حملات تروریستی و اسلام هراسی در فضای مجازی

دوشنبه, 31 خرداد 1395 ساعت 15:09
    نویسنده: هادی رضا زاده* این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چکیده

پس از حملات تروریستی در فرانسه، رهبر معظم انقلاب در نخستین نامه خود به جوانان غربی، بر لزوم شناخت مستقیم و بی واسطه از دین اسلام تأکید کرده و از آنان خواستند که اجازه ندهند مقامات کشورهای غربی، تروریست های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به آنان معرفی کرده، به این بهانه، بر آتش اسلام هراسی بدمند. در این مقاله، قصد داریم با بررسی دو حادثه تروریستی صورت گرفته در اروپا و آمریکا، نشان دهیم همان طور که رهبر معظم انقلاب بیان کردند، میان این گونه حملات و ایجاد اسلام هراسی، نوعی همبستگی وجود دارد. تمرکز اصلی مقاله حاضر، بر نشان دادن همبستگی میان وقوع حملات تروریستی و ایجاد اسلام هراسی در فضای مجازی است.

کلید واژگان: اسلام هراسی، فضای مجازی، حملات تروریستی، نامه رهبر معظم انقلاب، جوانان غربی.

مقدمه

رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای(مد ظله العالی) در اولین نامه خود (1/11/1393) به جوانان در اروپا و آمریکای شمالی، نسبت به توطئه خطرناک ایجاد هراس در سایه ناامنی و گسترش تروریسم و سپس متهم کردن مسلمانان به انجام این اعمال خشونت بار، هشدار داده، جوانان را که از اندیشه ای کاوشگر و وجدانی بیدار برخوردارند، مورد خطاب قرار داده، در قسمتی از نامه فرموده اند:

«سخن با شما در باره اسلام است و به طور خاص، در باره تصویر و چهره ای که از اسلام به شما ارائه می گردد. از دو دهه پیش به این سو، یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تلاش های زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره گیری از آن، متأسفانه سابقه ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمی خواهم به هراس های گوناگونی که تا کنون به ملت های غربی القا شده است، بپردازم... ؛ بلکه می گویم اجازه ندهید ریاکارانه تروریست های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اول آن بشناسید و با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن(صلی الله علیه وآله وسلم) آشنا شوید. ... من از شما می خواهم اجازه ندهید با چهره پردازی های موهن و سخیف، بین شما و واقعیت سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بی طرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطی مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند... .»

متن این نامه آنقدر پُرمحتوا و پیوسته است که انتخاب بخشی از آن دشوار می نماید. در این نوشتار، تنها قسمتی از نامه مذکور را که با گزارش این مقاله متناسب است، نقل می کنیم.

تحقیقات اخیر نشان داده اند که ایجاد، شدت و میزان حملات اسلام هراسانه در کوتاه مدت، با وقوع یک یا مجموعه ای از حوادث در ارتباط هستند. محققان به طور ویژه حوادث تروریستی را به عنوان یکی از مهم ترین عوامل ایجاد شکل گیری احساسات اسلام هراسانه و وقوع تنش و ایجاد فضای مناسب برای گسترش عقاید خصومت آمیز و شکل گیری سلسله ای از اقدامات خشونت بار قلمداد می کنند. این اقدامات، نسبت به گروه هایی صورت می گیرند که در ظاهر عقاید مشابهی با تروریست ها دارند. کینگ و ساتن (King and Sutton) سه نوع رویداد مختلف را که یکی از آنها حملات تروریستی است، بررسی کرده، به این نتیجه رسیدند که وقوع پاره ای از حوادث خاص می توانند حملات نشئت گرفته از نفرت نسبت به یک گروه خاص را (Hate Crimes) در جامعه افزایش دهند (King and Sutton,2014,871-894). هینز و مچن (Hanes and Machin) نیز به صورت تجربی نشان داده اند که پس از حوادث تروریستی یازده سپتامبر 2001 آمریکا و هفتم جولای 2005 انگلیس، حملات اسلام هراسانه و تبعیض علیه مسلمانان در این دو کشور افزایش داشته و به این ترتیب، بر وجود ارتباط میان حملات تروریستی و افزایش اسلام هراسی صحه گذارده اند (267-247، 2014، Hanes and Machin).

