چه بحث درباره فضای مجازی و تأثیر آن بر هویت بسیار پیچیده است و بین صاحب نظران نیز در خصوص آثار مثبت و منفی چنین فضایی اختلاف نظرهای فراوان وجود دارد، اما در اینجا تنها به آثار زیان بار این فضا بر مقوله هویت دینی و مؤلفه های آن پرداخته می شود.

فرضیه ای که در این خصوص می توان مطرح کرد، این است که: فضای مجازی با کم اهمیت و کم رنگ کردن سنّت های دینی و مؤلفه های آن، زمینه ساز ایجاد بحران دینی در بین جوانان ایرانی می شود. ازاین رو، بین استفاده از فضای مجازی و هویت دینی، رابطه معنادار معکوسی وجود دارد؛ بدین معنا هرچه وسعت حضور در فضای مجازی بیشتر باشد، سطح هویت دینی جوانان ایرانی تضعیف می گردد. از آنجا که این مسئله می تواند مرتبط با فرضیه ما باشد، در ادامه مقاله به این موضوع نیز پرداخته می شود. از این رو، در این پژوهش سعی شده که به تعریف هویت، فضای مجازی و نیز فرصت ها و چالش های هویت در فضای مجازی، به ویژه در حوزه دینی، و پیامدهای آن و نیز رابطه ای که بین فضای مجازی و هویت وجود دارد، پرداخته شود.

روش پژوهش

در این مقاله، از رویکردهای جدید همچون رهیافت گفتمانی و نیز نظریات مانوئل کاستلز استفاده شده است. روش تحقیق، استفاده از استدلال های نظری و مفهومی مرتبط با موضوع و تکیه بر یافته های برخی پژوهش های به عمل آمده به ویژه روش توصیفی ـ تحلیلیِ صورت گرفته می باشد.

مرور مطالعات پیشین

تحقیقات متعددی در زمینه هویت، به ویژه هویت دینی صورت گرفته است که عمده این تحقیقات، با روش کمّی و استفاده از پرسش نامه بوده و به بررسی رابطه بین مفاهیم متعددی و هویت پرداخته شده است. برای مثال، «شارع پور و خوش فر» (1381) به نقل از «ابراهیمی و بهنویی گدنه» (1387)، به بررسی دو مفهوم سرمایه فرهنگی و گونه های مختلف هویت پرداخته اند. نمونه آماری آنها، 437 نفر از جوانان بین 15 تا 24 ساله شهر تهران بود. یافته های آنان نشان می دهد که بین سرمایه و اشکال مختلف هویت، همبستگی مثبت وجود دارد که بیشترین همبستگی سرمایه فرهنگی، با هویت ملی و مذهبی بوده و کمترین همبستگی، با هویت فردی و خانوادگی بوده است.

صدیق سروستانی و قادری (1388) ابعاد هویت را بررسی کرده اند. در مقاله آنها، رابطه هویت با سنّت و مدرنیته سنجیده شده است. فرضیه اصلی آنان، پیوندی بودن هویت دانشجویان است؛ یعنی تلفیقی از مؤلفه های سنّت و مدرن، در هویت تأثیرگذار هستند. یافته های آنان به این صورت است که مؤلفه های مدرن هویت، در بخش اجتماعی و فرهنگی نقش برجسته ای نسبت به مؤلفه های سنّتی دارد؛ اما در بخش هویت سیاسی، این مؤلفه های سنّتی، یعنی گرایش به آمیختگی دین و سیاست و گرایش به اقتدارگرایی ملی و سیاسی است که در مقابل گرایش به وجود جامعه مدنی، نقش برجسته تری در هویت جوانان دارد.

اشتیاقی و همکاران (1391) نیز به نوعی در فرضیه خود به وجود رابطه معنادار بین: مدت استفاده، میزان استفاده، نوع مصرف، پایگاه اجتماعی و اقتصادی دانشجویان از اینترنت و هویت دینی اشاره می کنند که به تفکیک برای هرکدام از متغییرها (میزان استفاده، نوع مصرف، مدت استفاده و... از اینترنت) فرضیه های جداگانه ای را مطرح کرده اند. یافته های آنان نشان می دهد که بین مدت و میزان استفاده از اینترنت و هویت دینی، رابطه معنادار معکوس است؛ بدین معنا که استفاده بیشتر از اینترنت. باعث کاهش سطح هویت دینی می شود و نیز بین پایگاه های اجتماعی، اقتصادی و هویت دینی نیز رابطه وجود دارد؛ یعنی هرچه سطح این پایگاه ها بالاتر باشد، هویت دینی در معرض بازخوانی و تفسیر قرار می گیرد.

ذکایی و خطیبی (1385) در مقاله خود در یک تحقیق پیمایشی اینترنتی (ایمیلی) در بین 305 نفر از کاربران ایرانی، فرضیه آنان این گونه است که حضور در فضای مجازی و استفاده از اینترنت، باعث شکل گیری و تقویت هویت مدرن در بین کاربران ایرانی به خصوص کاربران جوان ایرانی می شود. به همان سان، میزان دستیابی به هویت مدرن در فضای مجازی نیز خود تابعی از میزان مصرف نوع مصرف، شیوه اداره و مدیریت خود کاربر ایرانی در فضای مجازی است. یافته های تحقیق آنها نشان می دهد که هرچه حضور کاربر ایرانی در فضای مجازی مستمرتر باشد و ساعت های بیشتری مصرف کند، نوع مصرف او تولیدی تر و وابستگی به فضاء بیشتر می شود و هرچه نوع مصرف حرفه ای تر باشد، تأثیرگذاری اش بر ابعاد هویتی بیشتر می شود. در بیشتر این تحقیقات انجام شده، مفاهیم مشترکی، از جمله: رابطه بین اینترنت، نوع مصرف و میزان مصرف دیده می شود که هرکدام از این مطالعات، از طریق پرسش نامه و روش تحقیق کمّی به بررسی موضوع پرداخته اند. با توجه به این که پس از انقلاب اسلامی تاکنون، دین و مذهب به عنوان شاخصه مهم هویت در همه مراحل زندگی، به ویژه در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نقش تعیین کننده ای دارد، از این رو، در صدد برآمدیم که به این موضوع بپردازیم.

