تحلیل تقابل و تعامل اسلام و غرب در دنیای مجازی

    با محوریت نامه های رهبر انقلاب به جوانان غربی

دوشنبه, 31 خرداد 1395 ساعت 15:09
    نویسنده: مصطفی علیمردای* این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چکیده

چند سالی است که ستیزه گری غرب با اسلام، با شکل ها و ابزارهای نو تشدید شده است. در سده های پیشین، تنها به فرقه گرایی و تقابل سنت ها و مرزکشی میان قومیت ها و کم رنگ کردن اعتقادها تمرکز می شد؛ اما امروزه در کنار این اقدام ها، با استفاده از فناوری های نوین و فضای مجازی، به تحریف و معرفی ناقص از اسلام می پردازند و با ساخت فیلم ها، بازی های رایانه ای و نیز نشر کتاب های ضد اسلامی، چهره ای خشن از اسلام نشان می دهند.

این نوشته با محور قرار دادن نامه مقام معظم رهبری به جوانان غرب، در پی تبیین حرکت های ضد اسلامی غرب و راهکارهای دفاع از اسلام در مقابل این حملات در فضای مجازی و معرفی اسلام از طریق منابع اصیل و دست اول است.

کلیدواژگان: نامه مقام معظم رهبری به جوانان، تمدن اسلامی، تمدن غربی، اسلام هراسی، اسلام اصیل، استکبارستیزی، فضای مجازی.

درآمد

نظام شکل گرفته در غرب که به تدریج و پس از رنسانس نزج یافت، بر پایه انسان مداری و به حاشیه راندن دین بوده است. ناکامی هایی که کلیسا در حکومت بر جوامع غربی داشت، متفکران و اندیشمندان را بر آن داشت که بگویند دین را یارای به سعادت رساندن انسان نیست؛ بلکه خود انسان می تواند با محور قرار دادن عقل خویش و تسخیر طبیعت، راه رستگاری را بیابد. به این ترتیب، نظام های فکری و فلسفی گوناگون که بر مبنای انسان محوری شکل گرفته بود، مبنایی برای حکومت ها و نظام های اجتماعی و اقتصادی غرب تبدیل شد. این اندیشه در پی استیلای بر طبیعت برای انتقاع بیشتر بود و جز مادیات، مقیاس دیگری برای سودمندی در دست نداشت.

اکنون نیز تمتع کامل از طبیعت، تفوق بر دیگر ملل، شیءانگاری اقوام غیر غربی و برتردانستن انسان غربی از دیگر ملل، مبنایی برای سیاست جاری دولت های استکباری غرب است.

در ادامه، با بررسی تمدن های اسلام و غرب و تفاوت های بنیادین میان این دو، به چگونگی تعاملشان با یکدیگر، به ویژه در فضای مجازی پرداخته خواهد شد.

تمدن اسلامی و ویژگی های آن

«تمدن اسلامی» را این گونه تعریف کرده اند: مجموعه هماهنگ و سازمان یافته ای از عقاید، باورها، سنن، خلاقیت ها، اختراعات و فنون و علم که به گونه ای متأثر از اندیشه اسلامی بوده و در جامعه اسلامی و مسلمانان فراهم آمده باشد. (یعقوبی، 1389)

تمدن اسلامی، از ویژگی هایی برخوردار است که آن را از تمدن های دیگر متمایز می کنند.

این تمدن با محور قراردادن آموزه قرآنی پذیرش و پیروی از بهترین نظرها، دستاوردهای متناسب با اسلام از تمدن ها و فرهنگ های دیگر را برگرفت و در خود هضم کرد؛ نه اینکه یکسره ردشان کند.

«تمدن اسلامی، نه تقلیدکننده صرف از فرهنگ های سابق بود، نه ادامه دهنده محض؛ [بلکه] ترکیب کننده بود و تکمیل سازنده. » (زرین کوب، 1350، 12)

فرهنگ و تمدن اسلامی، به مثابه دین آخرین پیامبر الهی، از آغاز دیدگاهی جهانی و فراملیتی داشت و هیچ گاه خود را منحصر در یک قوم و نژاد ننمود. ازاین رو، در حوزه وسیع دنیای اسلام، اقوام مختلف عرب، ایرانی، ترک، هندی، چینی، مغولی، آفریقایی و حتی اقوام ذمی به هم آمیختند و همین نکته سبب شد که مسلمانان از هر قوم و ملتی که بوده اند، خود را منادی اسلام بدانند.

توصیه و تشویق مؤکدی که اسلام در توجه به علم و علماء می کرد، از اسباب عمده آشنایی مسلمانان با فرهنگ و دانش انسانی و در نتیجه، رشد و توسعه تمدن اسلامی گردید. (اکبری ناصری، 1394)

تمدن غرب و ویژگی های آن

برای غرب، سه نسل تمدن ذکر شده است:

  • - تمدن پیش از میلاد: اوج این تمدن، در قرن های 4، 5 و 6 پیش از اسلام بود.
  • - تمدن قرون وسطی: که از قرن چهارم میلادی آغاز شد.
  • - تمدن دوره رنسانس: که در قرن های پانزده و شانزده و هم زمان با افول کلیسا شکل گرفت.