با وجود آنکه محققان علوم اجتماعی تحقیقات گسترده ای نسبت به چگونگی شکل گیری، مدت، دامنه و تشدید اسلام هراسی در جامعه صورت داده اند و به نتایج مهمی نیز دست یافته اند، اما تحقیقات اندکی روی موضوع اسلام هراسی در فضای مجازی صورت گرفته است. لوین (Levin) در مقاله ای به بررسی چگونگی استفاده گروه های افراطی و راستگرای آمریکایی از شبکه های رایانه ای در این کشور پرداخته است؛ ولی اسلام هراسی موضوع اصلی مقاله وی را تشکیل نمی دهد (988-958، 2002 Levin,).

با وجود آنکه نشانه هایی از اسلام هراسی از همان آغازین روزهای تولد اینترنت دیده شده، اما این موضوع به تازگی به عنوان یک مشکل اجتماعی که نیاز به بررسی دارد، شناخته شده است. به دنبال وقوع حوادث تروریستی در فرانسه، آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب در نامه ای به جوانان غربی از تروریست های تحت استخدام مقامات کشورهای غربی سخن گفته، به این نکته اشاره کرده بودند که وقوع حملات تروریستی از سوی چنین افرادی، به ایجاد اسلام هراسی و آنچه ایشان پروژه «تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از دیگری» از سوی دولتمردان غربی خواندند، کمک می کند. مقاله حاضر با بررسی دو حادثه تروریستی صورت گرفته در قاره های اروپا (انگلیس) و آمریکا (ایالات متحده آمریکا) نشان می دهد که میان حملات تروریستی و ایجاد پدیده اسلام هراسی در فضای مجازی، نوعی همبستگی وجود دارد و اقدامات تروریست های به ظاهر مسلمانی که به استخدام دولتمردان غربی درآمده اند، نتیجه ای جز پیشبرد اهداف دشمنان اسلام و مسلمانان ندارد.

اسلام هراسی و پیامدهای آن

اسلام هراسی که در زبان انگلیسی Islamophobia خوانده می شود، از ترکیب دو کلمه Islam و phobia به معنای ترس یا بیزاری نامعقول از چیزی تشکیل شده است. اسلام هراسی، ترسی واهی در میان سیاستمداران و افراد عادی است؛ مبنی بر اینکه دنیای اسلام به طور عام و مسلمانانِ مقیم کشورهای غربی به طورِ خاص، منشأ تهدید و خطر برای مردم، فرهنگ و تمدن غربی تلقی می شوند. این ترس نامعقول و واهی از اسلام و مسلمانان، به ناشکیبایی ضد مسلمانان کشورهای غربی دامن زده است (سید امامی و حسینی فائق، 101، 1390). البته باید توجه داشت که اگرچه کاربرد این واژه به چند دهۀ اخیر باز می گردد، ولی بحث اسلام هراسی پیشینه ای تاریخی دارد و در پس زمینۀ آن، علل مختلف تاریخی، فرهنگی، مذهبی، سیاسی و روان شناختی وجود دارد.

به طور کلی، اسلام هراسی بر این مطلب دلالت دارد که اسلام هیچ اشتراکی با دیگر مذاهب و فرهنگ ها ندارد؛ بلکه یک دین خشونت بار، متحجر و نابردبار است و تمدن اسلامی نسبت به تمدن غربی در درجۀ پایین تری قرار دارد. بر این اساس، مسلمانان همواره تهدید کنندۀ ارزش های ملی و فرهنگ غربی معرفی می شوند (سید امامی و حسینی فائق، 102، 1390). شکل گیری فضای ضد اسلام و مسلمانان در کشورهای غربی که توسط احزاب راست افراطی و رسانه ها تقویت می گردد، منجر به سخت شدن شرایط زندگی برای مسلمانان می شود و بدیهی است که این فضا زمینه را برای اعمال پیش داوری و تبعیض ضد مسلمانان بیشتر می کند.