چارچوب نظری

به نظر می رسد، در زمینه تحقیقات تأثیر فضای مجازی بر هویت و بحران هویتی ناشی از آن، تنها یک نظریه قادر به تبیین این موضوع نباشد. به همین جهت، در این مقاله سعی شده از نظریات اندیشمندان گوناگون که بحث های نظری آنها به نوعی مرتبط و مکمل همدیگر هستند، استفاده گردد. از آنجا که هویت تحت تأثیر فضای مجازی دچار تغییراتی می شود، در این تحقیق، به رویکردهایی که قائل به تغییر هویت ها در موقعیت های گوناگون هستند، پرداخته شده است.

رویکردهای جدید شامل: رویکرد گفتمانی، پساساختارگرا و پسامدرنیسم است. «رهیافت گفتمانی» منکر نقش هر گونه عامل طبیعی و نیز عنصر کارگزار اجتماعیِ از قبل موجود، در شکل گیری و تعریف هویت ها هستند. «هویت ها در بستر گفتمان ها شکل می گیرند و ماهیتی قراردادی دارند. البته گفتمان ها خود بر ماهیت و شکل پایداری استوار نیستند. بنابراین، مرزهای هویتی، همواره لرزان، و منزلت ها و مواضع هویتی، مستمراً در ریزش اند. پسامدرنیسم بر آن است که هویت ضرورتاً و یا مستمراً ثابت نیست؛ بلکه متغیر و متحرک است و از طریق نظام های فرهنگی که ما را احاطه کرده اند، شکل و تغییر شکل می پذیرند. انسان، موضوع هویت های گوناگون در زمان های مختلف است؛ هویت هایی که پیرامون یک «من» منسجم نمی شود. از نظر پساساختارگرایان، هویت، امری حادث، موقتی و اکتسابی (نه معیّن) می باشد. هویت ها مطلق نبوده؛ بلکه ارتباطی و نسبی هستند؛ هر انسانی در ارتباط با چیزی دیگر، معنادار می شود و هویت همیشه در قالب تفاوت و نه چیزی ذاتی فردی خاص تعریف می گردد. (تاجیک، 1384، 55 ـ 61)

میشل فوکو(3) معتقد است: «در عصر جدید که هیچ گونه پشتوانه تاریخی و گذشته ای ندارد. ناامنی، اوّلین و مهم ترین احساسی است که به انسان معاصر دست می دهد و وی را دچار بیگانگی از خود می کند. حاصل این فراگرد درونی و از خود بیگانگی، نوعی بی هویتی و بحران هویت است». (سلیمانی بشلی، 1389، 118)

مانوئل کاستلز(4)، از جمله نظریه پردازانی است که به رابطه بین فرهنگ، هویت و فضای مجازی پرداخته است. وی از فضای مجازی به عنوان فضای مجاز واقعی یاد می کند و می گوید: «این سیستمی است که در آن، خود واقعیت (یعنی وجود مادی و نمادین مردم) کاملاً در متنی از تصاویر مجازی و در جهانی واقع نما غرق شده است که در آن چیزهایی که بر روی صفحه ظاهر می شوند، فقط تصاویری نیستند که تجربه از طریق آنها منتقل می شود؛ بلکه خود به تجربه تبدیل می شود. هر نوع پیامی در فضای مجازی محصور می شود؛ چون این فضا آن قدر فراگیر، متنوع و انعطاف پذیر شده است که کل تجربه گذشته حال و آینده آدمی را در خود جای می دهد و اشاره می کند که رسانه های الکترونیکی جدید، فرهنگ های سنّتی را به کناری نمی نهند؛ بلکه آنها را در خود جذب می کنند». (کاستلز، 1380، 428 ـ 432)

به تعبیر کاستلز، زمان و فضای تازه ای پدید می آید که باید از آن زمان و فضای مجاز یاد کرد. در این فضا، مرز بین واقعیت و حقیقت، بود و نبود، آنچه هست و آنچه گفته می شود هست، به میزان فراوانی کم رنگ شده است و شاهد آن هستیم که مجازها بر واقعیت ها مسلط گردیده اند و حتی واقعیتی بیش از آنها می یابند. به همین دلیل است که کاستلز، شاخصه اصلی جامعه شبکه ای قرن بیست و یکم را آن می داند که: «فرهنگ زمان مجازی، پدیده بنیادینی است که وجه بارز جامعه شبکه ای محسوب می شود». (افتخاری، 1387، 8)

با استعانت از مطالب فوق در باب هویت و فضای مجازی، در ادامه مقاله به تعریف و بررسی هویت، فضای مجازی و فرصت ها و چالش های هویت دینی، به ویژه هویت دینی کاربران جوان ایرانی که موضوع مقاله حاضر است، پرداخته شده است.

مفهوم شناسی هویت و فضای مجازی

1. هویت:

«هویت» از منظر اندیشمندان مختلف، تعاریف متفاوتی دارد. اندیشمندان با رهیافت های مختلف سعی کردند به این موضوع بپردازند. پرسش از اینکه «من کیستم»، همواره از پیچیده ترین پرسش هایی است که تاکنون پاسخ دقیق و روشنی به آن داده نشده است و همواره بین محققان و نظریه پردازان، اختلاف نظرهای بسیاری در این زمینه وجود دارد. واژه هویت، نخستین بار اریکسون(5) ارائه کرد. وی هویت را یک حس درونی کلی توصیف می کند. به نظر وی، هویت جریان تلفیق تغییرات فردی و نیازهای اجتماعی برای آینده است. (ادیب زاده، 1383، 184)

برخی هویت را به نوعی تعلق می دانند؛ بدین معنا که هویت هرگونه تعریف شود، در نهایت به تعلق ختم می شود. (دغاقله، 1386، 118) برخی دیگر هویت را مرتبط با مفهوم معنا می دانند که این معنا خصیصه ذاتی فرد یا جامعه نیست؛ بلکه محصول توافق ها و عدم توافق هاست و مفهومی صددرصد نسبی است. (عاملی، 1384، 43) ویژگی های ژنتیکی (صفات) و فرایند یادگیری (نقش)، دو عامل اساسی تشکیل دهنده هویت است. همین نقش یا پذیرشِ یک نقش است که تأثیر متقابلی بین اعمال ما و دیگران دارد و هویت ما از این طریق تأیید یا رد می شود. (دبورا، 2008، 4)