از مهم ترین ویژگی های تمدن جدید غرب می توان به نمونه های ذیل اشاره کرد:

اومانیسم یا انسان محوری، پوچ انگاری یا نیهلیسم، عقلانیت ابزاری، جدایی علم و دین، و توسعه و تکامل. (اکبری ناصری، 1394)

تمدن های اسلام و غرب که امروزه به این جایگاه رسیده است، تفاوت های بنیادین با یکدیگر دارند که گاه می توان از آن تضاد نامید. محورهای اصلی این تضادها را در نمونه های ذیل می توان خلاصه کرد:

  1. تضاد در مبانی معرفت شناختی؛
  2. تضاد ارزشی؛
  3. تضاد در شیوه حاکمیت؛
  4. تضاد در شیوه و رویکرد رهبری؛
  5. تضاد در رسالت فرهنگی. (اسحاقی، 1384)

تمدن غرب به مثابه استکبار

استکبار از دیدگاه فرهنگ سیاسی اسلام، وجود نوعی سلطه گری، سلطه جویی، استعمار و بهره کشی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی توسط اقلیت محدودی زورگو و نفع طلب بر خیل عظیم توده های محروم است. این عمل، می تواند داخلی باشد؛ به این معنا که یک فردی مستبد و خودکامه بر ملت تحت سلطه خود حکومت کند و آنها را تحت فشار و ظلم قرار دهند. همچنین، می تواند جهانی باشد که در آن دولت و یا کشوری، ملت های دیگر را استثمار کند و به استضعاف بکشاند. نمونه بارز استکبار جهانی، اعمال سیاست های استعمارگونه و امپریالیستی قدرت های بزرگ شرق و غرب در جهان است. (بی نا، 1385، 16)

از محورهای فرمایش های مقام معظم رهبری نیز اشاره به همین مطلب بعد از اندیشه حاکمیت های غرب، یعنی استکبار است. ایشان در یکی از سخنرانی ها، استکبار را این گونه تعریف می نمایند:

«استکبار، یعنی قدرتی در دنیا یا قدرت هایی در دنیا، چون نگاه می کنند به خودشان، می بینند دارای امکانات پولی و تسلیحاتی و تبلیغاتی هستند. بنابراین، باید به خودشان حق بدهند که در امور زندگی کشورها و ملت های دیگر، دخالت های مالکانه بکنند. این، معنای استکبار است.» (آیت الله خامنه ای، 1388)

از دیدگاه اسلام و برپایه متون مقدس، استکبارورزی، خوی و منش غیر اخلاقی، ناهنجاری اجتماعی و امری ناپسند و زشت به شمار می آید. استکبارورزی، چه از سوی فرد یا جامعه، بازتاب و برآیند عواملی چند است که زمینه پیدایش و بروز آن را در انسان و جامعه فراهم می آورد. قرآن عواملی را برای پیدایش و یا زمینه های پیدایش استکبار بیان کرده است. از آن میان، می توان به: مال و ثروت (زخرف، آیه 51 و یونس، آیه 88)، قدرت نظامی و موقعیت سیاسی (زخرف، آیه 51 و فصلت، آیه 15)، فقر فرهنگی و عدم استقلال فکری (زخرف، آیه 54 و غافر، آیه 47)، توهم برتری در خلقت و آفرینش (ص، آیه 75 و اعراف، آیه 7)،کفر (بقره، آیه 34)، هوای نفس و خودپرستی (بقره، آیه 87)، گناه و جرم پیشگی (جاثیه، آیه 31 و یونس، آیه 75) و غفلت از قدرت خداوند (فصلت، آیه 15 و قصص، آیه 78) است. (منصوری رامسری، 1392)

هر یک از عواملی که قرآن به عنوان زمینه ها و عوامل پیدایش استکبار در انسان و جامعه یاد کرده، عواملی است که می توان در جوامع امروز استکباری به آسانی ردگیری و شناسایی نمود و در خوی و رفتار آنان یافت. دشمنی استکبار با ایران اسلامی نیز، به سبب دشمنی ذاتیشان با اسلام است؛ زیرا اسلام و استکبار ذاتاً متباین اند و قابل جمع نیستند.

در اندیشه رهبر معظم انقلاب، ضدیت با اسلام و معارضه با قرآن، خصیصه ای دیرپا در نزد استکبار جهانی است. ایشان با تعابیر مختلفی مانند: سیاست اسلام زدایی، رفتارهای قبیله ای، مقابله با بیداری اسلامی و اتهام زنی به اسلام، به این خصلت یا در واقع ضعف استکبار اشاره می کنند.