در مجموع، می توان گفت که اسلام هراسی، واژه ای با اشکال بسیار متفاوت است و برآیند همه اشکال و پیامدهای آن، اعمال پیش داوری و تبعیض ضد مسلمانان، تجاوز به حقوق آنان، برخورد فیزیکی، توهین لفظی، بی حرمتی به مقدسات، تبعیض سازمان یافته و نادیده انگاری و بیگانه انگاری مسلمانان است.

اسلام هراسی در فضای مجازی

اینترنت، به افراد امکان می دهد که یک هویت جدید و ناشناس کسب کرده، نظارت های سنّتی را پشت سر گذاشته، دیدگاه های خود را به شکل آزادانه ای با میلیون ها نفر دیگر در سراسر دنیا به اشتراک بگذارند. پیام های حاوی اسلام هراسی می توانند به وسیله کاربرانی با هویت ناشناس یا با استفاده از یک هویت جعلی ارسال گردد و به این ترتیب، شناسایی مجرم مشکل تر شود. ناشناس بودن مجرم در موارد اسلام هراسی در فضای مجازی، فوق العاده خطرناک است؛ چرا که هر کس می تواند از این موقعیت سوء استفاده کند؛ ضمن اینکه مطالب منتشرشده در فضای مجازی، راه را برای خشونت علیه مسلمانان در فضای واقعی نیز باز می کند. (26، 2015 Awan and Zempi,)

بررسی مورد نخست: کشتار «سن برناردینو»

در تاریخ دوم دسامبر ۲۰۱۵ میلادی در یک تیراندازی در شهر سن برناردینو واقع در ایالت کالیفرینا آمریکا، ۱۴ نفر کشته و 21 تن نیز مجروح شدند و دو مهاجم نیز در تیراندازی پلیس کشته شدند. تیراندازان، محل مهمانی کارمندان بخش بهداشت عمومی شهرستان سن برناردینو را که در تالار کنفرانس برگزار شده بود، هدف قرار داده بودند.

مهاجمان این حادثه، سید رضوان فاروق 28 ساله و همسر 27 ساله اش تشفین مالک بودند. سید رضوان فاروق از پدر و مادر پاکستانی در آمریکا متولد شده و تشفین مالک نیز در پاکستان به دنیا آمده بود؛ اما بیشتر عمر خود را در عربستان سعودی سپری کرده بود. وی در ماه ژوئیه ۲۰۱۴ میلادی با ویزای نامزدی وارد آمریکا شد و با فاروق ازدواج کرد. سید رضوان فاروق به عنوان بازرس مسئول رسیدگی به رستوران ها در سازمان بهداشت بخش سن برناردینو کار می کرد و به گفته مقامات امنیتی آمریکا، از طریق شبکه های اجتماعی با تروریست های به ظاهر مسلمان در سوریه و عربستان، ارتباط داشته است.

اینک به این پرسش پاسخ می دهیم که کشتار «سن برناردینو» چه تأثیری بر گسترش اسلام هراسی در فضای مجازی آمریکا گذاشت؟

سولتاس و استفن دیویدوویتز (SOLTAS and STEPHENS-DAVIDOWITZ)، در یک مقاله مشترک به نام «افزایش جست وجوی نفرت در اینترنت» (The Rise of Hate Search) که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد، با استفاده از عباراتی که در گوگل جست وجو شده اند، گسترش احساسات اسلام هراسانه در فضای مجازی در آمریکا را پس از کشتار «سن برناردینو» اندازه گیری کردند که در ادامه، به بیان مهم ترین نکات این مقاله (2015 SOLTAS and STEPHENS-DAVIDOWITZ,) می پردازیم. آنان به این نتیجه «ترسناک» رسیدند که اگر مدلی که به آن دست یافته اند، درست باشد، اسلام هراسی در بالاترین میزان خود پس از حوادث یازده سپتامبر است.

