تحلیلی از خبر BBC درباره آخرین نشست مذاکرات هسته ای در سوم آذرماه 1393

یکشنبه, 16 آذر 1393 ساعت 17:18
    نویسنده: دکتر حمید شهریاری مدیر مسئول فصلنامه ره آورد نور

 معتقدم كه بي بي سي بنگاه سخن‌پراكني پير استعمار همواره اخباري را بيان مي‌كند تا ضربات از قبل طراحي شده و خودخواسته‌اي به جمهوري اسلامي ايران وارد كند كه ربطي حقيقي به خبر ندارد بلكه در صدد القاي مطالب منفي در ذهن مخاطبان ايراني است. اين امر ممكن است در يك خبر و دو خبر مورد توجه مخاطب قرار گيرد ولي وقتي اخبار مشابه مكرر و  متنوع مي‌گردد مخاطب ناخواسته به اخبار پنهان و دروغيني كه نوعاً در دل اخبار ظاهري بيان شده، نهفته است ايمان پيدا مي‌‌كند و سپس ذهنش در اختيار اين بنگاه قرار گرفته و به اخبار ظاهري نيز ايمان خواهد آورد. اين مطلب را بيشتر براي دوستاني نوشته‌ام كه به گوش كردن اخبار اين بنگاه مقيدند.

در ذيل به تحليل يكي از اين اخبار مي‌پردازم. اخبار بي بي سي به رنگ قهوه ای و نوشته‌هاي تحليلي به رنگ مشكي آمده است.

 بي بي سي: مبنای ایران برای پافشاری بر خواسته‌ها در مذاکرات هسته‌ای چیست؟

  1. (خبر نهفته دروغين): اين تيتر يك پيش فرض بيان نشده دارد و آن اين كه ايران بر خواسته‌هاي خود پافشاري مي‌كند در حالي كه عدم توافق ناشي از پافشاري هر يك از دو طرف مذاكره ممكن است باشد و اين گونه نيز بوده است.
  2. (خبر نهفته دروغين): پرسش از مبنا انداختن يك بار بر گردن ايران است گويا اين تيتر اين مطلب را پيش‌فرض گرفته كه ايران مسئول اصلي شكست است و لذا بايد دنبال مبناي كارش بگرديم پس لابد آن مباني نيز مورد پرسش است!

با وجود تلاش جانانه در بالاترین سطوح دیپلماتیک ایران و کشورهای ١+۵ حتی چندین دور مذاکره مستقیم جواد ظریف و جان کری، وزیران امور خارجه ایران و آمریکا، در نهایت دو طرف نتوانستند در موعد مقرر یعنی روز بیست‌وچهارم نوامبر (سوم آذر) به توافق برسند.

  • (خبر ظاهري با بار منفي): ملاحظه مي‌كنيد كه تأكيد اين جمله بر اين است كه «در موعد مقرر نتوانستند به توافق برسند» اين جمله اين بار منفي را به دنبال دارد كه اهداف دو طرف حاصل نگشته است. در حالي كه موعدي ثاني براي توافق تعيين شده است و اين جمله مي‌توانست به صورتي مثبت اين گونه بيان شود كه «دو طرف فرصت براي رسيدن به توافق نهايي مذاكرات را تا ژوئيه تمديد كردند» اما از آنجا كه هدف اصلي از اين خبر خبررساني نبوده بلكه تضعيف نظام جمهوري اسلامي است به اين سبك نوشته شده تا مقدمه‌اي براي ورود به سؤال بعد باشد:

اما آیا اصولا ایران بر خواسته‌های خود در مذاکرات هسته‌ای پافشاری می‌کند و نرمشی نشان نمی‌دهد؟

  • خوب اگر نرمش نشان داده بود كه حتماً توافق حاصل مي‌شد حال ببينيم تقصير اين نرمش نشان ندادن از ديد بي بي سي با كيست؟

دو روز پس از تمدید مذاکرات هسته‌ای، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی گفت: "هیات ایران حقا و انصافا در مقابل حرف زور ایستادگی می‌کند و برخلاف طرف مقابل، حرفش را هر روز عوض نمی‌کند." چنین اظهارنظری این پرسش را پیش می‌آورد که اگر قرار است هیات ایرانی حرفش را عوض نکند، پس هدف از مذاکره و یافتن یک راه‌حل میانه چیست؟ چون از این سخنان می‌توان چنین برداشت کرد که هیات ایرانی بر خواسته‌های خود پافشاری کرده و نرمش چندانی نشان نمی‌دهد.