رهبر انقلاب در این زمینه می فرمایند: «امروز دشمنی اردوگاه استکبار با ایران اسلامی، به خاطر اسلام است. با اسلام دشمن هستند که بر جمهوری اسلامی فشار وارد می کنند.» (آیت الله خامنه ای، 1368)

تمایز استکبار از ملت غرب

چنانکه مسلم است، کل تمدن غرب را نمی توان به شکل یکپارچه مستکبر و در تقابل با تمدن اسلامی دانست. مستکبران باید اقلیت حاکم بر غرب دانسته شوند که به سبب داشتن قدرت سلطه بر ملت ها، افکار آنها را نیز به سوی منافع خود هدایت می کنند.

اسلام همواره با ملت های دارای غیر مغرض و حقیقت جو، تعاملات ثمربخشی داشته و با توجه به ملایمت تعالیم اسلامی با طبع انسان های آگاه، از سوی ایشان پذیرفته می شده است. در تمدن غربی نیز، مردمی که فریفته القائات استکباری نشده اند و به جای تبعیت از مستکبران، با تعقل و تدبیر خویش می خواهند راه درست را در پیش گیرند، می توانند مخاطب آموزه های اسلامی قرار گیرند.

این نکته در بیانات مقام معظم رهبری بسیار به چشم می خورد:

«در همین جا من بگویم که قضیه ما، قضیه رژیم آمریکاست؛ نه قضیه ملت آمریکا. ما با ملت آمریکا کاری نداریم، دشمنی هم نداریم؛ مثل بقیه ملت هایند. البته در این سال های طولانی، رژیم آمریکا با تبلیغات پیگیر، آن ملت را شست وشوی مغزی زیادی داده است... مردم آمریکا به خودی خود، ملتی مثل بقیه ملت ها هستند و ما هم هیچ دشمنی با آنها نداریم. ما با هیچ ملتی دشمنی نداریم. ما با مردم چه کار داریم؟ قضیه ما، قضیه رژیم آمریکاست.» (آیت الله خامنه ای، 1376)

از همین روی، با وجود تفاوت در فرهنگ و تمدن اسلام و غرب، امکان گفت وگوها و تعامل میان ایشان وجود دارد و گفت وگوی مقام معظم رهبری با جوانان غرب در قالب نامه هایی که در فضای مجازی منتشر کرده اند نیز نشان دهنده این امر است که زبان گفت وگو، ثمربخش و تأثیرگذار است.

رهبر انقلاب اسلامی ایران، در نامه هایی که به جوانان غربی نوشتند، آنها را به تدبر و تعمق در منابع اسلام اصیل دعوت کردند تا از طریق آن شالوده ای برای تعامل میان غرب و اسلام شکل بگیرد:

«بنیان های یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی ریزی کنید. در این صورت، در آینده ای نه چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده ای استوار کرده اید، سایه اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش می گستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه می دهد و فروغ امید به آینده ای روشن را بر صفحه گیتی می تاباند.» (آیت الله خامنه ای، 1394)

ایشان در نامه نخست نیز سخن از تعامل اسلام و غرب به میان آورده بودند:

«هر یک از شما می تواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکاف ها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است، اما می تواند پرسش های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جست وجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت های نو پیش روی شما قرار می دهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیش داوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان، این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده تر به نگارش درآورند.» (آیت الله خامنه ای، 1393)

فضای مجازی

فضای مجازی (Cyber space) را مجموعه ای از ارتباطات انسانی از طریق وسایل رادیویی و بدون در نظر گرفتن جغرافیای فیزیکی تعریف کرده اند. (حاجی میرزایی، 1388)

فضای مجازی از یک سو، تماثلی از فضای واقعی است؛ یعنی شکلی مشابه آن است که جامعه هایی در آن شکل می گیرد و تعاملاتی میان آنها برقرار می شود؛ اما از سوی دیگر، فضای مجازی به قدری از فضای واقعی متفاوت است که گویی هیچ نسبتی با آن ندارد. خصوصیاتی که در فضای مجازی وجود دارد، نوع تعاملات و شکل آن را متفاوت از فضای واقعی کرده است.

اینترنت، خدماتی در اختیار جوامع گوناگون قرار داده، سرعت عمل و کیفیت و کارایی آنها را افزوده و زمان و هزینه انجام امور را کاهش داده است؛ برای نمونه، وجود کتابخانه های رقمی و پایگاه دادگان با قابلیت های فراوان فضای مجازی، سبب آسان سازی و سرعت بخشی در انجام کارهای پژوهشی شده است. همچنین، استقرار دولت الکترونیک، خودکارسازی نظام های اداری، رشد سریع در توزیع و انتشار اطلاعات و ارتباطات، کارهای مردم را بسیار آسان و سریع کرده است. همین امور، سبب تسریع در رشد علم و فناوری است.

البته در کنار سودمندی های یادشده، فضای مجازی آسیب ها و تهدیدهای نیز در پی دارد؛ از جمله آسیب ها و تهدیدهایی که این فضا در پی دارد، می توان به این نمونه ها اشاره کرد:

  1. اعتیاد اینترنتی؛
  2. مصنوعی شدن ارتباطات و از بین رفتن روابط صحیح اجتماعی و شکاف نسل ها (مهرکام، 1390)؛
  3. تضعیف نهاد خانواده و صله ارحام و ایجاد انزوای اجتماعی؛
  4. بی هویتی و بحران هویت؛
  5. جرئت و جسارت ارتکاب جرم؛
  6. تعارض ارزش ها؛ (بی آبی، 1393)؛
  7. تغییر در سبک زندگی.