چند ساعت پس از این حادثه تروریستی و دقایقی پس از آنکه رسانه ها گزارش دادند که حداقل یکی از تروریست ها نامی شبیه به اسامی مسلمانان دارد، تعداد بسیاری از مردم کالیفرنیا تصمیم خود را گرفته بودند که قصد دارند مسلمانان را بکشند. بیشترین جست وجوی صورت گرفته در گوگل در ایالت کالیفرنیا که کلمه «مسلمانان» در آن وجود داشت، «کشتن مسلمانان» بود. در بقیه نقاط آمریکا نیز «کشتن مسلمانان»، یکی از عباراتی بود که بیشترین جست وجو در گوگل برای آن صورت گرفته بود. مردم گاهی اوقات افکار شریرانه ای در ذهن دارند و در پاره ای از موارد نیز این افکار را در گوگل به اشتراک می گذارند. چگونه؟ با جست وجوی عباراتی که در گوگل وارد می کنند. بیشتر کاربران به گوگل به عنوان منبعی نگاه می کنند که می توانند با استفاده از آن اطلاعاتی را در مورد مسائل مختلف جست وجو کنند؛ اما همین کاربران در غالب موارد، افکار سانسورنشده خود را در حقیقت در گوگل تایپ می کنند و به این ترتیب، پنجره جست وجوی گوگل را می توان به عنوان نوعی اعتراف نامه در نظر گرفت. هر ساله هزاران عبارت در گوگل جست وجو می شوند؛ عباراتی نظیر: «من از رییس خودم متنفرم» و «مردم کسل کننده هستند». در حقیقت، جست وجوهای صورت گرفته در گوگل، بیش از هر چیز دیگری نشان دهنده احساسات انسان ها هستند.

به گفته سولتاس و استفن دیویدوویتز، جست وجوهای حاوی کلمات اسلام هراسانه در گوگل در ایالات متحده آمریکا پس از حملات تروریستی در پاریس، 10 برابر بیش از هفته قبل از این حملات بوده است. به گفته آنان، در مورد حادثه «سن برناردینو» نیز همین اتفاق تکرار شد و جست وجوی کلمات اسلام هراسانه در گوگل افزایش یافت. در ماه نوامبر سال 2015 میلادی، حدود 3600 مورد جست وجو برای عبارت «من از مسلمانان متنفرم» و حدود 2400 مورد جست وجو برای عبارت «کشتن مسلمانان» در آمریکا صورت گرفته بود. سولتاس و استفن دیویدوویتز معتقدند که این جست وجوها در گوگل، نشان دهنده احساسات بخش کوچکی از کسانی هستند که همین احساسات را دارند؛ اما آن را در گوگل مطرح نکردند.

البته نباید محدودیت ها و مشکلات چنین تحقیقی را نیز نادیده گرفت. به نظر می رسد، تحقیق روی جست وجوهای صورت گرفته در گوگل از نوعی «تبعیض در انتخاب» (selection bias) رنج می برد؛ محققان به جای آنکه از یک جامعه آماری تصادفی از شهروندان آمریکایی بپرسند که چه احساسی نسبت به مسلمانان دارند، این اطلاعات را تنها از آنانی به دست آورده اند که تمایل به جست وجو در اینترنت را داشته اند.

جست وجو برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اسلام و مسلمانان نیز البته پس از حملات تروریستی پاریس و سن برناردینو افزایش یافت؛ اما این افزایش، بسیار کمتر از افزایش صورت گرفته در حیطه اسلام هراسی است. در روزهای پس از کشتار سن برناردینو، به ازای هر آمریکایی که نگران رشد اسلام هراسی در کشورش بود، یک آمریکایی دیگر در حال جست وجوی عبارت «کشتن مسلمانان» در اینترنت بود. پیش از این حادثه تروریستی، تقریباً 20 درصد از جست وجوهایی که مردم آمریکا در مورد مسلمانان انجام داده بودند، همراه با عبارات اسلام هراسانه بود؛ اما ساعاتی پس از کشتار سن برناردینو، بیش از نیمی از تمامی جست وجوهای صورت گرفته در مورد مسلمانان، همراه عبارات اسلام هراسانه بوده است.

سولتاس و استفن دیویدوویتز (Soltas and Stephens-Davidowltz) در مقاله خود تأکید کرده اند که نه تنها اسلام هراسی امروزه به بالاترین حد خود در آمریکا رسیده، بلکه تبعیض بر ضدّ مسلمانان در این کشور بیش از تبعیض علیه تمامی گروه های اقلیتی است. آنان جست وجوهای انجام شده در اینترنت در مورد گروه هایی مانند: سیاه پوستان، همجنس گرایان، آسیایی ها، یهودیان، مکزیکی ها و مسیحیان را بررسی کرده، با جست وجوهای صورت گرفته در مورد مسلمانان مقایسه نمودند و به این نتیجه رسیدند که از سال 2004 میلادی که گوگل آرشیوی با جزئیات کامل از میزان جست وجوهای کاربران در این موتور جست وجو را بایگانی می کند، جست وجوی کلمات اهانت آمیز و تبعیضانه علیه مسلمانان در اینترنت، بیش از سایر گروه های اقلیتی است.

