نگاهی به تدوین درختواره بلاغی قرآن

پنج شنبه, 28 آذر 1398 ساعت 16:24
    نویسنده: محمد امین الهی منش* این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اشاره

قرآن کریم، به عنوان معجزه جاویدان پیامبر اسلام(ص) است که اکنون در اختیار بشر قرار دارد. مفسران، وجوه اعجاز قرآن کریم را بیان کرده‏اند و مهم‏ترین وجه آن، اعجاز بیانی است که زیربنای آن فصاحت و بلاغت است. آنچه در این نوشتار مد نظر قرار دارد، مروری به درختواره بلاغی قرآن است که توسط محققان گروه قرآن مرکز نور تدوین شده است.

کلیدواژگان: درختواره، اعجاز بیانی، فصاحت، بلاغت، علم معانی، علم بیان، علم بدیع.

مقدمه
بی‏تردید، قرآن کریم بزرگ‏ترین معجزه‏ دین اسلام است. مفسران معتقدند این کتاب از جنبه‏های گوناگون معنوی و لفظی اعجاز، بهره‏مند است. از نظر اعجاز معنوی، قرآن حاوی: غی‌‌‌‌ب‌گوی‌‌‌‌ی‌‌‌‌‏ها، جامعی‌‌‌‌ت و فراگی‌‌‌‌رى مفاهی‌‌‌‌م و قوانی‌‌‌‌ن آن، استقلالى بودن سبک و مفاهی‌‌‌‌م و تعابی‌‌‌‌ر آن، پی‌‌‌‌شگوی‌‌‌‌ی‌‌‌‌‏هاى علمى، پی‌‌‌‌راسته بودنش از اختلاف و عی‌‌‌‌ب، پی‌‌‌‌وسته تازه بودن و... است (معرفت، 1386: 4، 29و30).
اعجاز لفظی قرآن نیز وجوه متعددی را شامل می‏شود؛ نظیر اعجاز عددی و نظم آهنگین؛ اما مهم‏ترین وجه آن، اعجاز بیانی است که زیربنای آن فصاحت و بلاغت است. اعجاز بیانی، همان رسا بودن تعبیرات، موزون بودن کلمات و جمله‏بندی‏ها، شیرینی بیان و نفوذ خارق‏العاده آن در نفوس تعبیر می‏شود. در این نوشتار، بر آن هستیم تا با تبیین درختواره بلاغی قرآن، گامی نو در تبیین اعجاز بیانی قرآن برداریم (مودب، 1379: 160؛ سی‌‌‌‌وطى، 1421، ج2: 238).

