هنوز در ابتدای راهیم ...

    رضا آسیابانی جانشین مدیر عامل مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی

چهارشنبه, 30 بهمن 1381 ساعت 14:09

اشاره

متن حاضر بخش های مهمی از سخنان آقای رضا آسیابانی از مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است که در تاریخ 1381/9/26 در کنفرانس جنبی دومین نمایشگاه مراکز علمی پژوهشی حوزه علمیه قم تحت عنوان «پژوهش رایانه ای علوم اسلامی» بیان گردیده است. این سخنرانی به لحاظ اهمیت و برخورداری از نکات جالب و درخور توجّه، به نظر خوانندگان عزیز می رسد.

ضمن عرض سلام و خیر مقدم خدمت عزیزان؛ چنانکه مستحضر هستید موضوع این جلسه «پژوهش رایانه ای در علوم اسلامی» است، که امیدوارم برای شما حُضّار محترم مفید واقع شود. بنده بحث خودم را به سه قسمت تقسیم کرده ایم: 1. مقدمه ای در خصوص ضرورت پژوهش رایانه ای، 2. وظایف کارگزاران و مراکز مختلف نسبت به این موضوع، 3. بحثی در باره تولید کنندگان، مصرف کنندگان، توزیع کنندگان، قانون گذاران و مجریان قانون در ارتباط با پژوهش های رایانه ای.

همان طور که دوستان می دانند، بین تحقیقات رایانه ای و تحقیقات دستی تفاوت های اساسی وجود دارد.

یکی از این تفاوتها سرعت در انجام کار است. اگر بخواهیم سرعت عملیات تحقیقات و جستجو در رایانه را با سرعت تحقیقات دستی مقایسه کنیم، چیزی حدود ده هزار و یا صد هزار برابر سرعت داریم. جستجویی که در یک منبع هزار جلدی می خواهیم به وسیله دست انجام دهیم، رایانه آن را در کسری از ثانیه یا در چند ثانیه انجام خواهد داد. در صورتی که اگر می خواستیم این جستجو را به صورت دستی انجام دهیم، ممکن بود در طول چند ماه یا حتی یک سال انجام شود. این تفاوت اوّلیه بین عملیات رایانه ای و تحقیقات دستی است.

بحث بعدی ما حجم و فضای موجود روی یک CD است. الان توانسته ایم 500 جلد کتاب را روی یک سی دی جا بدهیم که اگر قرار بود این 500 جلد کتاب به صورت دستی حمل و نقل شود، زحمت و هزینه بسیار زیادی در برداشت.

در حال حاضر ما با تکنولوژی جدیدی به نام DVD روبرو شده ایم که یک چیزی حدود 36 برابر CD جا می گیرد؛ یعنی اگر شما 500 جلد کتاب را در یک CD جا بدهید، در یک DVD که از لحاظِ ظاهری اندازه CD است، چیزی حدود سی هزار جلد کتاب جا می گیرد. این نیز یکی دیگر از تفاوت های مهم در استفاده از منابع سنّتی و رایانه ای است.

تفاوت دیگر در هزینه هاست. شما برای تهیه یک CD که شامل 500 جلد کتاب است، 1/25 (یک بیست و پنجم) یا 1/30 (یک سی ام) هزینه ای که می خواهید کتاب بخرید می پردازید. 500 مجلد کتاب به طور عادی در بازار، حدود پانصد هزار تومان قیمت دارد، در صورتی که همین CD با 1/25 یا 1/30 این قیمت تهیه می شود.

همچنین فرق دیگر، در مورد هزینه های عمومی است که ما این را به دقت بررسی کردیم. یکی از دوستانم در انتشارات سازمان تبلیغات می گفتند: شما از وقتی که مباحث کامپیوتری را شروع کردید و منابع و کتب را در CD عرضه گردید، چاپ و انتشار ما در زمینه کتب مرجع، به شکلی محسوس کاهش یافت. این کاهش نه به معنای کاهش مصرف کننده، بلکه به معنای کاهش خرید این کتب و روی آوردن به CD است. ایشان مثال می زدند که اگر بخواهیم یک دوره جواهر یا بحارالأنوار را چاپ کنیم، چیزی حدود صد دلار از ما هزینه های عمومی می گیرد؛ یعنی برای وارد کردن کاغذ، وارد کردن جوهر و سایر مواد چاپی و چیزهایی که برای تولید کتاب لازم است، حدود صد دلار هزینه بر می دارد.