  • در حالي كه فرمايش ايشان مقابله با زور يعني ظلم و ستم طرف مقابل است و نيز از آنجا كه زورگويان براي رسيدن به خواسته‌هاي خودشان مدام تغيير موضع داده و از مسير عدالت كه مسيري واحد است خارج مي‌شوند و آن دستيابي ايران به حقوق هسته‌اي خود است و لازمه آن ثبات در خواسته است. اما اين خبر تلاش دارد اين تغيير موضع امريكا را نكته‌اي مثبت براي آنان القا كند. در حالي كه تغيير مواضع به صورتي مكرر نشان از عناصر متكثر تأثيرگذار در مذاكرات است و اين كه طرف امريكايي داراي يك هدف مشخص در مذاكرات نيست يا هدفي دارد كه آن را در لابلاي كلمات ظاهري خود پنهان مي‌دارد.
  • (خبر پنهان دروغين): از سويي ديگر اين جمله يك حرف نهفته دارد و آن اين كه ايران از خود نرمش نشان نداده و از مواضع سخت خود كوتاه نيامده است در حالي كه اين جمله از اساس غلط است. چون ايران در عمل، اورانيوم 20 درصد خود را اكسيد كرده و افزايش تعداد سانتريفوژها را متوقف كرده و به آنها اجازه داده نظارت برخط داشته باشند و خيلي نرمش‌هاي ديگر كه ايران از آن با عنوان «نرمش قهرمانانه» ياد كرده است. چطور شد كه آن جمله اينك فراموش شده است؟ از همين جا روشن است كه نگارنده خبر مي‌خواهد تحليلي ارائه دهد كه در آن تقصير را به گردن ايران بيندازد و قصد خبررساني ندارد. اين القائات ضمني خطرناك در ذهن مخاطب شبهاتي را به جاي  مي‌گذارد و اين قصد نگارنده خبر بوده است. وقتي انحایی از اين اخبار در ذهن انباشته شود پرسش از درستي آن كلمات شبهه‌ناك مورد غفلت ذهن قرار مي‌گيرد.
  • سوم اين كه در حالي كه در متن خبر است كه كسي از جزئيات خبر ندارد ببينيد چطور زيركانه عدم نرمش در مذاكرات را به ايران نسبت مي‌دهد بدون آن كه از اصل آن سؤال كند فرض را بر اين مي‌گيرد كه اين امر قطعي است و دنبال مبنايش كه قاعدتاً رهبر جمهوري اسلامي است مي‌گردد. يكي نيست به اين خبرنگار بگويد اين فرضيه غلط اندر غلط را از كجاي جيبت درآوردي؟ لابد همه نرمش‌ها از جانب انگليس بوده يا امريكا و ايران جز زمختي كار ديگري نكرده است؟
  • به تازگی، مکاتباتی با یکی از متخصصان ایران در کنگره آمریکا (کارمند و نه نماینده) در ارتباط با موضع ایران در مذاکرات هسته‌ای داشتم. او برای من نوشت: "باید به اظهارنظرهای قبلی خود اضافه کنم که در جریان ماه‌ها مذاکره (بین ایران و ١+۵) من با بسیاری از کارشناسان آمریکایی و غیرآمریکایی صحبت کرده‌ام. (پیش از این) احساس آنها این بود که زیاده‌خواهی آمریکا از ایران و کله‌شقی آمریکا (obstinance) مانع رسیدن به یک توافق است. اما این بار صحبت‌های آن افراد کاملا متفاوت است. آنها یک صدا می گویند که ایران بیش از حد نگران آن است که ضعیف به نظر برسد. این ایران است که مانع رسیدن به توافق است. پیش از این، آنها وقت را برای ملامت کردن آمریکا در اتخاذ مواضع سرسختانه تلف نمی‌کردند، اما اینک همگی تغییر موضع داده‌اند و ایران را مانع حصول یک توافق معرفی می‌کنند. این تنها من نیستم که این نظر را ابراز می‌کنم، بلکه یک یک افراد (کارشناسان) یک صدا چنین می‌گویند."
  • يكي نيست به اين آقا بگويد اين همه آدم مهم اين همه حرف مهم زدند تو رفتي سراغ يك كارشناس كنگره؟  بعدش چرا تا حالا اين كارمند گفته خودش را اعلام نكرده بود؟ (كه قبل از اين كله‌شقي امريكا بوده كه مانع اصلي بوده) حالا كه نظرش عوض شده خبرش آمده توي بي بي سي. احتمالاً كسان ديگري هستند كه هنوز رأيشان بر اين است كه زياده‌خواهي امريكا مانع پيشرفت است ولي قاعدتاً تا نظرشان عوض نشود اين خبر خبر بي بي سي نمي‌شود.