درختواره بلاغی قرآن
محققان گروه قرآن، پس از آماده‌سازی تجزیه همه کلمات قرآن و ترکیب نحوی آنها، تصمیم به تدوین درختواره‏ای جامع گرفتند تا علاوه بر جمع‌آوری تمامی عناوین بلاغی در غالب نرم‌افزاری، تمامی آیاتی که دارای نکات بلاغی هستند را با تکیه بر تفاسیر ادبی و بلاغی متذکر شوند. این درختواره، با محوریت کتاب مطول و مختصر تفتازانی و با بهره‏گیری از 9 کتاب‏ بلاغی دیگر، تدوین شد. این کتاب‏ها عبارت‌اند از: اسرار البلاغة فی علم البیان، عبدالقاهر جرجانی؛ ترجمه اسرار البلاغة فی علم البیان، عبدالقاهر جرجانی؛ الفوائد المشوق الی علوم القرآن وعلم البیان، ابن‌قیم جوزیه، محمد‌بن‌ابی‌بکر؛ الإیضاح فی علوم البلاغة، الخطیب القزوینی؛ جواهر البلاغة، احمد الهاشمی؛ تهذیب البلاغة، دکتر عبدالهادی فضلی؛ علوم البلاغه، دکتر محمد احمد قاسم و دکتر محیی‌الدین ادیب؛ علوم البلاغة، احمد مصطفی مراغی؛ الأطول فی علوم البلاغة، عصام‌الدین ابراهیم‌بن‌محمد اسفراینی؛ المعجم المفصل فی علوم البلاغة، انعام فوال عکاوی.
همچنین، با بهره‏مندی از 14 تفسیر ادبی و بلاغی تمامی آیات قرآن که دارای عنوان بلاغی است، به برگ‏های درختواره متصل شده است. این کتب، عبارت‌اند از:
إعراب القرآن وبیانه، محى‏الدی‌‌‌‌ن درویش؛ الجدول فی اعراب القران، محمود صافی؛ اعراب القرآن، ابراهیم‌بن‌سری زجاج؛ اعراب القران، احمد‌بن‌محمد نحاس؛ تلخیص البیان عن مجازات القرآن، محمد‌بن‌حسین شریف الرضی؛ انوار التنزیل واسرار التاویل، عبدالله‌بن‌عمر بیضاوی؛ البحر المحیط فی التفسیر، محمد‌بن‌ی‌‌‌‌وسف ابوحیان؛ تفسیر غرائب القران ورغائب الفرقان، حسن‌بن‌محمد نظام الاعرج؛ الکشاف، محمد‌بن‌عمر زمخشری؛ التبیان فی اعراب القرآن، عبدالله الحسین عکبری؛ جوامع الجامع، فضل‌بن‌حسن طبرسی؛ مفاتیح الغیب، محمد‌بن‌عمر فخر رازی؛ مجمع البیان، فضل‌بن‌حسن طبرسی؛ معانی القران، یحیی‌بن‌زیاد فراء.
تعداد زیرشاخه‏های درختواره، بیش از 800 عنوان بوده و 20278 اتصال آیه به درختواره وجود دارد که از این میان، برخی از آنها، دارای چند عنوان بلاغی هستند.
این درختواره، به‌زودی در پایگاه قرآن در بخش اعراب قرآن بارگذاری می‏گردد. همچنین، در نسخه جدید جامع تفاسیر، یعنی نسخه 4، به نمایش در خواهد آمد.

نمایی از درختواره
طبق جست‌وجوهای انجام‌گرفته، تعداد 4608 آیه از آیات قرآن، دارای عناوین بلاغی بوده، به درختواره متصل گردیده‏اند و 1628 آیه نیز بدون اتصال باقی مانده است. خوب است که محققان در تکمیل این فرآیند و اتصال باقی آیات به برگ‏های درختواره، پای گذاشته و این مهم را به سرانجام رسانند.
تعداد اتصالات آیات قرآن، به شرح ذیل است:
1. یک اتصال، 1436 آیه؛
2. دو اتصال، 1002 آیه؛
3. سه اتصال، 710 آیه؛
4. چهار اتصال، 416 آیه؛
5. پنج اتصال، 362 آیه؛
6. شش اتصال، 232 آیه؛
7. هفت اتصال، 157 آیه؛
8. هشت اتصال، 104 آیه؛
9. نُه اتصال، 67 آیه؛
10. ده اتصال، 44 آیه؛
11. یازده اتصال، 28 آیه؛
12. دوازده اتصال، 20 آیه؛
13. سیزده اتصال، 14 آیه؛
14. چهارده اتصال، 9 آیه؛
15. پانزده اتصال، 4 آیه؛
16. شانزده اتصال، 5 آیه؛
17. هجده اتصال، 1 آیه؛
18. بیست‌ویک اتصال، 1 آیه.
با توجه به نیاز محققان، اصطلاحات بلاغی درختواره، بر اساس کتب بلاغی توضیح داده شده است.

این درختواره، دارای پنج زیرشاخه: فصاحت، بلاغت، ابواب علم معانی، بیان و بدیع است. زیرشاخه فصاحت و بلاغت، صرفاً جهت تکمیل عناوین بلاغی ذکر شده است و ازآنجاکه همه آیات و کلمات قرآن دارای شروط فصاحت و بلاغت هستند، هیچ آیه‏ای به این دو متصل نگردیده است. در ذیل، به تبیین این دو بخش می‏پردازیم:
واژه فصاحت، از نظر لغوى به معنای آشکارکردن و هوی‌‌‌‌دا بودن است و در اصطلاح دانشمندان معانى، کلمه یا کلامی روشن است که علاوه بر زیبایی، زود به فهم آمده و در بی‌‌‌‌ن نوی‌‌‌‌سندگان و سرای‌‌‌‌ندگان رواج دارد (تفتازانی، کتاب المطول، 1416: 15).
کلمه‏ای فصیح است که از تنافر (ناهنجارى) حروف، پی‌‌‌‌راسته و خوش‌آهنگ باشد؛ یعنی سبُک بر زبان بگذرد و بر گوش، گران نی‌‌‌‌ای‌‌‌‌د؛ مثل واژه «أسد» که سبک‌تر از «فدوکس» است. پس، فصیح، کلمه‌ای است که نا آشنا نبوده و مأنوس باشد؛ به بیان دیگر، مخالف قواعد صرفى نبوده، از گوش‏آزارى و ناگوارى تهى باشد.
کلامی فصیح است که از ناگوارى واژه‏های ترکیب‌شده، پی‌‌‌‌چی‌‌‌‌دگى لفظى و معنوی، کثرت تکرار، اضافه شدن‏هاى پى‏درپى و سستى ترکی‌‌‌‌ب، تهی باشد (عرفان، ترجمه و شرح جواهر البلاغة، 1388: ‏1، 15).