بنابراین، اینترنت و فضای مجازی، در کنار فرصت ها و امکانات نامحدودی برای بشر به ارمغان آورده است که انواع تهدیدات، دلهره ها و حتی آسیب های روحی و جسمانی گوناگون، از عوارض نامطلوب آن است.

پیشرفت های فنی در حوزه های گوناگون دانش تجربی و ساخت ابزارهایی برای بهره مندی بیشتر از ظرفیت های موجود در طبیعت، نتیجه منطقی تلقی حاکم بر اندیشه های غرب است. از همین رو، می توان گفت، فضای مجازی محصول تمدن غربی است و نظام ها، ویژگی ها و قالبیت های ترتیب یافته در آن، مبتنی بر خواست و اهداف ایشان شکل گرفته است.

مسئله مهم تر این است که سلطه و مدیریت بر فضای مجازی نیز در دست غرب و نظام سلطه است و گذشته از رازهای فاش شده از سوء استفاده های آنها از اطلاعات کاربران پایگاه ها، ایشان، به صراحت نیز استفاده از پایگاه های اینترنتی پُرمخاطب در جهان برای اهداف سیاسی را تصدیق می کنند.

می توان گفت، این فضا، میدانی است که نظام سلطه مدیریتش را به دست دارد و چون محصول اندیشه ایشان است، مهارت و توان های فنی اش نیز در استفاده از این فضا بیشتر است. فیلترینگ اخبار، محتواها و برخورد گزینشی در نشر اطلاعات، از نشانه های سلطه غرب بر این فضاست.

همین ابزار بسیار قدرتمند نظام سلطه و استکبار جهانی، آنها را در نمونه های بسیار به اهدافشان نزدیک کرده است. اکنون نیز، فنون و ابزارهای دنیای مجازی، مهم ترین ابزاری که استکبار جهانی با توسل به آن، سعی در تخریب و تهاجم به اسلام را دارد، استفاده از فضای مجازی و رسانه های جمعی است که خط اصلی تبلیغات آنها، ضدیت و معارضه با اسلام است.

این ابزار بسیار کارآمد، امروزه در تمام شئون زندگی جوامع گوناگون راه یافته است؛ به گونه ای که جداکردن آن از زندگی مردم غیرممکن می نماید. همه اقشار گوناگون مردم، به نوعی در دنیای مجازی نقشی می زنند و بهره ای از آن می گیرند. از سوی دیگر، مهم ترین ابزار دشمن برای رخنه در دین، اخلاق و فرهنگ مسلمانان نیز به شمار می رود. می توان گفت دنیای مجازی، هم بستری مناسب برای انجام آسان تر، سریع تر و گاه دقیق تر و زیباتر امور است و هم دامی است که گاهی انسان را گرفتار مصائب و مشکلات گوناگون می کند؛ همان گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند:

«اینترنت، یکی از نعم بزرگ الهی است؛ اما در عین حال، یک نقمت بزرگ هم هست؛ یعنی یک چاقوی دو دَم و خطرناک... اینترنت، الآن مثل یک جریان افسارگسیخته است... این مثل آن است که کسی یک سگ وحشی را بیاورد، بگویند قلاده اش کو؟ بگویند سفارش کرده ایم آهنگر قلاده را بسازد.» (پارسینه، 1391)

آنچه شایسته توجه است، استفاده از فرصت ها و قابلیت هایی است که فضای مجازی در اختیار قرار می دهد و مراقبت از افتادن در دام تهدیدهاست. این کار، با شناخت مناسب از فضای مجازی و نیز مناسب سازی محتوا برای عرضه مؤثر در این فضاست.

فضای مجازی و اسلام

استفاده گسترده استکبار از فضای مجازی به گونه عام، و اینترنت به نحو خاص، برای پیشبرد اهداف سلطه جویانه و ترویج فرهنگ غربی، سبب آلوده شدن این فضا شده است. با توجه به آسیب های که از فضای مجازی پیش تر یاد شد، بسیاری از جوانان و حتی افراد بزرگسال، گرفتار نقشه های فرهنگ سلطه و انحراف های اخلاقی و در حالتی ناگوارتر، گریز از دین و حتی ستیز با دین کشیده شدند و این امر، سبب شده بسیاری از متدینان از ورود به چنین فضایی بپرهیزند.

امروزه، افزون بر شبکه های اجتماعی گوناگون، شبکه های اجتماعی ویژه سبک زندگی غربی وجود دارد که مخاطبان بسیاری در کشورهای مسلمان دارند. چنانکه سران سلطه نیز به صراحت بیان کرده اند، این شبکه ها تابع سیاست های استکبارند و از جانب آنها حمایت می شوند. با بررسی محتوای عرضه شده در این پایگاه ها به سادگی می توان فهمید که یکی از اهداف آنها، تخریب اعتقاد مسلمانان و نیز پیروان دیگر ادیان آسمانی است.