از آنجا که جزئیات محتوای مذاکرات افشا نشده است، مشکل بتوان گفت که آیا پافشاری ایران بر خواسته‌هایش منطقی است یا نه. اما آنچه مسلم به نظر می‌رسد و نیز با کنار هم قرار دادن اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای و این کارشناس کنگره، می‌توان نتیجه گرفت که ایران در این مرحله، رویکردی انعطاف‌ناپذیرتر اتخاذ کرده است.

یک عامل روانشناسانه و چند عامل حسابگرانه را می‌توان ریشه این رویکرد دانست.

  • اين خبر اين پيش‌فرض را دارد و به مخاطب القا مي‌كند كه منطقي بودن خواسته‌هاي ايران مورد پرسش است در حالي اين امر يك گمانه‌زني است و مستنداتي ندارد و يك شانتاژ تبليغاتي است ثانياً چون جزئيات افشا نشده قاعدتاً منطقي بودن خواسته‌هاي طرف انگليسي و امريكايي نيز به همان انداز مورد پرسش است. آن وقت به نظر شما چرا اين آقاي خبرنگار يك پرسش را چسبيده و ديگري را كه به همان اندازه در مورد آن ترديد است، رها كرده است؟
  • نكته جالب اين كه اين آقا اين جسارت را كرده تا بين سخنان رهبري نظام جمهوري اسلامي و يك كارشناس كنگره جمع‌بندي كند. اين نيز نوعي وزن‌دهي خودخواسته و بي‌منطق است. چرا سخنان كري و ظريف را جمع‌بندي نمي‌كنيد كه مرجع اصلي در اين مسأله هستند؟ آيا شما دنبال واقعيتيد يا دنبال تخريب چهره‌هاي اصلي نظام اسلامي؟
  • آن وقت يك دفعه يك امر مشكوك چطور شد تبديل شده به يك نتيجه كه رويكرد ايران انعطاف‌ناپذير بوده؟ بعد هم براي اين حرف غلط دنبال عامل مي‌گرديد؟ به راستي كه هيچ خبرگزاري به مكر و حيله شما نمي‌توان يافت به نظرم از نسل عمروعاص بايد بيايند نزد شما درس بگيرند!

عامل روانشناسانه؛ بیم از دادن امتیاز تحت فشار

یکی از مهم‌ترین عواملی که باعث شده است که بحران هسته‌ای ایران به یک گره کور تبدیل شود، ترس حکومت ایران از عقب‌نشینی تحت فشار تحریم‌هاست. از جمله رهبر ایران بارها تاکید کرده است که اگر آمریکا از سازوکار اعمال فشار از طریق تحریم‌ها به خواسته‌های خود برسد، به این جمع‌بندی خواهد رسید که حربه مزبور حربه موثری است و در نتیجه، بلافاصله با طرح موضوعات دیگری مانند حقوق بشر و حمایت از تروریسم، به استفاده دوباره از تحریم‌ها دست خواهد زد.

به نظر می‌رسد که آیت‌الله خامنه‌ای معتقد است که عقب‌نشینی در مورد مساله هسته‌ای باعث خواهد شد که آمریکا برای سرنگونی رژیم ایران و یا تغییر ماهیت انقلابی آن از حربه تحریم‌ها استفاده کند. اما اگر چنین استدلالی صحیح باشد، قاعدتا آمریکا نباید وارد هیچگونه مذاکره و معامله‌ای شود که نهایتا کاهش، تعلیق و یا حذف تحریم‌های ایران را به دنبال داشته باشد.