نمایی از شاخه فصاحت و زیرشاخه‏های آن
«بلاغت» در لغت، به معناى دست ی‌‌‌‌افتن و رسی‌‌‌‌دن است و در اصطلاح، هماهنگى سخن با چی‌‌‌‌زى است که مقتضای حال(1) آن را مى‏طلبد. علاوه بر این، فصی‌‌‌‌ح بودن واژه‏هاى مفرد و مرکب نیز در بلیغ بودن کلام شرط است. کلام بلی‌‌‌‌غ، سخنى است که متکلم، آن را به گونه‏اى متناسب با حالت‏هاى شنوندگان و مخاطبان شکل مى‏دهد (تفتازانی، مختصر المعانی‌‌‌‌، 1376: 14).
بلاغت، تنها وصف کلام و متکلم قرار مى‏گی‌‌‌‌رد و صفت کلمه نمى‏شود؛ چون کلمه نمى‏تواند گوی‌‌‌‌نده را به هدفش برساند (عرفان، ترجمه و شرح جواهر البلاغة، 1388، ج‏1: 59 و60).

نمایی از شاخه بلاغت و زیرشاخه‏های آن
ـ ابواب علم معانی:
دانش معانى، قواعدى است که گوینده با به‌کارگیری آنها، سخن عربی را مطابق مقصود خویش و مقتضاى حال، بیان کند؛(2) مثلاً برای مخاطب هوشمند، سخن را کوتاه آورده و برای کندفهم گسترده‏‌گویی کند (عرفان، ترجمه و شرح جواهر البلاغة، 1388، ج‏1: 81؛ تفتازانی، مختصر المعانی، 1376: 27).
علم معانی، 9 زیرشاخه دارد: باب «خبر»، «انشاء»، «احوال مسند الیه»، «مسند»، «تقیید»، «احوال متعلقات فعل»، «قصر»، «وصل» و «فصل»، «ایجاز و اطناب و مساواه» (تفتازانی، مختصر المعانی، 1376: 28).
به عنوان نمونه، در شاخه «ایجاز و اطناب و مساواه»، زیرشاخه ایجاز دارای دو برگ است؛ یکی ایجاز قصر و دیگری ایجاز حذف. ایجاز قصر، متصل به 10 آیه شده است؛ از جمله آیه 179 سوره بقره که خداوند می‏فرماید: «وَلَکُم فِی القِصاصِ حَیاةٌ.» در اینجا خداوند با استفاده از آرایه ایجاز قصری، بیان می‏کند که مصلحت عموم، تنها با قصاص تأمی‌‌‌‌ن می‌‌‌‌‏شود؛ نه بخشش و دی‌‌‌‌ه و نه هی‌‌‌‌چ چی‌‌‌‌ز دی‌‌‌‌گر. ‏همچنین، خداوند جز حفظ منافع مردم و رعای‌‌‌‌ت مصلحت آنان، چی‌‌‌‌ز دی‌‌‌‌گرى نمی‏خواهد و اگر مردم به ای‌‌‌‌ن دستور عمل کنند، چی‌‌‌‌زى عای‌‌‌‌د خداوند نمى‏شود. به علاوه، در ای‌‌‌‌ن جمله، کلمه «قصاص» معرفه، و کلمه «حی‌‌‌‌اة» نکره آمده است تا دلالت کند بر ای‌‌‌‌نکه نتی‌‌‌‌جه قصاص و برکات آن، دامنه‏دارتر و عظی‌‌‌‌م‏تر از آن است که با زبان گفته شود و این مفاهیم، همه در این جمله به صورت ایجاز نهاده شده است (طباطبایی، 1390، ج1: 433).