سیاست هایی را که آنها برای این منظور به کار می برند، می توان در زمینه هایی چون: معرفی ناقص و نادرست از دین، به کارگیری انواع مغالطه ها، تعیین مصداق های ناقص از مسلمانان و برشمردن آنها به مثابه مصداق کامل مسلمانی، ملاحظه کرد. این فعالیت ها، از یک سو اسلام هراسی را در پیروان ادیان دیگر ترویج می کنند و از سوی دیگر، اعتقاد مسلمانان را سست و آنها را نسبت به دین بدبین می کنند.

دولت های استکباری، با غوغا و هیاهو، مطالبی غیرواقعی را به اسلام نسبت می دهند و آن قدر این مطالب را تکرار می کنند تا مخاطبان القائات آنها را بپذیرند. در این جهت، مهم ترین محور تبلیغاتی رسانه های جمعی غرب در چند سال گذشته، خشونت طلب جلوه دادن مسلمانان و به ادعای آنها، حمایت اسلام از خشونت و تروریسم بوده است. این اتهام بزرگ، با شیوه هایی چون: ابهام آفرینی و نشان دادن صحنه هایی موحش و ترسناک، به مخاطب القا می شود. ناآگاهی مردم غرب از آموزه های عالی اسلام، مهم ترین تکیه گاه این گونه تبلیغات مسموم است.

وسایل ارتباط جمعی غرب، رفتار نادرست معدودی از افراد متحجر و افراطی را به عنوان نظر اسلام و اعتقاد همه مسلمانان مطرح می کنند تا به مخاطبان ناآگاه خود بقبولان اند که اسلام طرف دار خشونت است.

یکی از دلایل تبلیغات اسلام هراسی در غرب، جلوگیری از اسلام آوردن مردم کشورهای غربی است که از مادی گری و زندگی خالی از معنویت تمدن غربی خسته و دل زده شده اند؛ اما جالب اینکه با وجود این سیاه نمایی و تبلیغات هراس انگیز، روز به روز تعداد بیشتری از مردم غرب و سایر نقاط جهان، حقیقت را در اسلام جست و جو می کنند و به آن می گروند. (قاسم نژاد، 1388)

افزون بر هراساندن پیروان ادیان دیگر از اسلام، دولت های استکباری، اعتقاد مسلمانان را نیز سست کرده، حتی آنها را به بی دینی تشویق می کنند. استناد به منابع اسلامی به شکل گزینشی و با حذف صدر و ذیل آن، اصل و متقن دانستن امور مشکوک که در لا به لای برخی متون منسوب به مسلمانان آورده شده، آمیختن منابع اصیل و غیراصیل، و ذکر مقدمات درست برای گرفتن نتایج نادرست، از جمله ترفندهای دشمنان برای مبارزه با اسلام در فضای مجازی است. این پایگاه ها و شبکه های اجتماعی اینترنتی، چنان در کار خود ماهرانه عمل می کنند که حتی کسانی که در خانواده های معتقد و متدین بزرگ شده اند نیز گرفتار فریب آنها می شوند.

اگرچه این فضا در دستان جبهه استکبار است و آنها دنیای مجازی را به سود خود به کار می برند، راهکار در امان ماندن از آلودگی جوانان، استفاده نکردن از آن فضا و خالی نمودن میدان برای دشمن نیست؛ بلکه ورود به میدان عمل و در وهله نخست، خنثی کردن توطئه دشمن و پس از آن، تاختن به باورهای منحرف غرب و شناساندن اسلام اصیل از طریق منابع دست اوّل اسلامی است.

بسیاری از دشمنی ها و مخالفت هایی که برخی ملت های غربی با اسلام دارند، به سبب ناآگاهی و یا شناخت نادرست و ناقص از اسلام است. آنها نیازمند شناخت اسلام اند؛ اما دولت های مستکبر این را نمی خواهند. رهبر معظم انقلاب فرموده اند:

«ملت ها در سطح عالم، آماده مقابله با این زورگویی ها هستند؛ نه اینکه نباشند؛ اما به امید و راهنمایی و رهبری یک نمونه احتیاج دارند تا ببینند که می شود در مقابل استکبار جهانی ایستادگی کرد.» (آیت الله خامنه ای، 1368)

ویژگی هایی مانند نبود محدودیت های زمانی و مکانی، جهان گستر بودن، جذابیت های بصری، تنوع، و آزادی اطلاعات و ارتباطات، این فضا را به عرصه ای مناسب برای رساندن اسلام صحیح تبدیل کرده است. از جمله وظایفی که رهبر معظم انقلاب برای شورای عالی فضای مجازی برشمرده اند نیز به استفاده از فضای مجازی برای پیش برد اهداف اسلام اشاره دارد:

«ترویج هنجارها، ارزش ها و سبک زندگی اسلامی ایرانی و ممانعت از رخنه ها و آسیب های فرهنگی و اجتماعی در این عرصه و مقابله مؤثر با تهاجم همه جانبه فرهنگی و نیز ارتقای فرهنگ کاربری و سواد فضای مجازی جامعه.» (آیت الله خامنه ای، 1394)

اینکه غرب در دنیای مجازی خود را بی رقیب بداند، احساس امنیت بیشتر خواهد کرد و بیشتر و بهتر می تواند به اهدافش دست یابد. این فضا ضروتاً باید به منزله فرصتی برای تبلیغ اسلام به کار برده شود.