  • كلمه گره كور حاكي از اين است كه ما درمانده در حل يك مشكل هستيم بعد از عواملش سؤال مي‌كند در حالي كه اين اصل مطلب كه اين گره كور است بي‌مبناست ما در هر حال پيروز ميدان هستيم و پيشرفت‌هاي هسته‌اي ما تبديل شده به يك گره كور براي اسرائيل و امريكا. آن قدر آنها را دست پاچه كرده كه حاضرند امتيازاتي به ما بدهند تا ما از غني‌سازي دست برداريم و حاضرند هر تحريم ظالمانه‌اي را اعمال كنند تا پيچ و مهره‌هاي هسته‌اي ما را شل كنند اما زهي خيال باطل! حال قضاوت با شما كه پيشرفت هسته‌اي ما گره كور  براي ماست يا گره كور براي اسرائيل؟
  • رهبر انقلاب معتقدند كه اگر مسأله هسته‌اي را حل كنيم امريكا باز بهانه‌اي ديگر جستجو مي‌كند تا ايران را تحت فشار قرار دهد اين تجربه بيش از سي سال بعد از انقلاب است. اين مطلب درستي است ولي در جملات فوق اين مطلب وارونه بيان شده است (دقت كنيد). در عين حال رهبر انقلاب با نرمشي قهرمانانه با مذاكرات موافقت كردند و عملاً اين نظر خود را به بوته آزمايش گذاردند و فرصتي دوباره به امريكايي‌ها دادند تا صداقت خود را نشان دهند. در جملات بالا اين مطالب انعكاس نيافته است.
  • «به نظر مي‌رسد...» يعني به نظر كي مي‌رسد؟ اين اعتقاد رهبري را شما از كجا كشف كرديد؟ چرا مطالب خلاف به ايشان اسناد مي‌دهيد؟ نزد ايشان امريكا چنين قدرتي ندارد كه براي سرنگوني ما نقشه بكشد امريكا بايد برود مشكلات داخلي خود را حل كند. پس چرا مطالب غير واقعي را به ايشان نسبت مي‌دهيد؟ پس اصل مطلب باطل است.
  • بعد از مطلب باطل اين نتيجه‌گيري را كرديد كه اگر اين مطلب صحيح باشد هميشه با يك اگر مي‌توان مطلب محالي را گفت بعدش هر چه لازمه باطل است به آن اضافه كرد مثلاً مي‌توان گفت اگر در ايران قحطي باشد ما بايد سرمان را بگذاريم و بميريم. و چه و چه!!! خوب اصلاً كه گفته كه در ايران قحطي است؟
  • اولاً كه گفتيم رهبر انقلاب چنين نظري ندارند ثانياً اگر امريكا به مذاكره آمد يعني از شيطنت‌هاي خود دست برداشته است؟ تجربه سي ساله نشان مي‌دهد كه چنين نيست. و هنوز هم چنين نشده است. آيا نمي‌شود كه هدف امريكا سرنگوني رژيم ايران باشد و به مذاكره هم بيايد؟ آيا سوابق سياست‌هاي امريكا و انگليس را نخوانده‌ايد يا خودتان را به فراموشي مي‌زنيد؟ مگر تاريخ استعمارگران را در قرن بيستم نخوانده‌ايد؟ اصلاً يكي از كارهاي اصلي آنها در تاريخ تمدنشان اين است كه مذاكره مي‌كنند و در پنتاگون نقشه‌هاي ديگري را مي‌كشند.
  • حال ببينيد براي باور پذير كردن ادعاهاي دروغين خود چگونه مطالب درستي را نقل مي‌كنند كه هيچ ربط مستندي به مطالب فوق ندارد:يكي از روش‌هاي بي بي سي اين است كه مطالب نادرست را با مطالب درست خلط مي‌كند و از دومي اولي را نتيجه مي‌گيرد در حالي كه استدلال غلط به نتيجه غلط مي‌انجامد حتي اگر مقدمات استدلال صحيح باشد.  اين عوامل حسابگرانه از آن نمونه است:

عوامل حسابگرانه

صرف‌نظر از عامل روانی، ظاهرا ایران به دلایلی، معتقد است که در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند خواسته‌های خود را به آمریکا (و غرب) تحمیل کند.

الف: ظهور داعش

یکی از مسائلی که از آغاز شکل‌گیری جمهوری اسلامی در ایران همواره به عنوان معضلی در رابطه آن کشور با آمریکا خودنمائی کرده است، سوءبرداشت دو طرف از حرف‌ها و مواضع یکدیگر بوده است.