ما می گوییم این کتاب ها که اشاره شد، همین 5 برابر، 6 برابرِ این مقدار در یک CD قرار می گیرد و حدود 50 سِنت؛ یعنی 1/200 (یک دویستم) کار چاپ هزینه می برد. حال چنانچه ما این تعداد کتاب را با استفاده از فنّاوری جدید به ده ها هزار جلد کتاب برسانیم، فهمیده می شود که چقدر در این زمینه به هزینه های عمومی کمک کرده ایم.

مزیت دیگر، مصون ماندن اطلاعات از بلایا و عوارض طبیعی است. شما در خصوص کتاب و کتابخانه با خطرات زیادی برای از بین رفتن اطلاعات روبرو هستید. در صورتی که در رایانه، با وجود کپی گرفتن و تهیه نسخه پشتیبان از اطلاعات، تقریباً درصد این خطرات و بلایا به صفر تبدیل می‌گردد.

بعد از این که در سال 1368 این مرکز توسط رهبر معظم انقلاب تأسیس شد، ما تا کنون در این سیزده، چهارده سالْ کارهای زیادی را انجام دادیم که خیلی خلاصه اشاره می کنم؛ مرکز در طی این مدت، حدود شش هزار جلد کتاب را متناسب با نیاز خود از منابع اصلی اسلامی تصحیح کرده که این متون غنی سازی شده است. می گویید غنی سازی به چه معناست؟ غنی سازی، یعنی بعد از این که این کتاب ها وارد رایانه گردیدند و تایپ و تصحیح شدند، آن وقت فرمت های عمومی و تخصصی میخورند، و همچنین برخی مراحل دیگر که من چندتا مثال می زنم؛ مثلاً تمامی کلمه های متون را ریشه میزنیم، ریشه کلمات را استخراج می کنیم ، از متون فیش برداری کرده و بعد از فیشبرداری، نمایه می زنیم. آنگاه فرمت های مخصوصی می زنیم که در این زمینه، بعضی از آن شش هزار جلد کتابی که ما تصحیح و وارد رایانه نمودیم، فرمت های عمومی خوردند و حدود هزار جلد از این کتاب ها فرمت های تخصصی خوردند. فرمت های تخصصی همان طور که مثال زدیم، بخشی از غنی سازی است؛ به عنوان مثال، شما در موضوع تاریخ، هفتاد موضوع مشخص از تاریخ یعقوبی در می آورید و بعد محقق کتاب را مطالعه و دسته بندی می کند که به این می گویند فرمت زدن. همین فرمت ها فهرست و هماهنگ سازی می شود و بعد در لیست های مختلف مثل اَعلام اشخاص و اماکن و چیزهای مختلفی که در تاریخ هست، همراه می شود و نهایتاً پردازش می شود. ما حدود سیصد جلد کتاب را تا حالا اِعراب گذاری نموده ایم و ریشه کلمات حدود هزار جلد کتاب را استخراج کرده ایم.

در زمینه فیش برداری، سیصد جلد کتاب را مثل بحارالأنوار و وسائل الشیعه موضوع برداری کرده ایم که در زمینه های مختلف مثل فلسفه و منطق نیز این کار صورت گرفته است. همچنین، در مورد رجال تاکنون بیش از هشتاد جلد از کتب و اسناد رجالی را به صورت تحلیلی استاندارد سازی کرده ایم و تمامی رجال موجود در اسناد و اتصال این رجال به منابع تحقیقاتی را باز سازی و به انجام رسانده ایم. علاوه بر این، حدود بیست برنامه روی CD عرضه کرده ایم که در زمینه های مختلف: قرآن، حدیث، تفسیر، تاریخ، فقه، اصول، فلسفه و منطق است. ولی اینها کارهایی بوده که به صورت مقدمات انجام دادیم و ما این را گام اوّل می دانیم، بلکه همه مراکزی که در این حیطه کار می کنند، در اوّل راه می باشند.