تحلیل جست وجوهای صورت گرفته در گوگل، همچنین نشان می دهد که دیدگاه مردم آمریکا نسبت به مسلمانان به سرعت و تنها چند دقیقه پس از حملات تروریستی تغییر می کند؛ پیش از حملات پاریس، 60 درصد از جست وجوهای مردم آمریکا در اینترنت در مورد پناهجویان سوری، دیدگاه مثبتی نسبت به آنان داشت و حاوی کلماتی مانند: «کمک»، «داوطلب» یا «یاری رساندن» بود. 40 درصد دیگر از مردم آمریکا در همین زمان، دیدگاه منفی نسبت به پناهجویان سوری داشته، نسبت به تهدیدات امنیتی حضور آنان مشکوک بودند. این در حالی است که پس از حملات پاریس، درصد افرادی که مخالف حضور پناهجویان سوری در آمریکا بودند، به 80 درصد افزایش یافت.

جست وجوی انجام شده در اینترنت در مورد «مسجد» نیز وضعیت مشابهی دارد. در بیشتر سال های دهه گذشته میلادی، معمول جست وجوهای اینترنتی در مورد «مسجد» نشان دهنده کنجکاوی فرهنگی مردم آمریکا بوده، حاوی عباراتی نظیر: «مسجد چیست؟» و «مسجد به چه معناست؟» و «مسلمانان چه زمانی به مسجد می روند» بود؛ اما بلافاصله پس از کشتار سن برناردینو، جست وجوهای کاربران در اینترنت در مورد چگونگی بستن و تعطیل کردن مساجد، به یک ششم از جست وجوهای اینترنتی آمریکایی ها در مورد مسجد تبدیل شد.

یکی از راه هایی که برای جلوگیری از گسترش اسلام هراسی پیشنهاد می شود، آن است که رهبران کشورهای غربی با مردم خویش از اهمیت تساهل و غیرعقلانی بودن نفرت بی اساس، سخن بگویند. باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا، در یکی از سخنرانی های خود پس از کشتار سن برناردینو، از آمریکایی ها خواست که تبعیض مذهبی علیه پناهجویان را کنار بگذارند. بررسی تأثیرات سخنرانی وی بر گسترش اسلام هراسی در فضای مجازی به خوبی نشان می دهد که برای مبارزه با پدیده اسلام هراسی، چه چیزی جواب می دهد و چه چیزی جواب نمی دهد.

آمار نشان می دهد که سخنرانی اوباما هیچ تأثیر مثبتی روی مردم کشورش نداشته است. در مجموع، می توان گفت که سخنرانی وی بر گسترش اسلام هراسی در فضای مجازی تأثیر مثبت نیز داشته است. اوباما در سخنرانی خود گفته بود: «این وظیفه تمامی آمریکایی ها با هر دین و مذهبی است که تبعیض علیه پناهجویان مسلمان را کنار بگذارند.» اما جست وجوهای اینترنتی که مسلمانان را «تروریست»، «بد»، «مهاجم» و «شیطان» می دانستند، در طول سخنرانی اوباما و کمی پس از آن، دو برابر شد.

اوباما همچنین، در سخنرانی خود گفت: «این وظیفه ماست که تفتیش مذهبی در مورد کسانی را که می خواهند وارد این کشور شوند، کنار بگذاریم.» اما جست وجوهای اینترنتی منفی در مورد پناهجویان سوری که خواهان ورود به آمریکا بودند، 60 درصد رشد داشته، جست وجوهایی که خواهان یافتن راهی برای کمک به پناهجویان سوری بودند نیز 35 درصد کاهش یافت. رییس جمهور آمریکا در سخنرانی خود گفت: «فراموش نکنیم که آزادی، بسیار قدرتمندتر از ترس است.» این درحالی است که جست وجوهای اینترنتی برای عبارت «کشتن مسلمانان»، در طول سخنرانی وی 3 برابر شد.