رهبر معظم انقلاب خطاب به روحانیون استان سمنان فرموده اند:

«از اینترنت و تکنولوژی های جدید ارتباطاتی باید همه روحانیت برای دین استفاده کند؛ همچنانی که از رادیو و تلویزیون و بقیه چیزها استفاده می کند. در عین حال، مسجد، جلسه مذهبی، نشستن روبه روی مردم، دهان به دهان و نفس به نفس با مردم حرف زدن، یک نقش بی بدیل دارد و هیچ چیزی جای این را نمی گیرد و این هم، مال شماست.» (آیت الله خامنه ای، 1385)

نکته ای که شایسته تأمل است، بهره گیری مقام معظم رهبری از فضای مجازی برای رساندن پیام به جوانان غرب است. بدیهی است که ایشان از قابلیت ها و ویژگی های این فضا آگاه بودند و هیج بستر دیگری را مناسب تر از آن ندانستند.

بنابراین، استفاده از این ابزار برای شناساندن اسلام واقعی به انسان ها، نه تنها شایسته، بلکه بایسته و ضروری است.

برای این کار، نخست باید با این فضا، ابزارهای استفاده و نیز قابلیت ها و ظرفیت هایش و فنون استفاده مؤثر از آن، آشنایی کامل داشت. دبیر انجمن اسلامی دانشجویان بریتانیا اظهار کرده است:

«ابتدا باید فضای تبلیغاتی خارج از کشور را بشناسیم. تنها فرصت برای تأثیرگذاری در فضای تبلیغاتی خارج از کشور، استفاده از فضای مجازی است... رهبری در این نامه، تنها از جوانان برای تلاش در جهت شناخت صحیح اسلام دعوت کرده اند. هدف این نامه، آن بود که حداقل برخی از جوانان غربی به مطالعه قرآن تشویق شوند که البته این امر، بدون استفاده از فضای مجازی، بعید است.» (ایزدی، 1393)

معرفی اسلام در فضای مجازی

گرچه به لحاظ فنی و ابزاری، غرب و استکبار امکانات بیشتری در قیاس با مسلمانان دارند، اما محتوای غنی و اصیل که در دسترس مسلمانان است، در تمدن غرب یافت نمی شود. در دسترس قرار دادن این محتوا برای غربیان، از یک سو سبب فهم درست از اسلام خواهد شد و از سوی دیگر، آنها را با تمدن و تفکری متمایز از فرهنگ خویش آشنا می کند که آغاز و انجامی متفاوت برای انسان ترسیم کرده، سبکی جدید برای زندگی در دنیا به دست داده است.

از مهم ترین زمینه های موجود در این فضا عبارت اند از: فراهم شدن ظرفیت مناسب برای الگوسازی و ترویج فرهنگ متعالی دینی و بیداری اسلامی در گستره جهانی، بسیج نیروهای مردمی و امکان انتقال سریع و وسیع فرهنگ و اندیشه ناب اسلامی به روش های بسیار متنوع در جهت اتحاد شبکه جهانی نخبگان متعهد و ولایی، جذب مسلمانان دنیا در برابر نظام استکبار جهانی و همچنین امکان مقابله کم هزینه و مؤثر با نظام استکبار جهانی و دفاع از جمهوری اسلامی با اتحاد شبکه ای طرف داران انقلاب اسلامی. (شهریاری، 1391)

همان گونه که مقام معظم رهبری نیز در نامه به جوانان غرب از جوانان خواسته اند که اجازه ندهند که مستکبران «با چهره پردازی های موهن و سخیف، بینشان و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بی طرفانه را از ایشان سلب کنند» (آیت الله خامنه ای، 1393)، مبلغان دینی و مسلمان نیز باید این سدهای ایجادشده را با عرضه محتواهای اصیل و نمایاندن چهره واقعی اسلام، بشکنند.