فهم هویت، متضمن توجه به دو معنای اصلی آن است: اوّلین معنای آن، بیانگر مفهوم «تشابه مطلق»(6) و معنای دیگر آن، به مفهوم «تمایز» است. غالباً آنچه هویت اشخاص و جوامع را می سازد، درک تفاوت ها و تمایزات میان ما و دیگری است. استرایکر(7)، از جمله متفکرانی است که به تعریف هویت پرداخته است؛ از نگاه وی، «هویت، خودشناسایی است بر مبنای پذیرش نقشی که یا به وسیله خویشتن یا به وسیله دیگران و یا ترکیبی از این دو تعیین می شود. این نقش های پذیرفته شده، تعیین کننده رفتار ما در موقعیت های مختلف است». (استرایکر، 2007، 1038 ـ 1102)

«آنتونی گیدنز»(8) در زمینه هویت به بحث در رابطه هویت شخصی، تجدد و جهانی شدن می پردازد. او معتقد است: «تغییر شکل هویت شخصی و پدیده جهانی شدن در دوران اخیر، دو قطب دیالکتیکی محلی و جهانی تشکیل داده است؛ به طوری که حتی تغییرات در جنبه های بسیار خصوصی زندگی شخصی نیز با تماس های اجتماعی بسیار وسیع ارتباط دارد. عوامل گوناگونی بر روابط بین هویت شخصی و نهادهای اجتماعی تأثیر می گذارند. این «بازتابندگی» دوران تجدد تا اعماق و ژرفای خود آدمی نیز امتداد می یابد». (گیدنز، 1378، 51)

هویت، دارای ابعاد گوناگون است: هویت قومی ملی، دینی، فردی و جهانی. در این تحقیق ما با هویت دینی بیشتر سروکار داریم.

2. هویت دینی و ابعاد آن:

دین، یکی از مهم ترین عناصر در بین جوامع انسانی است. هویت دینی(9) نشان دهنده احساس تعلق و تعهد به دین و جامعه دینی است و مهم ترین دستاورد هویت دینی، پاسخ به پرسش های بنیادین، جهت بخشیدن به زندگی، وحدت اعتقادی و معنا بخشیدن به جهان است. (رفعت جاه و شکوری، 1387، 6) هویت دینی یک جامعه، شامل پایبندی افراد به جوهر دین و ارزش های دینی، و از سوی دیگر، بیانگر دلبستگی جمعی و عمومی افراد جامعه به شعائر مناسک و نهادهای دینی است و نیز دارای بُعد عملی است که همانا مشارکت و تمایل عملی انسان ها به ظواهر آیین ها و مراسم دینی و مذهبی را در بر می گیرد. (اخترشهر، 1384، 86) بنابراین، هویت دینی به معنای پایبندی نسبت به ارزش ها و اصول اخلاقی نهفته در دین است. کلارگ و استارک(10)، ویژگی های مرتبط با دین را به پنج دسته تقسیم کرده اند:

  1. بُعد اعتقادی یا باوری: باورهایی از اصول دین که انتظار می رود یک فرد با توجه به دین خاص خود به آنها اعتقاد داشته باشد؛
  2. بُعد مناسکی و اعمال دینی: شامل دو دسته است: یکی، با عنوان شعائر و مناسک مطرح است و شامل آداب و رسوم و مناسکی است که هر دین از پیروان خود انتظار دارد و دیگری، پرستش و دعا که اعمال دینی غیر رسمی و خصوصی است؛
  3. بُعد عاطفی ناظر بر عواطف و احساسات پیروان یک دین به وجود خدا؛
  4. بُعد فکری یا دانش، شامل اطلاعات و دانسته های بنیادی درباره معتقدات هر دین است؛
  5. بُعد پیامدی تأثیر و انعکاس دین در رفتارهای روزمره. (کتابی و دیگران، 1383)

3. فضای مجازی:

فضای مجازی، به معنای ارتباط انسان از طریق رایانه و ارتباط از راه دور، بدون توجه به جغرافیای فیزیکی است. فضای مجازی، یک اصطلاح ایجادشده توسط نویسنده داستان های علمی تخیلی، ویلیام گیبسون(11)، برای توصیف طیف وسیعی از منابع اطلاعاتی از طریق شبکه های رایانه ای است که توسط داده های دیجیتال رد و بدل می شود. اینترنت، در حال حاضر، بزرگ ترین شبکه برای ایجاد ارتباط است؛ هرچند فضای مجازی، مفهومی مستقل از اینترنت است و ارتباطات فضای مجازی قبل از اینترنت و شبکه های جهانی آغاز شد. (آبلسون و لسیج، 1998، 6) (12) تعاملات انسانی در این فضاء، بر خلاف فضای واقعی که به شکل رودررو و در یک سرزمین واحد است، به شکل جهانی است و در این فضا معمولاً افراد ناشناس باقی می مانند. این فضا، در هر زمان و در هر مکانی به راحتی در دسترس است. اینترنت، بارزترین مشخصه چنین فضایی است که دارای سیگنال های مختلف و بی شمار ارتباطی است و در آن میلیون ها نفر از نقاط مختلف جهان از طریق شبکه های مجازی اجتماعی، پست های الکترونیکی، اتاق های گفتگو (چت) با هم در ارتباط هستند. این فضا، محیطی است که به واسطه عدم حضور نشانه های فیزیکی، همه در آن بی جسم، بی مکان و متعاقباً گمنام و به طرز محسوسی کنترل ناپذیرند و در عین حال، به واسطه خصوصیات و چارچوب های مستحکم فناوری آن، به شدت تحت کنترل ساختارهای بی شمار مرئی و نامرئی موجود در این فضاء هستند. (ذکایی و خطیبی، 1385، 113) استدلال کاتلر این است که تعامل، خصیصه اصلی رسانه در فضای مجازی است که سطحی از تعامل محاوره ای را فراهم می آورد که در دیگر رسانه ها، از جمله وسایل ارتباط جمعی (روزنامه و تلوزیون)، در دسترس نیست. (کاتلر، 1996، 317 ـ 333)

چنین فضایی به واسطه ظهور و گسترش فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی در عصری که آن را «عصر جهانی شدن»(13) می نامند، به سرعت در حال گسترش است. در واقع، در دنیای مجازی هیچ گونه ساختار اجتماعی مشترک وجود ندارد و این محیط، یک فضای مبهم و ناشناخته است.