البته یک نقطه امید در این میان وجود داشت؛ اوباما در سخنرانی خود گفته بود: «مسلمانان آمریکا، دوستان و همسایگان ما هستند، همکاران، قهرمانان ورزشی و سربازان زن و مرد ما هستند که حاضرند برای دفاع از کشور ما کشته شوند.» پس از بیان این جملات بود که برای نخستین بار در بیش از یک سال گذشته در جست وجوهای صورت گرفته در گوگل، بیشترین کلمه ای که پس از «مسلمانان» قرار می گرفت، «تروریست»، «تندرو» یا «مهاجران» نبود؛ بلکه کلمات «ورزشکار» و پس از آن «سرباز» بودند که بیش از همه، پس از «مسلمانان» قرار می گرفتند؛ حتی کلمه «ورزشکار» به مدت یک روز کامل در صدر کلمات استفاده شده به همراه «مسلمانان» قرار داشت.

بنابراین، می توان گفت که پاسخ مردم آمریکا به سخنرانی باراک اوباما در فضای مجازی نشان می دهد که درخواست صبر و تساهل از یک ملت خشمگین، احتمالاً نتایج عکس به همراه خواهد داشت.

بررسی مورد دوم: قتل سرباز انگلیسی در محله وولویچ شهر لندن

در حادثه دوم، بعدازظهر روز 22 ماه می2013 میلادی، یک سرباز ارتش انگلیس به نام «لی ریگبی» به وسیله مایکل آدبولاجو و مایکل آدبوواله در محله وولویچ (Woolwich) در جنوب شرقی لندن مورد حمله قرار گرفت و به قتل رسید. ریگبی در زمان حمله، مشغول انجام وظیفه نظامی نبوده، در حال قدم زدن در خیابان ولینگتون بود. قاتلان ابتدا وی را با ماشین زیر گرفته، بعد با استفاده از چاقو و ساطور او را به قتل رساندند. سپس جنازه ریگبی را به داخل خیابان کشانده و منتظر شدند تا پلیس به صحنه جنایت برسد. آنها به عابرانی که از محل عبور می کردند، گفتند که این سرباز انگلیسی را کشتند تا انتقام کشتار مسلمانان در عراق و افغانستان به وسیله نظامیان انگلیسی را گرفته باشند. پلیس انگلیس با شلیک به قاتلان آنان را زخمی نمود و سپس به زندان منتقل کرد. آدبولاجو و آدبوواله، هر دو از پدر و مادری نیجریه ای در انگلیس به دنیا آمده، از مسیحیانی بودند که بعداً مسلمان شدند. دادگاه انگلیس، یکی از قاتلان را به حبس ابد و دیگری را به 45 سال زندان محکوم کرد. آدبولاجو که در سال 2003 میلادی مسلمان شده بود، با گروه های تروریستی ای نظیر: المهاجرون، القاعده و الشباب مرتبط بود.

اینک به این پرسش پاسخ می دهیم که قتل سرباز انگلیسی در محله وولویچ شهرلندن چه تأثیری بر گسترش اسلام هراسی در فضای مجازی در انگلیس گذاشت؟

دو تن از محققان دانشگاه کاردیف انگلیس به نام های ویلیامز و برناپ (Williams and Burnap) که یکی جرم شناس و دیگری متخصص علوم رایانه ای است، در مقاله ای که در مجله «جرم شناسی» انگلیس منتشر کردند، به بیان تأثیر حادثه قتل سرباز ریگبی بر افزایش اسلام هراسی در فضای مجازی و به طور ویژه، شبکه اجتماعی توئیتر در انگلیس پرداختند. در ادامه، به بیان مهم ترین نکات این مقاله می پردازیم (Williams and Burnap,2015).

رسانه های اجتماعی فراگیر مانند توئیتر، در حال حاضر به وسیله بسیاری از مردمان کشورهای غربی مورد استفاده قرار می گیرند و شهروندان این کشورها از این شبکه ها برای انتشار واکنش خود به حوادث موجود در دنیای واقعی استفاده می کنند. ویلیامز و برناپ، حادثه قتل سرباز ریگبی را به عنوان یک حادثه تروریستی که می توانست منشأ گسترش اسلام هراسی در یکی از این شبکه های اجتماعی به نام توئیتر باشد، در نظر گرفتند.