قرائنی وجود دارد که نشان می‌دهد آمریکا به طرق مختلف برای مبارزه با داعش، ایران را دعوت به همکاری کرده است. از جمله آیت‌الله خامنه‌ای به پیغامی که سفیر آمریکا در عراق به سفیر ایران در آن کشور داده و نیز طرح درخواستی مشابه جان کری در دیدار با جواد ظریف اشاره کرده است، آمریکا هم این موضوع را به صراحت انکار نکرد. مهم‌تر از همه، افشاگری وال‌استریت ژورنال در مورد نامه اخیر باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، به رهبر ایران در همین خصوص بود.

این اقدامات آمریکا باعث شده است این تحلیل در ایران شکل بگیرد که براساس آن، آمریکا با وجود ایجاد یک ائتلاف بین‌المللی، به دلیل در اختیار نداشتن یک نیروی زمینی موثر در مبارزه با داعش و نیز با در نظر داشتن پایگاه و نفوذ ایران در عراق، چاره‌ای ندارد جز آن که دست یاری به سوی ایران دراز کند.

این وضعیت از دیدگاه ایران، موقعیتی را فراهم آورده است که به آن کشور امکان می‌دهد که در مذاکرات هسته‌ای تهاجمی‌تر شرکت کند.

  • ببينيد چگونه يك مطلب باطل را در خبر خود پنهان كرده است! ايران اصلاً قبول ندارد كه امريكا در حال مبارزه با داعش است. از نظر ما داعش دست پرورده خود امريكايي‌هاست كه با يك سناريوي پيچيده دو دره بازي مي‌كند. روشن است كه داعش در حال ظلم است اما نامش اسلامي است با اين نام مي‌خواهند چهره اسلام را مخدوش كنند و از توسعه اسلام در جهان اسلام و در اروپا جلوگيري كنند كه موفق هم شدند. ديگر چه كسي حاضر است به ديني علاقمند شود كه سر انسان‌ها را با چاقو مي‌برد و روي شكمشان قرار مي‌دهد. بسيار واضح است كه طراحي پنتاگون و صهيونيست‌ها در كار است.
  • در ايران هرگز چنين تحليل خامي وجود ندارد كه امريكا واقعاً مي‌خواهد با داعش مبارزه كند. ببينيد چگونه از يك خبر صحيح يعني درخواست امريكا از ايران براي مبارزه با داعش، استنتاج مي‌شود (البته به صورتي پنهان در خبر) كه امريكا در صدد نابودي داعش است! بعد هم به ايران نسبت همكاري با امريكا را مي‌دهد تا به بيداري اسلامي پيام دهد كه ايران و امريكا با هم در مسائل بين‌المللي به تفاهم رسيده‌اند! امريكا دست ياري دراز كرده و ايران هم كه اين دست ياري را ديده در مذاكرات هسته‌اي تهاجمي‌تر شده است. در حالي كه نه دست ياري واقعي وجود دارد و نه ايران اين دست ياري ظاهري را تصديق كرده و نه هم به خاطر آن، روحيه تهاجمي‌تر در مذاكرات گرفته است اين سه مطلب همه غلط اندر غلط است.

حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران هم عنوان کرده است که "حل مساله هسته‌ای، شرایط ایران و آمریکا را متحول خواهد کرد. پس از موضوع هسته‌ای می‌توان در خصوص مبارزه با تروریسم و تلاش برای استقرار ثبات و امنیت در خاورمیانه همکاری کرد."

اظهارنظر سوزان مالونی، از کارشناسان مسائل ایران و یکی از اعضای ارشد موسسه بروکینگز در این زمینه قابل توجه است. وی می‌نویسد: "نامه اوباما سوءبرداشت عمیقی را در ذهن رهبری ایران ایجاد خواهد کرد و به احتمال قوی، به جای آنکه کمکی به حل مساله هسته‌ای باشد، مانعی در این راه خواهد شد."