چالش ها و فرصت های هویت در فضای مجازی

1. چالش های هویت در فضای مجازی:

با همه گیر شدن استفاده از فناوری های جدید در سال های اخیر، مسئله وابستگی به اینترنت و خطرات این وابستگی به دلیل عدم آگاهی و عدم رشد فرهنگی کاربران، می تواند به یک عامل تهدیدکننده تبدیل شود و مشکلات رفتاری، سوء استفاده های اینترنتی، انزواطلبی، سلطه جویی و یا پرخاشگری را به دنبال داشته باشد. دنیای اینترنت، دنیای مجازی است که برای کاربران نوعی رؤیاپردازی و دورشدن از واقعیت است. آزادی کاذب در دنیای مجازی، راهی برای تخلیه روانی است و به نظر می رسد این وابستگی، نوعی اعتیاد غیر شیمیایی در رفتار محسوب می شود.

به طور کلی، با گسترش ارتباطات و فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی جهان وارد عرصه جدیدی شده است که دیگر نمی توان با معیارهای سنّتی آن را توصیف کرد؛ ظهور فناوری های الکترونیکی، منجر به شکل گیری فضای مجازی شد که بارزترین شکل چنین فضایی، اینترنت و وجود شبکه های متعدد در آن است. این فضاء با ویژگی ها و کارکردهای خاص خود، الگوی تعاملاتی و ارتباطی انسان را دگرگون کرده است. این ویژگی ها شامل مواردی چون: فراسرزمینی بودن، غیر مرکزی، دیجیتالی، فراگیر بودن، آزادی عمل استفاده افراد از آن و عدم حضور هنجارها و قوانین دولتی در آن می باشد. این فضاء خود نیز می تواند یکی از عوامل بحران ساز بر روی هویت ها باشد. هویت در فضای مجازی، بسیار متفاوت با هویت در دنیای واقعی است. در دنیای واقعی، هویت ما از طریق ساخت های اجتماعی، مانند: خانواده، فرهنگ، منافع مشترک و ایجاد یک حس تعلق سرزمینی شکل می گرفت؛ درحالی که در دنیای مجازی هیچ ساختار اجتماعی مشترک بین افراد وجود ندارد و این محیط، یک فضای مبهم و ناشناخته است. (دبورا، 2008، 5)

هویت در فضای مجازی که برخی از آن به عنوان «هویت آنلاین» یاد می کنند، به سرعت در حال گسترش است. لینک کردن هویت افراد، پیامدهایی همچون: نقض حریم خصوصی، خطرات ناشی از سرقت هویت واقعی فرد و صدمه به هویت فرد را در پی دارد. وب سایت های(14) مختلف و قابل دسترس در هر زمان و در هر نقطه، می توانند ارزش های اصولی یک جامعه را به تدریج از بین ببرند. (باستروم و سندبرگ، 2011، 4) (15)

در فضای برآمده از ارتباطات الکترونیکی، هویت ها شناور و آزاد از هر گونه شرایط ثبات هستند. در این فضاء، بسیاری از افراد معمولاً ناشناس باقی می مانند و با تغییر نام و مشخصات خویش، هویت های جعلی را برای خود می سازند؛ مثلا ًفردی می تواند اگر فقیر باشد، خود را ثروتمند جلوه دهد و یک بیکار خود را دارای بهترین شغل معرفی کند. به گفته دونات(16): «در فضای مجازی، افراد با اتخاذ نقاب های متفاوت به ملاقات با دیگران می روند و این مسئله، باعث از خود بیگانگی افراد می شود. رسانه های پیشرفته، مردم را از این طریق از جامعه خود که در آن تعامل به شکل چهره به چهره است، جدا می کنند و تعاملات، از سنّت شفاهی به تعامل متنی تبدیل می شود (مانند تعامل از طریق ایمیل)».( دونات، 1998، 1)

جی بالتر(17)، از فضای مجازی به عنوان «فضای گرافیکی» یاد می کند. وی در کتاب خود به عنوان «واقعیت مجازی و بازتعریف خود» اشاره می کند: فناوری های گرافیکی دو و سه بعدی که از نظر فرهنگی مهم اند، فرهنگ ما را از گفتمان ارتباطی نوشتاری به محیط گرافیکی واقعیت مجازی تغییر می دهد که در تعریف فرهنگی تعاریف از «خود» نقش مهمی را ایفا می کند. وی معتقد است که در دوران کهن ارتباطات به شکل آیکونیک (شمایل نگاری) بود. پس از آن، خط اختراع شد که ارتباطات الفبایی شکل گرفت و سپس، در دوره جدید با فنون جدید گرافیکی شاهد ظهور مجدد ارتباط آیکونیک(شمایل نگاری) هستیم. وی واقعیت مجازی در فضای سایبر را هدایتگر ساخت های جدید و متفاوتی از خود و در نتیجه، بازتعریف «خود» می بیند. (باتلر، 1996، 106)

به گفته مارک پاستر(18) در کتاب «عصر دوم رسانه ها»، در دوره جدید، اینترنت و ارتباطات الکترونیک بر جامعه سیطره دارد و این اجتماعات مجازی هستند که هویت افراد را می سازند. در اجتماعات مجازی، هویت افراد به سمت فراملیتی است و کمتر به هویت ملی یا دینی بهایی داده می شود. (پاستر، 1378، 52)