ـ ابواب علم بیان:
«بی‌‌‌‌ان» در لغت، به معناى کشف (نمای‌‌‌‌ان ساختن)، ای‌‌‌‌ضاح (آشکارکردن) و ظهور است و در اصطلاح، عبارت از قواعدى است که گوینده بتواند با آنها واضح‏ترین الفاظی که مقصودش را بیان می‏کند، مطابق با مقتضای حال بگوید (عرفان، ترجمه و شرح جواهر البلاغة، 1388، ج‏2: 236).
ابواب علم بیان، عبات‌اند از: باب «تشبیه»، «مجاز و استعاره» و «کنایه».
به عنوان نمونه، در زیرشاخه‏ «مجاز و استعاره»، به برگ «الاستعارة التمثیلیة التخییلیة» این آیه متصل شده است: «فَما بَکتْ‌ عَلَی‌‌‌‌هِمُ‌ اَلسَّماءُ وَ اَلْأَرْضُ‌ وَ ما کانُوا مُنْظَرِی‌‌‌‌نَ‌« (الدخان: 29). گریه آسمان و زمین، بر شیء ازدست‌رفته، کنایه تخییلی از متاثر شدنِ آن دو از فوت و نابودی آن شیء می‏باشد. در آیه مورد بحث، گریه نکردن آسمان و زمین بر قوم فرعون، کنایه از بیمقدار بودن آنان در نزد خدواند و همین طور، بی اثر بودن هلاکتشان در عالم طبیعت میباشد (طباطبایی، 1390، ج18: 141).
ـ ابواب علم بدیع:
«بدی‌‌‌‌ع» در لغت، چی‌‌‌‌زى است که بدون نمونه پی‌‌‌‌شی‌‌‌‌ن ای‌‌‌‌جاد شده باشد و در اصطلاح، علمى است که در آن شی‌‌‌‌وه‏های زی‌‌‌‌باسازی سخن بیان می‏شود. علاوه بر این، لازم است سخن با مقتضاى حال، هماهنگ باشد و مقصود گوینده را از نظر لفظى و معنوى، به طور واضح بفهماند (تفتازانی، مختصر المعانی‌‌‌‌، 1376: 2650).
این باب، مجموعاً 77 زیرشاخه دارد و مفصل‏ترین باب درختواره بلاغت است.
یکی از زیرشاخه‏های این باب، «جناس تام» بوده و یک برگ آن، «جناس تام مماثل» است که دارای 57 ارتباط با آیات قرآن کریم است؛ از جمله آیه 55 سوره روم: «فَمَنِ‌ اِعْتَدى‌ عَلَی‌‌‌‌کمْ‌ فَاعْتَدُوا عَلَی‌‌‌‌هِ‌ بِمِثْلِ‌ مَا اِعْتَدى عَلَی‌‌‌‌کمْ.» در این آیه، کلمه «اِعْتَدى» تکرار شده و جناس مماثل را نشان می‏دهد (درویش، 1415، ج9: 45).
همچنین، از زیرشاخه‏های «جناس»، «جناس ناقص» است که جمعاً 3 اتصال دارد؛ به عنوان نمونه، در آیه 44 سوره هود: «وَ قِی‌‌‌‌لَ‌ ی‌‌‌‌ا أَرْضُ‌ اِبْلَعِی‌‌‌‌ ماءَک‌ وَ ی‌‌‌‌ا سَماءُ أَقْلِعِی‌‌‌‌»، کلمه «اِبْلَعِی‌‌‌‌» با «أَقْلِعِی‌‌‌‌» از لحاظ ظاهر هم‌شکل هستند و تفاوتشان فقط در فاء الفعل (قاف و باء) است (معرفت، 1386، ج5: 96).

