بررسی تأثیر و نقش فضای مجازی در سبک زندگی اسلامی*

پنج شنبه, 30 شهریور 1396 ساعت 13:17
    نویسنده: محمدطاهر مطهری کلور / آرش هاشمزاده علی آباد / محمدرضا عطایی / عباس نجفی **

چکیده

در جامعه امروزی، حقیقت این است که اگر زندگی، شیوه، روش و سبک زندگی آدم هایی که زندگی می کنند، بر مبنای یکسری مباحث و مبانیِ متقن استوار باشد، طبیعتاً قوام جامعه و مباحث مربوط به امور اجتماعی نیز مستحکم خواهد شد. از این رو، یکی از مسائل مهمی که امروزه نظر بسیاری از سیاست گذاران را به خود جلب کرده، موضوع سبک زندگی و عوامل مؤثر بر آن است.

طیّ سال های گذشته، رهبر معظم انقلاب نیز بر این مورد تأکید فراوان داشته اند که این عوامل مشخص شود و در اختیار سازمان ها قرار گیرد. یکی از این عوامل، تأثیر فضای مجازی است. در واقع، از جمله مباحثی که همیشه جزء دغدغه های اصلی جامعه در این زمینه بوده، تأثیر فضای سایبری و مجازی بر زندگی ایرانی ـ اسلامی است. با وجود آنکه در حوزه فضای مجازی، مطالعات خاصی صورت نگرفته، اما همیشه شاهد تأثیرگذاری آن بر شیوه زندگی افراد بوده ایم. رسانه های اجتماعی به دلیل فضای تعاملی و محاوره ای بودنش، بر اعضای خود بسیار اثرگذارند. تأثیر مخرّب شبکه های مجازی بر شاخص های مختلف زندگی، همچون: پوشش، همسریابی، روابط دوستانه و فعالیت های سیاسی، به وضوح مشاهده می شود؛ اما هنوز این مشکلات و معضلات ریشه یابی نشده است. بر همین روند، در حال حاضر، فضای مجازی به تهدید مبدل شده است؛ در صورتی که می تواند یک فرصت به شمار بیاید؛ به شرط اینکه با سیاست از قبل تعیین شده با آن برخورد کنیم.

در این مقاله، سعی شده است با تبیین و تعریف مفاهیم فضای مجازی و سبک زندگی اسلامی، نقش فضای مجازی را در گسترش سبک زندگی اسلامی مورد بررسی قرار دهیم.

کلیدواژگان: اینترنت، جامعه، زندگی اسلامی، سبک زندگی، فضای مجازی.

مقدمه

مطالعه و پژوهش در موضوع «سبک زندگی»، در واقع به عنوان یک حوزه مطالعاتی «بین رشته ای» تلقی می شود. ورود دانش های گوناگون از جمله ارتباطات، رسانه و دین شناسی به این حوزه نیز شاهدی بر مدعای فوق است. «سبک زندگی» به عنوان دانشی نوپدید و فراگیر، ظرفیت مسئله سازی در حوزه های گوناگون عمل و زندگی از یک طرف، و علم و نظر از طرف دیگر را دارد. امروزه با گسترش کارکردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در زندگی روزمره، شاهد شکل گیری نسل جدیدی از ابزارهای اینترنتی هستیم که امکانات بیشتری را برای روابط متقابل، مذاکره، گفت و گو و به طور کلی روابط دوسویه، فراهم آورده است. (بشیر و افراسیابی، 1391، ص 31 ـ 62) این ابزارها، در کنار نکات مثبت و منفی بسیاری که پیرامون آنها وجود دارد، آثار بسیاری بر شیوه تفکر و زیستن آحاد جامعه و در کل، «سبک زندگی» داشته است. «سبک زندگی» که امروزه به یکی از مفاهیم بنیادین در تحلیل های اجتماعی تبدیل شده (ربانی و شیری، 1388)، از جمله حوزه های جدید و مهم مطالعاتی محسوب می شود که در سال های اخیر، توجه عده قابل ملاحظه ای از محقّقان اجتماعی را به خود جلب کرده است. (شکوری، 1385)

اکنون در فضای مجازی و شبکه های گسترده اجتماعیِ حاصل از نسل جدید اینترنت، شاهد پدیده نوینی به نام «زندگی دوم» هستیم که با توجه به امکانات گسترده و جذابیت های بی شمار به سرعت به فضای محبوب نسل جوان تبدیل شده است. «فیلیپ روزدال»، بنیان گذار زندگی دوم می گوید:

«زندگی دوم، یک بازی رایانه ای نیست؛ بلکه جایی است که مردم آنگونه که می پسندند، زندگی می کنند، سرگرمی دارند و حتی به شکلی که دوست دارند، درآمد کسب می کنند. در واقع، زندگی دوم، بهترین محل برای کسانی است که از محیط اطرافشان خسته شده اند یا در شرایط بد آب و هوایی یا کاری زندگی می نمایند. زندگی دوم، دنیایی است که مطابق با میل افراد طراحی می شود.» (ویستا، 1392)

در ابتدا باور این مسئله سخت است که چگونه می توان با دنیای مجازی بدین گونه ارتباط برقرار کرد؛ ولی طبق آمارِ به دست آمده، افراد با یک بار وارد شدن به این دنیا چنان مجذوب آن می شوند که به آن عادت خواهند کرد و اهمیت آن به گونه ای می شود که نمی تواند آن را به راحتی کنار بگذارد.