یک کارشناس آمریکایی مسائل ایران نیز که خواست نامش فاش نشود، به من گفت: "گروه دولت اسلامی به نزدیکی مرزهای ایران رسیده است. دشمنی این گروه در درجه نخست با شیعیان و بعد با آمریکایی‌هاست. گروه مزبور توسط رقبای ایران در منطقه حمایت شده و به این ترتیب، جدی‌ترین خطر را برای ایران آفریده است. بین ایران و آمریکا اگر یک کشور در خطر باشد، آن ایران است. چرا باید ایرانی‌ها فکر کنند که آمریکا حاضر است برای جنگی که آنها ملزم هستند، با آمریکا و یا بدون آمریکا، تا انتها پیش ببرند، به آنان امتیاز بدهد؟"

  • اين خبر يك تهديد غير مستقيم از پنتاگون است. يعني اي ايران بدان كه اگر با امريكا همكاري نكني داعش مي‌آيد گريبانت را مي‌گيرد پس مواظب رفتارت باش.
  • اما اين مطلب يك خبر نهفته دارد كه كاملاً زيركانه تدوين شده است: چون امريكا حاضر نيست كه در جنگي كه جدي‌ترين خطر را براي ايران آفريده به ايران امتياز بدهند پس ايران نبايد داعش را ابزار فشار بر امريكا قرار دهد. خوب اصلاً ما داعش را به قواره‌اي نمي‌بينيم كه بخواهد تهديدي براي ما باشد. منطقه مواجهه داعش با ما در خارج مرزهايمان مديريت مي‌شود نه در داخل خاكمان. اين جملات يك هدف فرعي دارد و آن اين كه داعش جدي‌ترين خطر براي ايرانيان است. آيا ايراني كه حاج قاسم‌هايش در داخل عراق در حال جنگند از داعش وحشتي دارد؟ ثانياً چه كسي گفته كه داعش دشمن امريكاست؟ اين خبر ضمني كه امريكا در درجه دوم است ناخواسته دشمني داعش با امريكا را به غلط القا مي‌كند. ببينيد با يك اسم به نام داعش چگونه عبارت گروه دولت اسلامي را بكار مي‌برند تا آن را به اسلام نسبت دهند.

ب: شکسته شدن ساختار تحریم‌ها

این اعتقاد در ایران پدیدار شده است که ظرف یکسال گذشته تحریم‌های آمریکا متزلزل شده و بازگشت به دوران قبل از توافق موقت ژنو دیگر میسر نیست. از این رو ایران خود را در این جایگاه می‌بیند که به دلیل فروپاشی استحکام تحریم‌ها می‌تواند بر خواسته‌هایش مصرانه بایستد.

این تحلیل از یک نظر صحیح است. طبق برخی گزارش‌ها، مقامات اروپایی به کنگره آمریکا هشدار داده‌اند که اگر مسبب شکست مذاکرات باشند، اروپا راه خود را از آمریکا جدا خواهد کرد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، آمریکا در شرایط دشواری قرار خواهد گرفت.

اما روی دیگر سکه آن است که اگر آمریکا از خود نرمش نشان دهد و ایران حاضر به هیچ نوع سازشی نباشد، در آن صورت قضیه معکوس خواهد شد. چون مذاکرات احتمالا به شکست می‌انجامد و اروپا در حمایت از آمریکا تحریم‌های ایران را باز هم تشدید خواهد کرد. در واقع، رویکرد سازش‌ناپذیر ایران متضمن ریسک بزرگی است که می‌تواند به شکست مذاکرات بیانجامد و هزینه‌های سنگینی به بار آورد.

  • اين حرف درستي است كه از آن استنتاج باطل شده است. درست است كه ما تحریم‌ها را متزلزل كرديم اما اين دليل بر اصرار به خواسته‌هاي به حقمان نيست. بلكه خواسته‌هاي به حق ما دليل خودش را دارد. وقتي حق ماست بايد به آن برسيم چرا عده‌اي نمي‌خواهند ما هسته‌اي شويم در حالي كه جهان اذعان دارد كه اين حق ماست؟
  • نكته ديگر اين خبر، اين پيام پنتاگون و استعمار است كه اگر نرمشي كه ما مي‌خواهيم نشان ندهيد مذاكرات به شكست مي‌انجامد و اروپا تحریم‌ها را تشديد خواهد كرد. و هزينه‌هاي سنگين به بار خواهد آمد. خبر ضمني اين گفته به نظر شما چيست؟ تقصير اصلي اين همه شكست و هزينه سنگين (به گفته بي بي سي) چه فرد خاصي است؟ دقت كنيد كه هدف اصلي خبر اين است كه تأخير در تفاهم بر عهده رهبر ايران است و شكست در مذاكرات نيز بر عهده ايشان است تخريب چهره‌هاي اصلي جمهوري اسلامي از اهداف كلان و مداوم بنگاه بي بي سي است كه در اين خبر كاملاً مشهود است.