این موضوع می تواند مقدمه ای برای برنامه ریزی های طولانی مدت، با افق روشن باشد و ما برای ادامه کار، جزء وظایف خود می دانیم که یک برنامه ده یا بیست ساله بریزیم و در حال حاضر برنامه 5 ساله را در دست تدوین داریم. اصولی که مرکز تحقیقات در این زمینه مورد توجه قرار داده، عبارتند از: اوّل، کلیه منابع و کتب مرجع و موجود در حوزه اسلامی به ترتیب اولویت، به رایانه سپرده شوند. البته شمار منابع و مراجع، بیش از ده ها هزار جلد کتابند، کار اولویت بندی در بخش های تخصصی مرکز تحقیقات انجام شده است؛ مثلاً اگر بناست در بخش فلسفه که در سه هزار یا چهار هزار جلد کتاب مرجع فلسفه داریم، اینها را بخواهیم وارد کامپیوتر کنیم، هزینه های بسیار بالایی می خواهد. قاعدةً این جا مسأله اهم و مهم در نظر گرفته می شود و اولویت ها لحاظ می گردد و بعد کتب انتخابی، وارد رایانه می شود. در ادامه، بسیاری از این کتاب ها را باید غنی سازی کنیم؛ یعنی از آنها فیش برداری کنیم، فرمت های تخصصی بزنیم و همچنین إعراب و ریشه روی متون بزنیم. طبیعی است روی متونی که اهمیت آنها بیشتر باشد، باید بیشتر کار شود.

اصل دوم، افزایش قابلیت های برنامه هاست؛ یعنی نباید این طور بیندیشیم برنامه ای مثل نور2 داریم که یک برنامه جامع و کاملی هست و هر برنامه دیگری که در این زمینه بخواهد تولید شود، باید در همین اندازه باشد. این اشتباه است که ما در همین جا توقف داشته باشیم. بلکه باید تا آن جایی که می توانیم به فکر افزایش قابلیت های برنامه ها باشیم تا با کمک افزایش قابلیت برنامه‌ها به سمت موضوعی کردن برنامه ها حرکت کنیم.

در مورد منابع، هزینه ها و نیروهای انسانی، حساب کردیم که اگر بخواهیم این هزاران جلد کتاب را موضوع برداری و فیش برداری کنیم، فرمت تخصصی بزنیم و این متون را کاملاً بخوانیم و خط به خط غنی سازی کنیم، وقت چندین ساله با نیروهای انسانی بالا و هزینه های بسیار زیاد می طلبد که الآن در امکان ما نیست. البته ما خیلی دیر شروع کردیم و از آن جا که برای عرضه نرم افزارهای علوم اسلامی مسؤولیم، اگر بخواهیم این کارها را انجام بدهیم، باید این امور را نیز انجام بدهیم که در این صورت، خیلی دیر به مقصد می رسیم.

این جاست که بحث قابلیت های برنامه پیش می آید. من چند تا مثال در این خصوص می‌زنم. ببینید ما چقدر راحت می توانیم به مباحث موضوعی برنامه ها نزدیک شویم، بدون این که وارد کارهای بسیار تخصصی مثل انواع فیش برداری و فرمت های تخصصی بشویم؛ مثلاً در برنامه نور2 که تقریباً شامل 450 جلد کتاب است، 38 میلیون کلمه داریم که اکثراً به صورت تکراری در این کتابها آمده است. شما اگر بخواهید کلّ این کتاب ها را خط به خط و کلمه به کلمه مطالعه نمایید و سپس از آنها فیش برداری کنید و روی آن کارهای غنی سازی انجام بدهید، چقدر وقت می خواهد و چقدر طول می کشد. در صورتی که اگر ما بیاییم و از این 38 میلیون کلمه، کلمات غیر تکراری را جدا کنیم، 450 هزار کلمه غیر تکراری باقی می ماند؛ به این معنا که در این متون، مثلاً کلمه «الله» حدود یک میلیون مرتبه تکرار شده است و ما این کلمه را یک مرتبه به حساب می آوریم. به همین ترتیب، در مورد سایر کلمات نیز عمل کنیم که کلمات غیر تکراری تبدیل به 450 هزار مورد می شود. آنگاه از میان این کلمات غیر تکراری، کلمات مهم را انتخاب نموده و واژه هایی مثل: فی، کانَ، قالَ و ثُمّ، را که مهم نیستند، حذف میکنیم. بعد از حذف شدن این کلمات، تعداد کلمات به چیزی حدود 150 هزار واژه تقلیل پیدا می کند. حالا این تعداد کلمه را پیراسته می‌کنیم؛ یعنی زواید اطرافش را می زنیم؛ اگر کاف یا بای جارّه بر سر آن بود، حذف کنیم و یا هر چیزی که کلمه را از هیأت مستقلش درمی آورد و آن را دو کلمه ای می کند، از کلمه اصلی جدا کنیم. در بعضی موارد که ضمیری به کلمه چسبیده، باید اینها را پیراسته کنیم. به این ترتیب، این کلمات به 50 هزار کلمه تبدیل می شود و در نهایت ما فرض می کنیم که 50 هزار کلمه داریم. این تعداد کلمه به کلّ کلمات کتاب متصل می شوند. بعد از پیراسته کردن و حذف نمودن یکایک کلمات، به آن کلماتی که به آنها متصل بوده اند، آدرس می دهیم. بعد از حذف این واژه ها و رساندن آنها به 50 هزار کلمه، مترادفات و مرتبطات آن را فرمت می زنیم و ریشه اصلی این کلمات را به دست می آوریم.