نتیجه
از منظر پژوهشگران، تدوین درختواره جامع بلاغی، پدیده‏ای است که علاوه برجمع‏بندی کتب تفسیری و بلاغی، توانسته است آیاتی را که تاکنون از لحاظ بلاغی مورد بررسی قرار نگرفته، روشن سازد. بهره‏مندی از تحلیل‏های بلاغی آیات قرآن جهت جست‌وجوی ترکیبی، دیگر مزیتی است که در آینده‏ای نزدیک در پایگاه جامع قرآن محقق می‏شود. محقق برای یافتن ترکیب عناوین بلاغی، می‏تواند از این موتور جست‌وجوگر بهره ببرد. همچنین، پژوهشگران می‌توانند تگ‏های نحوی و صرفی و بلاغی را با هم ترکیب کرده، در میان آیات به جست‌وجوی آن بپردازند.

پی‌نوشت‌ها

* پژوهشگر گروه قرآن مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
1. حال خطاب (مقتضى حال)، چی‌‌‌‌زى است که واقعی‌‌‌‌ت، ما را به سوى آن مى‏خواند؛ ی‌‌‌‌عنى شکل وی‌‌‌‌ژه‏اى از سخن که لازمه کلام و حالات مخاطب است. کلام، مطابق با حال نمى‏شود، مگر هنگامى که متناسب با خِرد مخاطبان و پای‌‌‌‌گاه آنان در بلاغت و توانشان در بی‌‌‌‌ان و گفتار باشد. بنابرای‌‌‌‌ن، براى توده مردم، سخنى شای‌‌‌‌سته است که کلام دی‌‌‌‌گر در آن موقعی‌‌‌‌ت بای‌‌‌‌سته نی‌‌‌‌ست و براى مهتران و بزرگان جامعه، شی‌‌‌‌وه وی‌‌‌‌ژه‏اى به کار مى‏آی‌‌‌‌د که دی‌‌‌‌گر نمى‏توان چی‌‌‌‌زى را جای‌‌‌‌گزی‌‌‌‌ن آن ساخت (ترجمه و شرح جواهر البلاغة، ج ‏1، ص 59 و 60).
2. حال، واقعی‌‌‌‌تى است که سخنگو را وادار مى‏کند تا در سخنش، خصوصی‌‌‌‌تى را به‌کارگی‌‌‌‌رد و ای‌‌‌‌ن خصوصی‌‌‌‌ت، مقتضى حال است؛ مثلاً اگر بی‌‌‌‌ن تو و مخاطب تو، چی‌‌‌‌زى آشنا باشد، آن آشنای‌‌‌‌ى، حالى است که معرفه بودن سخن را مى‏طلبد و معرفه آوردن، مقتضى حال است (ترجمه و شرح جواهر البلاغة، ج 1، ص 81، پاورقی).

منابع
1. قرآن کریم.
2. تفتازانی، مسعودبن‌عمر. 1376ش. مختصر المعانی‌‌‌‌. قم: دار الفکر، سوم.
3. ـــــ . 1416ق. کتاب المطول و بهامشه حاشی‌‌‌‌ة السی‌‌‌‌د می‌‌‌‌رشری‌‌‌‌ف. قم: مکتبة الداوری، چهارم.
4. درویش، محی‌الدین. 1415ق. اعراب القرآن الکری‌‌‌‌م و بی‌‌‌‌انه. حمص: الارشاد، چهارم.
5. سیوطی، عبدالرحمن‌بن‌ابی‌بکر. الإتقان فی علوم القرآن. بیروت: دار الکتاب العربی، دوم.
6. طباطبایی، سید محمدحسین. 1390ق. المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسة الأعلمی‌‌‌‌ للمطبوعات، دوم.
7. عرفان، حسن. 1379ش. شیوه‏های اعجاز قرآن. تهران: دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، اوّل.
8. ـــــ . 1388ش. ترجمه و شرح جواهر البلاغة. قم: بلاغت، دهم.
9. معرفت، محمدهادی. 1386ش. التمهید فی علوم القرآن. قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، سوم.
10. مؤدب، سید رضا. 1379ش. اعجاز قرآن. قم: احسن الحدیث، پنجم.

اطلاعات تکميلي

  • تاریخ انتشار نسخه چاپی: یکشنبه, 24 آذر 1398
  • صفحه در فصلنامه: صفحه 53
  • شماره فصلنامه: فصلنامه شماره 68
بازدید 16 بار
شما اينجا هستيد:خانه