بحران هویت(19) که یکی از چالش های به وجودآمده در فضای مجازی است، به مرحله ای از هویت فرد یا افراد مربوط می شود که در آن، هویت به شکل ناپایدار و در معرض حوادث و اتفاقات گوناگون قرار می گیرد؛ به طوری که فرد را در این مرحله دچار نوعی آشفتگی می شود که هویت خود را نمی تواند به درستی تشخیص دهد و شخص که فاقد یک هویت مشخصی می شود، در خلال زندگی خود با مشکلات فراوانی مواجه خواهد شد. اریکسون، از نگاه روان شناسی به این موضوع می پردازد و معتقد است: «برای هر فردی ممکن است، بحران هویت روی دهد. بحران، تنها به دوره نوجوانی یا جوانی ختم نمی شود. از نگاهی دیگر، بحران هویت این گونه تعریف شده است: عدم موفقیت یک نوجوان در شکل دادن به هویت فردی خود، اعم از اینکه به علت تجارب نامطلوب کودکی و یا شرایط نامساعد فعلی باشد، بحرانی ایجاد می کند که بحران هویت یا گم گشتگی نام دارد». (شرفی، 1381، 18)

در واقع، بحران هویت، از مهم ترین مقوله های عصر جدید است که همه جوامع، به ویژه جوامع در حال گذار، با آن مواجه اند. بسیاری از جامعه شناسان و سیاست مداران، این وضعیت بحران هویتی را به جهانی شدن ربط می دهند و آن را از نگاه جهانی شدن بررسی می کنند. هابرماس، کاستلز، گیدنز و فوکو، از جمله این اندیشمندان هستند.

2. فرصت های هویت در فضای مجازی:

در مورد فرصت های فضای مجازی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

- بی نامی: زمانی که یک فرد بخواهد در مورد پیام ها و آثارش ارزیابی عینی و روشنی داشته باشد، می تواند از بی نامی استفاده کند تا دیگران به دور از افکار تعصبی و یک جانبه گرایی، آثار و عقاید او را ارزیابی کنند و او بتواند قضاوت بهتری در مورد ضعف ها و قوت های آثارش داشته باشد. بی نامی باعث می شود در گفت و گوها و مباحث، فاکتورهایی نظیر: وضعیت مالی، شأن و مقام، جنسیت، نژاد و سایر مواردی از این قبیل، طرف های گفت‌و‌گو را تحت تأثیر قرار ندهد و بحث هایی برابر و مساوی و در فضایی آرام انجام دهند. بی نامی، همچنین می تواند برای انجام بسیاری از پژوهش ها و آزمایش ها در زمینه شناخت ویژگی های انسانی و انسان شناسی کاربردی بر اساس وظیفه و نقش داشته باشد. (خسروی، 1389، 2)

- جهانی شدن: از ویژگی های منحصر به فردی که فضای سایبر را از دیگر رسانه ها متمایز می سازد، جهانی بودن آن است. هر فردی در هر نقطه از جهان می تواند از طریق آن به سهولت، به تازه ترین اطلاعات دست یابد. دولت ها تاکنون نتوانسته اند از گسترش روزافزون فضای سایبر جلوگیری کنند. از این رو، محصور کردن آن در دایره مرزها دشوار است. اگر بخواهید به آخرین مقاله، کتاب و یا خبری که در یک زمینه تخصصی و در سطح جهان منتشر شده، دست یابید، ساده ترین و سریع ترین راه، استفاده از فضای مجازی است. رسانه ها از ابزارهای مختلفی همچون: فیلم، عکس، متن و یا هر هنر دیگری برای جذاب کردن خویش استفاده می کنند و این در حالی است که این ابزارها در فضای سایبر، همگی در یک جا قابل جمع و نیز قابل دستیابی است.

- آزادی اطلاعات و ارتباطات: معنای واقعی آزادی اطلاعات، در فضای سایبر محقق شده است. از‌این رو، شما هر نوع اطلاعاتی را که بخواهید اعم از فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی بدون محدویت های حاکم بر دیگر رسانه ها، در فضای سایبر قابل دسترسی است. آزادی ارتباطی نیز از ویژگی های دیگر فضای مجازی است که در دیگر وسایل ارتباطی تا این حد قابل دستیابی نیست.

- کاهش هزینه های اقتصادی و اجتماعی: فضای مجازی، فواصل مکانی و تا حد بسیاری فواصل زمانی را درنوردیده و در بسیاری موارد، نیازی به مراجعه حضوری برای خرید کالا یا خدمات نیست. بنابراین، به طور طبیعی، در بسیاری از هزینه های اقتصادی صرفه جویی می شود. کاهش مصرف منابع سوختی برای وسایل نقلیه، کاهش آلودگی هوا به جهت ترددهای کمتر وسایل نقلیه، کاهش ترافیک و به تبع آن کاهش استهلاک وسایل نقلیه، کاهش رفت و آمدهای غیر ضروری درون شهری و به دنبال آن آرامش روانی بیشتر برای افراد جامعه، از جمله این صرفه جویی ها به حساب می آید. همچنین، با گسترش نشر الکترونیک، هزینه های هنگفت چاپ و نشر نیز به شدت کاهش یافته و در نتیجه، در استفاده از منابع زیست محیطی لازم برای تولید کاغذ نیز صرفه جویی های بسیاری به عمل می آید.

- گسترش عدالت رسانه ای: با وجود فضای سایبر و خصوصاً اینترنت، دسترسی بسیاری از افراد به امکانات یکسان، فراهم می گردد؛ مثلاً در گذشته اگر بدون وجود اینترنت، فقط افراد خاصی می توانستند در داخل شهرهای بزرگ به روزنامه ها، جراید و نهایتاً اخبار روز دسترسی پیدا کنند، حالا با وجود فضای مجازی و فناوری های گوناگون اطلاعاتی و ارتباطاتی، تمام افراد، حتی در شهرستان های دورافتاده نیز می توانند به شکلی عادلانه و برابر، از اخبار روز مطلع شوند.

- گسترش تعاملات و تبادل نظرها با سرعت بسیار بالا: یک نمونه عینی و تامّ برای این مورد، «شبکه های اجتماعی» است که امکان تبادل آرا و به اشتراک گذاری مدیاهای مختلف (فیلم، عکس، موزیک یا متن) را برای تمام اعضای آن در سراسر جهان در کوتاه ترین زمان ممکن فراهم می کند. البته شبکه های اجتماعی در عین داشتن این مزیت و مزایای مشابه، دارای عیوب بزرگ دیگری نیز هستند که در جای خود به آنها هم اشاره خواهد شد. (سلامی، 1392، 22 ـ 29)

فرصت ها و چالش های هویت دینی جوانان ایران در فضای مجازی

با توجه به اینکه قرار گرفتن در فضای مجازی می تواند باعث شکل گیری فرصت ها و چالش هایی برای کاربران جوان ایرانی شود، در ادامه، به این مسئله پرداخته می شود.