حالا اگر محقق در یک موضوع خاصّی جستجو انجام داد، وقتی برنامه وارد این لیست پنجاه هزارتایی بشود، دقیقاً کلمه ای را که محقق انتخاب می کند به همراه هر چیزی که درباره این کلمه است، می آورد؛ چون ما تمام مترادفات این کلمات را در آورده ایم، ریشه اش را استخراج کرده ایم، فرمت زده و پیراسته اش کرده ایم و به گونه ای منطقی به هم ارتباط داده ایم؛ به عبارت دیگر موقعی که محقق کلمه ای مثل «صدقه» را انتخاب می کند، چون ما هر چه واژه های مرتبط و مترادف بوده فرمت زده ایم، دیگر با انبوهی از اطلاعات غیر مرتبط و متشابه روبرو نمی شود. مثال دیگر این که چنانچه «ابو علی سینا» مورد جستجو باشد، «شیخ الرئیس» را به عنوان مترادفش فرمت می زنیم که اگر ابوعلی سینا را پیدا کرد، شیخ الرئیس را هم برای محقق بیاورد. البته این گفته بدان معنا نیست که لازمه اش این باشد که حتماً شیخ الرئیس را نیز بیاورد.

یکی از کارهایی که ما به عنوان اصل در برنامه های آینده شاهدش خواهیم بود، این است که کارهای دستی را که در حال حاضر انجام می دهیم، مکانیزه کنیم. البته مراکزی که در این زمینه کار می کنند، می دانند که اِعراب گذاری، تصحیح متون، تقطیع متون و فرمت زدن تا چه اندازه هزینه بر و وقت گیر است؛ یعنی ما الآن در برنامه نور2، وسائل الشیعه و کتب اربعه را اِعراب گذاری کردیم. فکر کنید که این کار در عرض یک سال یا دو سال طول کشیده است، در صورتی که تقریباً 12 سال طول کشیده تا اعرابگذاری آن به این شکل که الآن می بینید به اتمام رسیده است، و اگر می خواستیم مجموعه بحارالأنوار را نیز به همین روش انجام دهیم، باید 12 سالِ دیگر وقت صرف می کردیم.

در تصحیح متون باید کاملاً متن را بخوانیم که این هم خودش هزینه بر و وقت گیر است؛ یعنی بعد از تایپ و تصحیح دوباره باید یک نفر مصحّح آن را بخواند. ما برنامه هایی را در دست داریم که برخی از آنها را پیاده سازی هم کرده ایم و خیلی مشتاقیم که تجارب فنی خودمان را در اختیار مراکز تحقیقاتی دیگر که در این زمینه کار می کنند، بگذاریم.

ما اکنون برنامه هایی داریم که این سرویس ها را به صورت مکانیزه ارائه می دهند. البته این برنامه ها هنوز کامل نشده، ولی در صدد کامل کردن آنها هستیم؛ یعنی به جایی برسانیم که 100% یا چیزی بالای 95% به ما جواب بدهد. اگر شما بتوانید با یک برنامه مکانیزه، کلّ یک متن را اِعراب گذاری کنید، هزینه های خود را صدها برابر پایین می آورید. ما در مجموعه ای مثل بحارالأنوار این کار را انجام داده ایم. البته نه به شکل صد در صد، بلکه تقریباً هفتاد درصدِ این متن را به وسیله دستگاه و رایانه اِعراب گذاری کرده ایم . سپس محققان یک مرور اجمالی روی متن می کنند تا در صورت وجود اعرابِ غلط، آن را تصحیح کنند. به همین دلیل بحارالأنوار که 110 جلد است، در مدت تقریبی 2 سال اِعراب گذاری شده است که تا آخر امسال با اِعراب کامل عرضه می شود. از اصول کاری ما این است که تا آن جایی که بتوانیم، برنامه های خود را در زمینه متونْ مکانیزه کنیم و کارهای خودمان را از حالت دستی درآوریم و این را به دیگران هم توصیه می کنیم و همان طور که گفتیم حاضریم تجارب و سرویس های فنی خودمان را در اختیار آنها قرار دهیم.