ویلیامز و برناپ، به نقل از گرین والت (Greenawalt) تأکید می کنند که مطالب بیان شده در فضای مجازی برای آنکه متصف به صفت اسلام هراسانه شده و در نتیجه جرم تلقی شوند، باید چهار شرط را دارا باشند: 1. پاسخی خشونت بار به همراه داشته باشند؛ 2. عمیقاً افرادی را که مخاطب مطلب بیان شده هستند، آزرده خاطر سازند؛ 3. مطالب بیان شده موجب رنجش خاطر کسانی شوند که این مطالب را می شوند؛ 4. تهمت ها و صفت هایی که داده می شود، تأثیر نامطلوبی روی روابط اجتماعی در یک جامعه بگذارد (Williams and Burnap,2015,3).

ویلیامز و برناپ، برای بررسی تأثیر حادثه قتل سرباز ریگبی بر افزایش اسلام هراسی در توئیتر، از روش شناسی «جرم شناسی رایانه ای» (computational criminology) که در علوم اجتماعی رایانه ای ریشه دارد، استفاده کردند. آنان داده های خود را از میان توئیت های (پیام های توئیتری) منتشرشده در فاصله یک ماه پس از حادثه قتل سرباز ریگبی در وولویچ انتخاب کرده و این داده ها را از خود توئیتر گرفتند. به گفته این محققان، توئیتر با سایر شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک متفاوت است؛ چرا که داده های منتشرشده به وسیله کاربران به طور آزادانه در اختیار محققان قرار می گیرد. توئیتر همچنین، یک شبکه دوستی همگانی دارد و ویلیامز و برناپ به همین دلیل، این شبکه اجتماعی را به عنوان یک «انجمن همگانی» دیجیتال در نظر گرفته اند که به مکانی برای تبادل آزاد عقاید و ایده ها تبدیل شده و نخستین فضا برای شهروندان آنلاین محسوب می شود که می توانند به طور همگانی واکنش خود را به حوادث مهم نشان دهند (8، 2015 , Williams and Burnap).

علامت هشتگ (#) در میان کاربران توئیتر رایج بوده و به توئیت ها امکان می دهد که به یک موضوع قابل جست وجو تبدیل شوند. اصطلاح «روند» (trending) نیز برای توضیح هشتگ هایی به کار می رود که بیش از سایر توئیت ها طرف دار دارند و می تواند نشان دهنده فراز و فرود بحث هایی باشد که حول یک حادثه در جریان هستند. ویلیامز و برناپ، داده های خود را از طریق برنامه Twitter streaming Application Programming Interface و بر اساس زیر نظر گرفتن تغییرات آماری صورت گرفته در پرکاربردترین کلمه ای که پس از حادثه قتل سرباز ریگبی در توئیتر رد و بدل می شد، به دست آوردند. این پرکاربردترین کلمه، Woolwich (وولویچ) بود. مجموعه ای که در نتیجه اتخاذ این راهبرد به دست آمد، توئیت هایی بود که شامل پرکاربردترین کلمه ذکرشده بود و نمونه ای عظیم از تمامی توئیت هایی بود که در مورد این حادثه رد و بدل می شد. یکی از شش فرضیه اصلی تحقیق آنان نیز (نخستین فرضیه) این بود که حوادث تروریستی، مانند حادثه قتل سرباز ریگبی در محله وولویچ شهر لندن می توانند اسلام هراسی در فضای مجازی و به ویژه توئیتر را به همراه داشته باشند.