فضای مجازی، در بسیاری از موفقیت ها و پیشرفت های کشور در عرصه های مختلف علوم و خدمات و بهبود زندگی مردم، نقشی بی بدیل داشته است. فضای مجازی، دارای فرصت های بسیار ارزشمند و مفید می باشد که باید در جهت ارتقاء علمی و افزایش آگاهی ها در حوزه های مختلف از آن بهره برد. از آنجا که فرهنگ ما آمیخته با دین ماست، از شبکه های مجازی می توان به عنوان مکانی برای تبلیغ آموزه های انقلاب اسلامی و مذهبی استفاده کرد. حضور گسترده نیروهای انقلابی و مذهبی در این شبکه ها، مانند شبکه های اجتماعی نسل اول، آثار مثبتی نظیر: امکان آسان تر جذب، ایجاد فرصت شبکه سازی برای آنها و بالا بردن قدرت بسیج آنان را به دنبال دارد. مهم ترین فایده فضای مجازی که در اختیار همه قرار می گیرد، به روز بودن اطلاعات آن است.

با این حال، بیش از آنکه قرارگرفتن در چنین فضایی برای کاربران جوان ایرانی فرصت ساز باشد، بیشتر به یک تهدید و چالش برای آنها تبدیل شده است. در گذشته، آموزه های دینی را در کاغذها و کتب دینی می نوشتند و این متون دینی سالیان دراز بدون تغییر باقی می ماند؛ درحالی که در فضای مجازی، دین زمان ندارد و ثابت باقی نمی ماند و بسیاری از پایگاه های مذهبی، از نظر ساختار و محتوا تغییر می کنند. (رضایت، 1385، 62) به دنبال آن، ظهور و گسترش فناوری های نوین فضای مجازی، به ویژه اینترنت، یکی از ویژگی های عصر گرایش به مادیات و تجمل گرایی و مصرف گرایی است. تبلیغات گستره در این فضاء، غالباً متوجه سکولار کردن کاربران است که از سوی صاحبان این تبلیغات و در جهت پیشبرد منافع خود و کشورشان طراحی می شود؛ همان گونه که در دنیای واقعی نیز در جستجوی منافع خویش هستند. «نظام معنایی این دوران، بر این اساس تعریف می شود که چه مصرف می کنند، چه ماشینی سوار می شوند و چه خانه ای می خرند.» (دغاقله، 1386، 63)

هویت دینی افراد نیز در شرایطی تحت الشعاع این فضای مجازی قرار می گیرد که قرار گرفتن در چنین فضایی نقش مؤلفه های دینی، از جمله: گناه، قداست، پاکی، رستگاری و اطاعت را در نظر کاربران، به ویژه کاربران جوان ایرانی، از بین می برد و در نهایت، منجر به تهدید شده، زمینه ساز بحران دینی در بین این جوانان می شود. بنا به گفته دونات(20): «هرچه سیگنال ها یا فرستنده های ارتباطی قوی تر باشند، قدرت نفوذ آنها برای فریب کاربران بیشتر است. این سیگنال ها از طریق تبلیغات گسترده و با کیفیت بالا، سعی در جلب اعتماد کاربران خود دارند و از این طریق، می توانند گیرندگان اطلاعاتی را به دام خود بیندازند و به شخصیت و هویت آنها هر گونه که بخواهند، شکل دهند.» (دونات، 1998، 3)

البته تأثیر فضای مجازی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، بسیار متفاوت است. کشورهای توسعه نیافته با تأثیرپذیری بیشتر و تأثیرگذاری کمتر، بیشتر در معرض بحران هویت قرار می گیرند.

هویت دینی، مهم ترین عنصر وحدت و همبستگی اجتماعی در ایران است و تعلق نسبت به دین، در شکل گیری چنین انسجامی نقش بسیار مهمی دارد. با گسترش فناوری های پیشرفته ارتباطی و اطلاعاتی، هویت دینی جوانان امروز ایرانی به ویژه نسل سوم که بیشتر در معرض انواع ابزارهای فضای مجازی هستند، در معرض تهدید قرار گرفته است و به نوعی این جوانان به بحران دینی و دین گریزی مواجه شده اند. برخلاف گذشته که مبنای شکل گیری هویت ها خانواده و والدین بودند، امروزه به واسطه ظهور فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی و نیز از بین رفتن محدودیت های زمانی و مکانی ناشی از آن، جوانان می توانند با جهان بزرگ تری در ارتباط باشد و این فناوری های جدید، بر هویت جوانان بی تأثیر نبوده اند. در این بین، استفاده از شبکه های مجازی اجتماعی پُرطرف دار، مانند فیس بوک، چت روم ها (اتاق های گفتگو) و اخیراً پیام رسانی از طریق تلگرام و شبکه هایی همچون تانگو و لاین، میان جوانان از محبوبیت بسیاری برخوردارند. این مسئله می تواند تأثیرات هویتی، مانند: ایجاد هویت های مجازی، هویت های کاذب و هویت های زودگذر و اختیاری بر روی جوانان داشته باشد. این جوانان، هرچه بیشتر در این فضاء محصور شوند، سنّت های دینی و مؤلفه های آن، مانند: پرهیزکاری، قداست، گناه، اطاعت و رستگاری، در بین آنها رنگ می بازد. تبلیغ فرهنگ مصرفی موجود در این فضاء، کاملاً در تقابل با آموزه هایی همچون قناعت و عدم اسراف موجود در دین است.

تبلیغ فرهنگ غربی و ترویج فساد، از دیگر پیامدهای قرارگیری در چنین فضایی است که می تواند در تضاد با دین باشد؛ حتی ازدواج که از سنّت های دیرین پیامبر اکرم(ص) است و به فرموده ایشان با ازدواج، نیمی از دین کامل می شود، از طریق روابط نامشروع دو جنس مخالف کم رنگ تر شده است. در واقع، به این معنا که فضای مجازی می تواند موجب آسان شدن ارتباط با همسالان، خصوصاً جنس مخالف، به دور از هرگونه قوانین شرعی و عرفی شود.