یکی از کارهای دیگری که ما به عنوان اصل در نظر داریم، تحقیقات در جهت بالا بردن قابلیت برنامه ها به شکل کاملاً فنی و تکنولوژیک است، آن هم نه به صورت بحثی که من در مورد لیست کلمات مطرح کردم. یک مثال بزنم، ما تقریباً از 3 یا 4 سال پیش شروع کردیم به این که متن ها را به صوت کامپیوتری تبدیل کنیم؛ به این ترتیب که برنامه ای بریزیم تا تمام متن، توسط رایانه خوانده شود؛ یعنی متن، تبدیل به سخن شود. اگر این کار جواب بدهد، بسیاری از مشکلات افرادی که ممکن است مطالعه کردن از روی مانیتور برایشان سخت باشد، حل می شود. این کار حجم چندانی را از ما نمی خواهد، اما این قابلیت فوق العاده را به ما می دهد که روی هر متنی که کلیک کنیم، برایمان خوانده شود.

نکته بعدی تبدیل صدا به متن است. بنده فکر کنم این مسأله را در ایران حدود دو، سه سالی شروع کرده اند و هنوز جواب نگرفتند. امیدواریم که با هماهنگی مراکز دیگر بتوانیم به این هدف برسیم تا شما بتوانید با صحبت با کامپیوتر نظر خودتان را بگویید. در حال حاضر، این کار طی این ده ساله روی متون انگلیسی به طور کامل انجام شده است؛ کاربران انگلیسی زبان با کامپیوتر کاملاً ارتباط کلامی بر قرار می کنند و جواب می گیرند؛ یعنی الآن شخص در مقابل رایانه به صورت انگلیسی صحبت می کند و دستگاه نیز تمام آن را برایش تایپ می کند. اما در مورد زبان عربی و فارسی هنوز این اتفاق هنوز نیفتاده است. البته این از تحقیقات کاربردی است که ما انجام می دهیم و با کمک مراکز تحقیقاتی دیگر آن را پیاده خواهیم کرد.

ممکن است گفته شود این قابلیت چه کاربرد دیگری غیر از تایپ دارد؟ شما اگر بتوانید با کامپیوتر صحبت کنید، چه مشکلی حل می شود؟ پاسخ این است که تحقق این امکان نوین، در امتحانات و مباحث آموزشی فوق العاده کاربرد دارد؛ مثلاً آموزش حفظ قرآن، که ما هم اینک برای آموزشِ روش های حفظ قرآن مشکل داریم. موقعی که می خواهیم قرآن را به رایانه بدهیم، یکی از اهدافمان این است که کاربر بتواند از کامپیوتر به عنوان یک استاد استفاده کند؛ از او سؤال کند و جواب بگیرد. قطعاً جواب را موقعی دریافت می کند که تشخیص کلام برای کامپیوتر ممکن شود. این همان هدفی است که به دنبال آن هستیم و یکی از کارهایی است که معتقدیم می شود انجام داد.

بحث دیگر، تحقیق روی تکنولوژی (1)OCR است که در حال حاضر آن را شروع کرده ایم. البته OCR یک بحث فنی است؛ به این معنا که متون فارسی و عربی را بدون آن که تایپ بشوند، بلکه فقط با اسکن شدن متن؛ یعنی نوعی عکس برداری از آنها، به فرمت متن تبدیل کنیم؛ به عبارت دیگر، همان متن اسکن شده بعد از اسکن به Text تبدیل شود که به این عمل OCR می گویند چنانچه این کار به ثمر بنشیند، ما هزاران کتاب را خیلی راحت وارد کامپیوتر می کنیم و دیگر تایپ آنها لازم نیست. هرچند خودمان هم هنوز به این باور نرسیدیم که این کار شدنی باشد، ولی به هر حال تحقیقات را شروع کردیم. این روند پژوهشی در فارسی هنوز جواب نداده است، اما در انگلیسی جواب داده و دلیل آن هم این است که در فارسی و عربی، حروف به یکدیگر چسبیده‌اند، ولی در انگلیسی از هم جداست، و شاید مهمترین مشکل در راه تحقق OCR در زبان های ما، همین امر بوده است.