از میان 210807 توئیتی که 15 روز پس از حادثه تروریستی قتل سرباز ریگبی در وولویچ در مورد این حادثه در انگلیس منتشر شد، 1878 توئیت (1 درصد) از سوی نرم افزار خاصی که این دو محقق استفاده کردند، حاوی مطالب اسلام هراسانه ای نظیر «مسلمانان را از این کشور اخراج کنید» یا «مسلمانان آشغال» بود. ویلیامز و برناپ، به این ترتیب نتیجه می گیرند که فرضیه نخست تحقیق آنان اثبات شده و حادثه تروریستی وولویچ را می توان به عاملی برای آغاز موج جدیدی از اسلام هراسی در فضای مجازی و به طور ویژه، شبکه اجتماعی توئیتر در نظر گرفت. ماهیت این موج جدید اسلام هراسی در توئیتر که با بررسی توئیت های شامل کلمه Woolwich (وولویچ) به اثبات رسید، نشان می دهد که قتل سرباز ریگبی به عنوان یک محرک برای ایجاد تنش و بروز احساسات اسلام هراسانه عمل کرده است.

ممکن است برخی خوانندگان تصور کنند که 1 درصد از توئیت های منتشرشده در یک فاصله زمانی خاص شاید ملاک درستی برای اثبات فرضیه مقاله نباشد. خود ویلیامز و برناپ نیز به این نکته اشاره می کنند که نمی توانند به طور دقیق اعلام کنند که این میزان اسلام هراسی در توئیتر که پس از حادثه تروریستی وولویچ مشاهده می شود، نسبت به پیش از حادثه از چه میزان افزایشی برخوردار است؛ چرا که توئیت های پیش از قتل سرباز ریگبی را بررسی نکرده اند و فرضیه اثبات شده آنان این بوده است که حوادث تروریستی می توانند باعث به راه انداختن موج جدیدی از اسلام هراسی در فضای مجازی، با هر شدت و حدتی شود.

این دو محقق پیشنهاد می کنند که توئیت های پیش از حادثه نیز از شرکت های ثالث خریداری شود و بررسی شوند. البته ویلیامز و برناپ تأکید می کنند که از آنجا که تعداد بسیاری از توئیت های حاوی کلمات اسلام هراسانه به دلیل شکایت کاربران به وسیله توئیتر و شرکت های ثالثی که آنان را خریداری می کنند، حذف می شوند، میزان اسلام هراسی در این شبکه مجازی در زمان پیش از حادثه تروریستی وولویچ را باید با توجه به این حذفیات در نظر گرفت. البته تحقیق این دو محقق، گرفتار مشکل حذف و سانسور نبود؛ چرا که آنان داده های خود را در همان زمان انتشار توئیت ها و در زمان واقعی (real time) جمع آوری کردند.

در هر صورت، ویلیامز و برناپ مدعی هستند که تحقیقات آنان نخستین تحقیق تجربی صورت گرفته در مورد تأثیر حملات تروریستی روی افزایش اسلام هراسی در فضای مجازی است و تاکنون سابقه نداشته است.

نتیجه گیری

در این مقاله، تلاش کردیم نشان دهیم همان طور که رهبر معظم انقلاب در نخستین نامه خود به جوانان غربی تأکید کردند اقدامات تروریست های به ظاهر مسلمان تحت استخدام سران کشورهای غربی، تأثیری جز گسترش اسلام هراسی و تقویت پروژه «تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از دیگری» از سوی دولتمردان غربی ندارد. دو حادثه تروریستی بررسی شده که یکی در اروپا (انگلیس) و دیگری در قاره آمریکا (ایالات متحده آمریکا) به وقوع پیوستند، به صورت تجربی این سخن مقام معظم رهبری را تأیید می کنند. گسترش سریع اینترنت و شبکه های اجتماعی، این امکان را برای محققان علومی مانند جرم شناسی به وجود آورده است که از طریق بررسی افکار شهروندان در جست و جو های اینترنتی و پیام های رد و بدل شده در شبکه های اجتماعی، نگاهی دقیق تر به چگونگی شکل گیری اسلام هراسی پس از حوادث تروریستی ای نظیر کشتار سن برناردینو و قتل سرباز انگلیسی در محله وولویچ شهر لندن داشته باشند.

پی نوشت:

منابع:

اطلاعات تکميلي

  • تاریخ انتشار نسخه چاپی: چهارشنبه, 26 خرداد 1395
  • صفحه در فصلنامه: صفحه 27
  • شماره فصلنامه: فصلنامه شماره 54
بازدید 4027 بار
شما اينجا هستيد:خانه آرشیو فصلنامه شماره 54 حملات تروریستی و اسلام هراسی در فضای مجازی