ج: اقتصاد مقاومتی

رهبر جمهوری اسلامی بارها بر نقش اقتصاد مقاومتی در مقابله با تحریم‌ها تاکید کرده است. از جمله روز ششم آذر در جمع بسیجیان گفت: "برخلاف آمریکا، اگر مذاکرات به توافق نرسد برای ما آسمان به زمین نمی‌آید، چون راه‌حلی داریم به نام اقتصاد مقاومتی."

اینکه ایران باید در دراز مدت اقتصاد رانتی سرچشمه گرفته از نفت را ترک کند و به دیگر منابع تولید ثروت، بخصوص نیروی کار جوان، تحصیلکرده و متخصص خود که در منطقه کم‌نظیر است، متکی شود نظر درستی است. اما بحث بر سر این است که در صورت شکست مذاکرات و احتمالا محاصره "تقریبا" کامل نفتی، که پیش‌نویس لایحه آن از ماه‌ها پیش در سنای آمریکا تهیه شده است، ایران تا چه حد قادر به مقاومت در برابر شوک‌های وارده خواهد بود؟ آیا در چنین صورتی، ارز که بر اثر تحریم‌های شدید و دورنمای تاریک قیمت نفت، به کالایی کمیاب مبدل خواهد شد، به طور تصاعدی افزایش قیمت نخواهد یافت؟ تاثیر این وضعیت بر اقتصاد وابسته به واردات ایران (حتی در مورد مواد اولیه صنایع داخلی) چه خواهد بود؟

رهبر ایران در تبیین اقتصاد مقاومتی، صاحبان سرمایه را به فعالیت‌های تولیدی دعوت می‌کند. اما آیا در فضای مبهم اقتصادی ناشی از شکست مذاکرات، کسی حاضر به سرمایه‌گذاری درازمدت خواهد بود؟ تولیدات داخلی تا چه حد جوابگوی مصرف خواهند بود و بر اثر کمبود ارز و کاهش واردات، قیمت کالاها به کدام سمت میل خواهند کرد؟

  • چه شد كه اقتصاد مبتني بر نفت ما رانتي شد ولي مال عربستان و امارات و قطر هيچ وقت رانتي نبوده و نيست؟ يك باره اين رانت آمد به ميدان بحث از مذاكرات؟ اينها عباراتي است كه القائات پنهان به ذهن مخاطب را ايجاد مي‌كند و در اخبار گوناگون وجود دارد. منكر رانت در كشور خودمان نيستيم ولي بايد توجه داشت كه رانت در حوزه‌هاي غير نفتي نيز وجود دارد كما اين كه در همه جاي دنيا وجود دارد. ولي آيا اين وجه غالب فعاليت‌های اقتصاد ملي است؟ طبق چه آمار و اطلاعاتي اين نسبت به اقتصاد ما خورده است؟ يكي از اهداف بنگاه بي بي سي نشان دادن تضعيف نظام مديريت ملي در كشور است كه تلاش دارد همه را فاسد و رانت‌خوار معرفي كند. به پيرامون خود نگاه كنيد آيا واقعاً تمام مديراني كه مي‌شناسيد اين گونه‌اند؟ به نظر شما چرا بايد در كنار عبارت زيباي «اقتصاد مقاومتي» عبارت ناپاك «اقتصاد رانتي» بيايد؟ آيا خبرنگار درصدد نيست كه بين واژگان ارتباطي ذهني و ناخودآگاه بوجود آورد و بر آن نيز استدلالي پنهان كرده است؟
  • ببينيد با چه تلاشي عباراتي تدوين شده تا نشان دهد كه ما در اقتصاد مقاومتي شكست خواهيم خورد. اما آنها يادشان نرفته كه ملت ايران در جنگ چگونه مقاومت كرده است و اين نيز سخت‌تر از آن نيست. به حول و قوه الهي جوانان ما با روحيه‌اي جهادي در صحنه اقتصاد نيز پيروز خواهند شد. ان شاء الله

اطلاعات تکميلي

  • تاریخ انتشار: یکشنبه, 16 آذر 1393
بازدید 4378 بار
محتوای بیشتر در این بخش: « جرم رایانه ای
شما اينجا هستيد:خانه سایر مقالات تحلیلی از خبر BBC درباره آخرین نشست مذاکرات هسته ای در سوم آذرماه 1393