یکی دیگر از اصولی که ما به آن توجّه داریم، نشر تجارب فنی است که در آینده نزدیک انجام خواهیم داد؛ یعنی تجارب فنی، تحقیقاتی و برنامه نویسی خود را نشر بدهیم و به مراکز پژوهشی که می خواهند برنامه نویسی و کارهای کامپیوتری انجام بدهند، اعلان همکاری نماییم و هرگونه کمکی که می خواهند به آنان ارائه بدهیم. علّت این امر که ما به این سمت و سو گام بر می داریم آن است که می خواهیم سطح متخصّصان مراکز پژوهشی در زمینه کامپیوتر را تا آن جایی که می شود، بالا بیاوریم؛ یعنی هر آنچه خودمان تحقیقات کرده ایم، پول خرج کرده ایم و تجربه اندوخته ایم، این را فقط برای خودمان نگه نداریم، بلکه در تمام مراکز نشر بدهیم و نگذاریم مراکز دیگر نیز این خرج هایی را که ما انجام داده ایم، دوباره متحمل شوند و از اوّل به تحقیقات و تجربه اندوزی بپردازند. ما این طور فکر می کنیم که همه این هزینه ها از یک مجموعه و از یک بیت المال است. اگر ما تجربیات را بتوانیم در سطح جامعه تحقیقاتی و در بین مراکز تخصصی نشر بدهیم، به یکی از آرزوها و اهداف مهم خود دست یافته ایم، که این کار را إن شاء الله در ظرف چند سال آینده انجام خواهیم داد. اینها اصول کلی بودند که در برنامه ریزی های طولانی مدتِ خودمان به آن توجه داریم.

اما یکی از وظایف دیگر که برای مراکز تولید کننده نرم افزارهای اسلامی تصور می شود، ارتباط مستمر با کاربران است. به نظر ما یکی از دلایل اصلی ارتقاء و غنی شدن برنامه های ما، خودِ کاربران هستند و به این اعتقاد داریم که اگر کاربران سراغ ما نیایند و قابلیت هایی که در ذهنشان می آید و خواسته هایی که از برنامه ها دارند به ما اعلام نکنند، ما نمی توانیم برنامه ها را روزآمد و کاربرپسند کنیم؛ چون در مجموعه ما در نهایت، حدود 100 نفر روی برنامه فکر می کنند که باید چه قابلیتی داشته باشد، اما کاربرانی که این برنامه به دستشان می رسد، هزاران نفرند. به همین جهت، از وظایف ما این است که تا آن جا که بتوانیم، به سمت خواسته های کاربران برویم و با شکل های مختلف نظراتشان را به دست آوریم؛ مثلاً می گوییم که اگر شما قابلیت هایی که در ذهنتان است به ما اعلام کردید، ما در قبال هر 10 قابلیتی که به ما اعلام می کنید، به شما جایزه می دهیم، یا برنامه هایمان را به صورت اهدایی به شما تقدیم می کنیم. از این رو، اگر کاربرانی پیدا کردیم که پیوسته با ما مرتبط باشند و قابلیت ها و اشتباهات برنامه های ما را به ما بگویند، باید آنها را پشتیبانی نماییم. مثل کاربران مراکز خارجی که به صورت حرفه ای و پیوسته با تولید کنندگان مرتبط هستند و با یکدیگر ارتباط متقابل دارند و آنها را از برنامه های جدید خودشان مطلع می کنند.