حسینی (1393) معتقد است: از مشکلات موجود در مسیر بهره گیری از فناوری اطلاعات برای اهداف و برنامه های دینی، نگاه فنی به این مقوله و بی توجهی به جنبه های محتوایی و تخصصی آن است. هنوز بسیاری از محققان و متولیان مراکز علمی و دینی تصور می کنند همین که محتوایی را آماده سازند و به مهندسان و نیروهای فنی بسپارند تا آنها نیز آن محتوا را به قالب هایی چون لوح فشرده، بانک اطلاعاتی یا پایگاه اینترنتی تبدیل کنند، موفق به بهره گیری کامل از فناوری اطلاعات و ارتباطات در مسیر اهداف علمی و دینی شده اند؛ غافل از اینکه با این کار، نهایت دستاوردی که نصیبشان می شود، عرضه نمونه ای دیگر از یک محصول سنّتی در قالب و پوشش پیوسته ای نوین خواهد بود. (حسینی، 1385، 10)

خامه گر (1386) معتقد است، راه اندازی گوگل قرآنی، تهیه دایرکتور جامع مباحث قرآنی در اینترنت، تهیه فهرست های تخصصی از پایگاه های قرآنی و استفاده از سه بخش اینترنت، یعنی: اطلاعات «Data»، تصویر «Video» و صدا «Audio»، برای افزایش سهم قرآن در اینترنت و توجه به روش های علمی و روزآمد، در عرضه قرآن در فضای مجازی شایسته است. (خامه گر، 1386، 17)

وجود افراد مسلط به مباحث علمی و دینی که با اقتضائات و ظرفیت های عصر ارتباطات آشنا باشند و اصول کلی و مباحث کلیدی مسائل فنی را بشناسند، برای بهره گیری درست از فضای مجازی جهت نشر اسلام، بسیار کارگشا خواهد بود. تنها چنین نیروهایی می توانند ضمن توجه به ظرافت ها و جوانب پیچیده مسائل علمی، دینی و تبلیغی، با احاطه و تسلط لازم، فناوری را برای اهداف دینی، تبلیغی و معرفتی به تسخیر در آورند. (حسینی، 1385، 10)

فنون و ابزارهای فضای مجازی، به سرعت در حال پیشرفت است و ظرفیت های نوین، مانند: تلفن های هوشمند و برنامه های متناسب با آن، تلوزیون های هوشمند و نیز اینترنت اشیا (Internet of Things)، این فضا را دارای پیچیدگی ها و گستره بیشتری می سازد و غافل شدن از این ابزارها، از دست دادن فرصت و عقب ماندگی از این دانش را در پی خواهد داشت. ازاین رو، به روزکردن دانش مرتبط با فضای مجازی از یک سو و تهیه محتواهای متناسب با آن از سوی دیگر، از ضروری ترین کارهایی است که بایسته است به آن توجه شود. برای این کار، همکاری میان متخصصان فنون فضای مجازی و دانشمندان علوم اسلامی، می تواند راه گشا باشد.

افزون بر توجه به چگونگی طراحی و عرضه محتواهای اسلامی در فضای مجازی، توجه به راهبردها و شیوه برخورد با ملت غرب نیز بسیار مهم خواهد بود. شاید با نگاهی به نامه های مقام معظم رهبری به جوانان اروپا، بتوان الگویی مناسب برای مقابله با حملات استکبار به اسلام و نیز رساندن اسلام اصیل به ملت های غرب یافت. ایشان در این نامه ها، لحنی کاملاً مؤدبانه دارد و با متانتی عالمانه و به کارگیری سنجیده واژگان رسا و نجیبانه، دعوتی متواضعانه و از سر خیراندیشی دارد و در عین حال، کاملاً عزتمندانه و به دور از مرعوبیت سیاسی است. در واقع، این پیام، عملکرد دولت های غربی را به چالش کشیده، با صلابتی عالمانه آنها را محکوم می کند، سابقه ظلم های بی شمار آنان را بر می شمارد و به جوانان غربی درباره رفتار ستمکارانه و تزویرآلود دولت هایشان آگاهی می دهد و در عین حال، آنان را به شناخت علمی و عینی و دقیق و مستقیم دین اسلام دعوت می کند. مضمون این پیام، ابتکاری و هوشمندانه بوده، واژه ها سنجیده انتخاب شده و هیچ گونه تحقیر، تحکم، زیاده گویی، الفاظ تند، احساساتی، مقایسه های برتری جویانه و انحصارطلبانه در آن مشاهده نمی شود. (همتی، 1394)

از دیگر ویژگی های نامه های رهبری به جوانان غربی این بود که به شیوه ای سانسورگریز عرضه شد و توانست به تمامه به مخاطبانش برسد.

با توجه به تآکید اسلام بر عقل و سازگار بودن بسیاری از تعالیمش با اندیشه بشری، دعوت ملت ها به نگاهی تعقلی در اسلام در قیاس با ادیان و باورهای معارض با آن نیز می تواند راهکاری مناسب برای گسترش اسلام در میان ادیان باشد.

تهیه برنامه ای که باورهای نادرست شکل داده شده از سوی نظام سلطه را ابطال نماید و باور درست را جایگزین آن کند، می تواند خنثاکننده ترفند و نقشه دشمن و پیش برنده اهداف اسلامی به شمار رود.