از جمله مواردی که می توان از آن به عنوان تهدید در چنین فضایی یاد کرد، شکاف نسل هاست. فضای مجازی، شکاف میان نسل ها را بیشتر کرده و امروزه با ورود وسایل و فناوری های جدید به عرصه خانواده ها، شاهد این هستیم که والدین و فرزندان، ساعت ها در کنار یکدیگر می نشینند؛ بدون آنکه حرفی برای گفتن داشته باشند. امروزه دیگر کمتر نشانه هایی از آن نوع خانواده هایی وجود دارد که والدین و فرزندان دور هم نشسته و درباره موضوعات مختلف خانوادگی و کاری با هم گفت‌و‌گو کرده و نظرات همدیگر را درباره موضوعات مختلف جویا شوند. در شرایط فعلی، روابط موجود میان والدین و فرزندان به سردی گراییده و دو نسل به دلیل داشتن تفاوت های اجتماعی و تجربه های زیستی مختلف، زندگی را از منظر خویش نگریسته و مطابق با بینش خود آن را تفسیر می کنند.

فضای مجازی برقراری ارتباط بین جوانان را آسان تر از پیش کرده است. امروزه از طریق فضای مجازی در مجموع به واسطه اینکه هویت افراد در چت روم ها پنهان است، روابط ایجادشده می تواند موجب ایجاد سوء تفاهم و در نتیجه، ضربات عاطفی و روحی شدید شود؛ حتی این امر می تواند به دنیای واقعی نیز کشیده شود و آثار سوئی را در بر داشته باشد. پیام کوتاه نیز به علت سهولت استفاده و دسترسی، همانند شبکه های مجازی (مانند: فیس بوک، تویتر، گوگل پلاس و یوتیوب)، ماهواره، تلفن های همراه هوشمند با دارا بودن امکاناتی مانند وی چت(چت از طریق تلفن همراه) و دیگر وسایل دیجیتالی پیشرفته که هر روز نوع جدیدی از آنها وارد بازار می شود، هویت جوانان ایرانی را شکل می دهد. بنا به ویژگی ها و کارکردهای این فناوری ها و رواج ارزش هایی مثل: فردگرایی، لذت گرایی، نسبی گرایی، انزواگرایی و مصرف گرایی، همه این ارزش ها در تقابل با هویت دینی سنتی قرار دارند. استفاده از فضای مجازی در میان ایرانیان، به ویژه نسل سوم، روز‌به‌روز در حال گسترش است و حتی در مناطق محروم و دورافتاده و در بین عشایر نیز جوانانی هستند که از اینترنت و لپ تاب استفاده می کنند.

از جمله آثار مخرب فضای مجازی، به وجود آمدن اختلالات و انحرافات جنسی است. اینترنت به دلیل داشتن رویکرد آزاداندیشی در روابط جنسی از سوی گردانندگان اصلی آن (غرب و به ویژه آمریکا) و نگرش تجاری نسبت به مسائل جنسی، موجب پدید آمدن پدیده پلید شهوانی و رواج سرسام‌آور آن گردیده است. این پدیده، مرزهای اخلاقی را در هم می شکند و تهدیدی برای فرهنگ ها، به خصوص فرهنگ های دینی، همچون فرهنگ اسلامی است. متأسفانه، این امکان وجود دارد که جوانان به واسطه دیدن مطالب و تصاویر مستهجن، دچار پدیده ای به نام بلوغ زودتر از موعد شده و به تبع آن، رفتارهای جنسی از خود بروز دهند. یکی از راهکارهای مقابله با تفکر اسلامی در فضای مجازی، مغالطه ای آشکار است که در این فضاء و با استفاده از بی‌اطلاعی برخی کاربران، جامه عمل پوشیده است. آشکار بودن ضعف استدلال و اندیشه مخالفان در رویارویی با اسلام راستین، آنها را به سوی معرفی نسخه های ساختگی و جعلی از اسلام و معرفی آنها به عنوان نسخه اصلی اسلام کشانده است. این همه در حالی است که به موازات این طرح، طرح های دیگری از قبیل: ناکارآمد جلوه دادن نظام دینی و ترویج اندیشه سکولاریسم با هدف جدایی دین از سیاست، تشدید دین گریزی و تخریب باورها، ارزش ها و اعتقادات دینی و مذهبی، شبهه پراکنی در مورد آیات و حقایق قرآنی، تحریف تاریخ اسلام و زیر سؤال بردن احکام اسلامی نیز در فضای مجازی دنبال می شود. در کنار فعالیت های ضد هویت دینی و با توجه به اصل نیاز انسان به معنویات، فضای مجازی به زمینه ای مساعد برای ترویج فِرَق ضاله و عرفان های نوظهور نیز تبدیل شده است. این فرقه ها از این فضاء برای تبلیغات و شبکه سازی و معرفی خود به عنوان راه نجات و سعادت بهره می برند.

نتایج یک تحقیق پیمایشی در بین دانشجویان دانشگاه مازندران، نشان می دهد که بُعد اعتقادی این دانشجویان، دارای بیشترین میانگین (4/61 از 5)، و بُعد مناسکی هویت دینی (3/36 از 5)، کمترین میانگین است. نتایج، از شکاف بین بُعد مناسکی و اعتقادی هویت دینی دانشجویان خبر می دهد و آنها نیز چنین پیامدی را تلفیق سنّت و مدرنیته می دانند؛ به بیان دیگر، هرچه افراد در مواجهه با اینترنت فرصت فعالیت و تولید معنای بیشتری بیابند، احتمال اینکه هویت دینی آنها بازتابی از این فضاء باشد، تقویت می شود. (اشتیاقی و همکاران، 1391، 10 ـ 22)