در مورد وظایف کاربران باید تذکر بدهم کسانی که از برنامه ها استفاده می کنند، چه وظیفه ای در قبال تولید کننده ها دارند. در اینجا از کسانی که مخاطب ما هستند و از برنامه های نور استفاده می کنند، خواهشمندیم این کار را قبول کنند و با ما در ارتباط باشند؛ زیرا اگر این مهم انجام بشود، به نفع کل جامعه محققان است. بنابراین، خوب است که کاربران عزیز یک دفتر یادداشت و قلم با خودشان داشته باشند و موقعی که با نرم افزارها کار می کنند، هر اشکالی که در متن کتاب ها یا برنامه می بینند و یا هر قابلیتی که ممکن است به ذهنشان بیاید، آن را همان موقع یادداشت کنند و برای ما ارسال دارند. این موضوع، در ارتقاء و افزایش کیفیت برنامه هایمان بسیار مؤثر است و نتایج آن مستقیماً به خودِ کاربر و محقق بر می گردد. به گمان بنده، یکی از وظایف اصلی کاربران این است که فقط خودشان از برنامه استفاده نکنند، بلکه اگر به روشی در برنامه دست یافتند که به کمک آن می توان در یک موضوع خاص تحقیق کرد، آن روش را به دیگران نیز اعلام کنند.

در نرم افزارهای آینده‌مان یک قابلیت دیگر به برنامه ها می افزاییم و آن این است که کاربر موقعی که با برنامه کار می کند، بتواند تحقیقات شخصی خودش را ضبط کند؛ به بیان دیگر تمام کارهایی که مثلاً در جستجو، مطالعه لیست ها، اعمال محیط های جستجو و هر کاری که در متن برنامه انجام می شود، همگی به صورت «ماکرو» قابلیت ضبط شدن داشته باشد. منظورم این است که هر عملیاتی که محقق از هنگام شروع کار با صفحه کلید و ماوس تا پایان یک تحقیق و حتی رنگی کردن متون، حاشیه زدن و نمایه زدن به متون انجام می دهد، تمام این امور در فایل هایی ضبط شود. اگر کاربر به این نکته توجه کند که تمام تحقیقاتی که مثلاً در عرض یک ماه در کامپیوتر انجام داده، ذخیره شده است، متوجّه می شود که این خود یک مجموعه تحقیقاتی است که به صورت اتوماتیک نگهداری شده است. اگر کاربر این فایل های تحقیقات شخصی (فایل ماکرو) را به صورت تایپی در بیاورد و به محیط هایی نظیر اینترنت که قابلیت فراگیر دارد، عرضه کند، تحوّل بسیار عظیمی در تحقیقات به وجود می آید.

بنابراین، اگر محقق تحقیقاتش را انجام داد و سپس آن را در شبکه های کامپیوتری عرضه کرد، فقط با دستور Import یعنی: وارد کردن، این پژوهش را در برنامه شخصی خودش درج می کند و بدین ترتیب، کاربر می تواند تحقیقات شخصی خودش را که در عرض یک ماه، دو ماه انجام داده، بدون استفاده از نشرهای وقت گیر و هزینه برِ مکتوب منتشر سازد. در حال حاضر، بسیاری از اشخاص وجود دارند که به خاطر هزینه های بالا و یا به دلایل دیگر احساس می کنند نمی توانند نتایج تحقیقاتی خود را به چاپ برسانند. به همین دلیل، بسیاری از تحقیقات در نزد پژوهشگران باقی می ماند و ممکن است هیچ وقت منتشر نشود. اگر کاربر این انتشار را به عنوان یک وظیفه برای خودش بداند و پس از ضبط تحقیقات شخصی خود در برنامه های کامپیوتری آن را عرضه کند، این کار باعث می شود که سطح پژوهش در جامعه محققان بسیار بالا برود؛ به عنوان مثال، پژوهشگر یک صفحه شخصی برای خودش در اینترنت درست می کند و اعلام می نماید که تحقیقات شخصی بنده در این موضوعات، در فایل های تحقیقاتی قرار دارد. فقط فایل است که می شود به راحتی از آن صدها هزار نسخه تکثیر بشود، و افراد دیگر بگیرند و وارد کامپیوتر خودشان کنند.

یکی از وظایف دیگر و در واقع خدماتِ کاربران در قبال تولیدکنندگان، این است که از نسخه های اصلی برنامه ها استفاده کنند. یکی از مشکلاتی که ما و سایر مراکز تحقیقاتی با آن مواجه هستیم، کپی غیر مجاز برنامه هاست. متأسفانه! برخی از کاربران بسیاری از این برنامه ها را به صورت غیر اصلی تهیه می کنند؛ یعنی کپی می کنند. این گروه، پیش خودشان می گویند که قیمت این برنامه 15 هزار