همچنین، راه اندازی پایگاه ها و شبکه های اجتماعی برخط که ترویج کننده سبک زندگی اسلامی است، مقابله ای با پایگاه های رواج سبک زندگی اروپایی خواهد بود.
با توجه به تعالیم انسان ساز اسلام، مسلمانان نه تنها باید از باورهایشان صیانت کنند، بلکه از سر لطف و شفقت بر ملل دیگر، آنها را نیز با این حقایق ناب آشنا کنند. با توجه به فطری بودن اسلام، طبع های سلیم همواه آن را می پذیرند؛ چنانکه مقام معظم رهبری فرموده اند:

«امروز، دنیا تشنه حقیقت است. این حرفِ یک روحانی یا یک شخصِ متعصّبِ اسلامی نیست؛ بلکه حرف کسانی است که سال ها با فرهنگ غربی ارتباط، رفت و آمد، مبادله و حتّی نسبت به آن، حُسن نظر داشته اند. آنها می گویند که امروز دنیای غرب در سطوح حسّاسش، تشنه اسلام است. «سطوح حسّاس» یعنی چه؟ فلان جماعت عامی و غافل، یا فرض بفرمایید جماعت هایی که منافعشان به شدّت مطرح است، مثل: حکّام، دولتمردان، سرمایه داران، زراندوزان و زورگویان، بخش های کرخ و دیر احساسِ پیکره فرهنگ غرب و جوامعِ غربی اند. دانشمندان، متفکّرین، انسان های با وجدان، روشنفکران و جوانان، بخش های حسّاس پیکره جوامع غربی هستند. این بخش های حسّاس، امروز تشنه مکتب و درسی از زندگی هستند که آنها را از هزاران دشواری واقعی زندگی نجات دهد. خیلی از این مشکلات زندگی، مشکلات واقعی نیست. مشکل واقعی، احساس ناامنی روحی، تنهایی، افسردگی، تزلزل و عدم اطمینان و سکینه روحی است. اینها، مشکلات واقعی بشر است که در اوج ثروت و شهرت، یک نفر را به خودکشی وادار می کند. جوان، پولدار و دارای امکانات تنّعم و بهره برداری از زندگی است؛ امّا خودکشی می کند. خب، چرا؟ دردش چیست؟ کدام درد است که از بی پولی و نداشتن امکاناتِ تمتّعِ جسمانی و لذایذ جنسی هم سخت تر است؟ دردی که امروز گریبان جوامع مادّی دنیا و تمدّن غربی را گرفته است، عدم اطمینان، عدم آرامش، عدم نقطه اتّکای روحی، عدم اُنس و تواصل بین انسان ها، احساس غربت و انکسار است.» (آیت الله خامنه ای، 1374)

از همین رو، رساندن ندای اسلام به گوش جهانیان تشنه معارف اسلامی، امری واجب می نماید و از آنجا که فضای مجازی، سریع ترین، همه گیرترین و آسان ترین ابزار را به دست می دهد، استفاده از آن برای ترویج اسلام، شایسته ترین گزینه برای این کار خواهد بود؛ زیرا همان گونه که در نامه مقام معظم رهبری نیز آمده: «امروز، ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است» و نباید اجازه داد که ملت های محتاج به تعالیم اسلام اصیل، در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور باشند. (آیت الله خامنه ای، 1393)

نکته بسیار مهمی که در نامه های رهبر انقلاب به آن اشاره شده بود، مسئله شناخت اسلام بدون هرگونه تأویل و تفسیر، و تنها از طریق منابع اصیل است:

«من اصرار نمی کنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید؛ بلکه می گویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی الله علیه وآله وسلّم) آشنا شوید.» (آیت الله خامنه ای، 1393)

اگر اسلام اصیل معرفی نشود، اسلام داعشی و وهابی به جای آن خواهد نشست؛ چنانکه تصور برخی مردم دنیا از اسلام، اسلام وهابی است. کوین بارت، اسلام شناس مطرح آمریکایی نیز معتقد است از موانع بزرگ معرفی اسلام صحیح، سعودی هایی هستند که میلیاردها دلار برای تبلیغ نسخه وهابی خود از اسلام هزینه کرده اند. (بارت، 1393)

از دیگر موانع انتشار اسلام اصیل و شاید از مهم ترین آنها، صهیونیسم و سیطره یهودیت بر رسانه های غربی است. صهیونیست ها خود را در مقابل تمامیت دین اسلام قرار داده اند و اسلام را با چهره منفی به غرب معرفی می کنند.

نبود محتوای درخور زبان و فرهنگ مخاطبان، و همچنین، نبود آثار هنری کافی برای معرفی اسلام اصیل، از موانع و کاستی های معرفی اسلام به جوانان است که شایسته است مراکز اسلامی، ترجمه هایی دقیق تر و به زبان های بیشتر از متون اصیل عرضه کنند.

پی نوشت:

منابع:

اطلاعات تکميلي

  • تاریخ انتشار نسخه چاپی: چهارشنبه, 26 خرداد 1395
  • صفحه در فصلنامه: صفحه 42
  • شماره فصلنامه: فصلنامه شماره 54
بازدید 5459 بار
شما اينجا هستيد:خانه آرشیو فصلنامه شماره 54 تحلیل تقابل و تعامل اسلام و غرب در دنیای مجازی