نتایج تحقیق پیمایشی دیگر با روش جمع آوری داده ها از طریق پرسش نامه با جامعه آماری سن 15 و ساکن شهر تهران که حجم نمونه 200 نفر است، نشان می دهد: از میان کاربران مورد مطالعه در این تحقیق، به ترتیب 28/7درصد دارای میزان مشارکت و فعال بودن پایین در استفاده از اینترنت، 43/3درصد برخوردار از میزان مشارکت متوسط در استفاده از اینترنت و 27درصد نیز دارای میزان مشارکت و فعال بودن بالا در استفاده از اینترنت بودند. نویسنده، رابطه معکوس بین هویت سنّتی و هویت های بازتابی و تغییریافته ناشی از اینترنت را این گونه بیان می کند که مدت استفاده کاربران از اینترنت به میزان 27- درصد، بر هویت دینی آنها تأثیر دارد و این گویای آن مطلب است که به ازای هر واحد کاهش در مدت استفاده کاربران از اینترنت، 27 درصد به میزان هویت دینی آنها به سوی هویت دینی سنّتی افزوده شده است. نتیجه این بررسی، حاکی از آن است که بین مدت استفاده از اینترنت و هویت دینی، رابطه معکوس وجود دارد و هرچه وسعت حضور در فضای مجازی و اینترنت کمتر باشد، هویت دینی سنّتی تقویت می شود؛ اما در مقابل، هرچه وسعت حضور بیشتر باشد، سطح هویت دینی سنّتی کاربران تضعیف می گردد. (عباسی قادی، 1385، 27) نتایج این تحقیقات پیمایشی نشان می دهد که فضای مجازی، بر هویت دینی کاربران جوان تأثیر گذاشته است.

یک تحقیق پیمایشی دیگر نیز به پیامد نسبی گرایی و مصرف گرایی در استفاده از اینترنت و تأثیر آن بر هویت دینی پرداخته بود؛ این پیمایش نیز با روش پرسش نامه و حجم نمونه 384 نفر جوانان بین 18 تا 38 سال نشان داد: متغییر نسبی گرایی، 57 درصد و متغییر مصرف گرایی، 13درصد از تغییرات هویت را به خود اختصاص داده بودند. بدین ترتیب، می توان گفت با افزایش نسبی گرایی و مصرف گرایی در استفاده از اینترنت، میزان هویت دینی کاهش می یابد. بنابراین، هرچه افراد در میزان استفاده از اینترنت مصرف‌گراتر و نسبی‌گراتر باشند، میزان هویت دینی آنها کمتر می شود. (سفیری و نعمت اللهی، 1390، 56)

در مجموع، می توان گفت نتایج بیشتر تحقیقات پیمایشی صورت گرفته در زمینه تأثیر فناوری هایی مثل فضای مجازی و شاخصه های آن بر هویت، بر وجود رابطه معکوس بین استفاده از این فضاء و هویت های سنّتی دلالت دارد.

نتیجه گیری

میزان استفاده از فضای مجازی در بین جوانان ایرانی، به طور روزافزونی در حال گسترش است. جمعیت جوان ایرانی که بیشترین جمعیت را در ایران به خود اختصاص داده اند، تحت تأثیر فضای سایبر هستند. دین و هویت دینی، نقش مهم و محوری در جامعه ایران دارد. در واقع، هویت دینی از مهم ترین عناصر ثبات، وحدت و انسجام اجتماعی در جامعه ایران است. در گذشته، هویت از طریق نهاد خانواده و والدین شکل می گرفت و تعاملات و ارتباطات غالباً به صورت فیزیکی و در یک سرزمین مشخص شکل می گرفت؛ اما امروزه با ظهور پدیده ای به نام فضای مجازی، هویت دینی دچار تهدید و تحول شده است و الگوهای سنّتی تعاملی به چالش کشیده شدند. در این بین، جوانان، به ویژه نسل سوم، بیشتر در معرض این فناوری ها هستند. فناوری هایی همچون: شبکه های مجازی اجتماعی، چت روم، وی چت (چت از طریق گوشی همراه) و پیام کوتاه، محبوبیت بیشتری در بین جوانان دارد. در این تحقیق، بر طبق نظریه کاستلز و نظریات رهیافت گفتمانی، پی به این نتیجه می بریم که ورود و تسلط فضای مجازی بیش از آنکه به ایجاد فرصت بینجامد، باعث تغییر و دگرگونی هویت ها، به ویژه در سطح دینی و نیز از خود بیگانگی در بین جوانان کاربر ایرانی می شود که همین مسئله، زمینه ساز ایجاد بحران هویت دینی در بین آنها می گردد. البته لزوماً قرارگرفتن در چنین فضایی، به خودی خود بحران‌زا نیست؛ بلکه بحران هویت دینی، زمانی است که کاربران ناخواسته در دام شبکه های مجازی عوام فریبی می افتند که هر چه بیشتر جذب چنین شبکه هایی می شوند، به لحاظ هویتی بیشتر آسیب پذیرند. همان طور که قبلاً نیز اشاره شد، تعامل در چنین فضایی، علاوه بر چالش می تواند فرصت ها و مزایایی را نیز در پی داشته باشد؛ اما آنچه که در حال حاضر بیشتر مورد نظر است، چالش ها و تهدیدات فضای مجازی است. دنیای مجازی با درنوردیدن مرزها و فراسرزمینی کردن ارتباطات، عملاً چالش هایی در برابر هویت دینی به وجود آورده و زمینه ساز بحران در میان جوانان ایرانی شده است. به طوری که عواقب و پیامدهای آن، در دنیای واقعی آنان نیز کاملاً مشهود است. قرارگرفتن در چنین فضایی، پیامدهایی همچون: مصرف گرایی، تجمل گرایی، فردگرایی، ترویج فساد و بی بندوباری را به دنبال دارد. بیشتر بررسی ها و تحقیقات پیمایشی صورت گرفته، وجود رابطه معکوس بین هویت دینی و فضای مجازی را به اثبات رسانیده اند.

پی نوشت ها:

منابع:

اطلاعات تکميلي

  • تاریخ انتشار نسخه چاپی: پنج شنبه, 25 آذر 1395
  • صفحه در فصلنامه: صفحه 28
  • شماره فصلنامه: فصلنامه شماره 56
بازدید 7178 بار
شما اينجا هستيد:خانه آرشیو فصلنامه شماره 56 فضای مجازی؛ فرصت ها و چالش های هویت دینی در بین جوانان ایرانی