اگر چه هیچ یک از مؤلفه های این زندگی واقعیت ندارند، ولی به طور چشمگیری در زندگی فرد اثر می گذارند. در فضای زندگی مجازی، «سبک زندگی خاصی که هیچ گاه رنگ و بوی واقعیت و تجسم مادی را به خود نخواهد گرفت، شکل می گیرد.» در این فضا که مرز هم نمی شناسد، همه به نوعی یک متعامل به حساب می آیند و هیچ کس به جهت آنکه از کشوری خاص است، مورد بازخواست قرار نمی گیرد؛ بلکه بیشتر به جهت آنچه هست، مورد ارتباط قرار می گیرد. اهمیت این نوع زندگی، از یک طرف به دلیل تجارب با واسطه ای است که در آن روی می دهد؛ اما به دلیل وقت بسیاری که از یک فرد در فضای مجازی می گیرد و به لحاظ تأثیرات شگرفی که در شیوه تعاملات و حضورش در فضای واقعی ایجاد می کند، می تواند در حوزه مطالعات «سبک زندگی»، از اهمیتی به مراتب بالاتر برخوردار شود. در «سبک زندگی مجازی شده»، یک نوع «ازجاکندگی» دیده می شود که افراد با اینکه در محلی خاص زندگی می کنند، اما بدون مرز، در فضا و زمانی دیگر، در حال سیر هستند که شرط وقوعِ ازجاکندگی است.(گیدنز، 1384) این مسئله، با ارزش ها و فرهنگ بسیاری از جوامع، از جمله جامعه اسلامی ما، همخوانی ندارد و می تواند تهدیدی فراروی نسل آینده که اکنون نوجوانان و جوانان دانش آموز و دانشجوی ما هستند، محسوب شود.

سبک زندگی

سبک در لغت، به معنای طرز، شیوه، روش، طرز بیان ما فی الضمیر را گویند.(معین، 1387) زندگی به معنای زنده بودن، زیست، حیات، مدت عمر، وضع مالی، مال و منال بیان شده است. سبک زندگی که از آن به Life Style تعبیر می شود، همان سبک و یا طرز زندگی است. سبک زندگی، در واقع، شیوه و طرز زندگی است که هر کس در یک جامعه برای خود برگزیده و بر اساس آن، رفتار و کردار خود را شکل می دهد. ترکیب سبک زندگی در کتاب های لغت، به معنای روش خاصی از زندگی و فعالیت یک شخص یا گروه آمده است. در این راستا، به مواردی چون: عادت ها، نگرش ها، سلیقه ها، معیارهای اخلاقی و سطح اقتصادی توجه می شود که با هم شیوه زندگی فرد یا گروه انسانی را شکل می دهد.(ابهری، 1393) طبق تعریف برخی دیگر از اندیشمندان، سبک زندگی عبارت است از: حدّ و مرزی که در چارچوب آن، اعضاء از جهت توزیع درآمدها و انگیزش ها شبیه یا متفاوت از یکدیگر باشند. سبک زندگی هر فرد، گروه و ملتی، برآمده از فرهنگ و آداب و رسوم آن فرد، گروه و ملت است. ادوارد تایلور (1832ـ1917م)، نخستین انسان شناس برجسته بریتانیایی است که هم زمان با پژوهش های مردم شناسی خود درباره تاریخ آغازین بشر و توسعه تمدن، در سال 1871 میلادی، کتابی با عنوان «فرهنگ ابتدایی» نوشت که سرآغاز آن، نخستین تعریف رسمی و فنی فرهنگ را در بر داشت:

«فرهنگ یا تمدن به مفهوم وسیع کلمه در قوم شناسی، عبارت از مجموعه علوم، دانش ها، هنرها، افکار و عقاید، اخلاقیات، مقررات و قوانین، آداب و رسوم و سایر آموخته ها و عاداتی است که انسان به عنوان عضوی از جامعه کسب می کند.»(ابهری، 1393)

بر اساس این تعریف، می توان ادعا کرد فرهنگ، جوهر اصلی سبک زندگی را تشکیل می دهد و سبک زندگی نیز بخشی از جلوه عینی و مصداق خارجی فرهنگ شمرده می شود؛ فرهنگ با اثرگذاری در ساخته ها و اندوخته های مادی و معنوی جامعه انسانی، در قالب سبک زندگی نمایان می شود.(ابهری، 1393) درباره سبک و یا شیوه زندگی همین بس که نوع، طرز رفتار، ترجیحات و جهت گیری های خاص هر یک از ملت ها و گروه ها، ارتباط مستقیم با شخصیت و حتی هویت او دارد.

سبک زندگی در مطالعات دینی

مطالعه در این حوزه زیاد انجام نگرفته است و تنها در برخی مؤلفه ها مثل: تغذیه، ورزش و فراغت، آن هم به مختصر، به دیدگاه های دینی پرداخته شده است؛ اما هیچ الگویی برای سبک زندگی اسلامی ارائه نشده و نوشته جامع در این زمینه وجود ندارد؛ یعنی نوشته ای وجود ندارد که نخست همه ابعاد را سنجیده و دیگر اینکه انسجام همه ابعاد را با یکدیگر لحاظ کرده باشد.

مفهوم «سبک زندگی»، از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و مردم شناسی است که در دهه اخیر بسیار مورد توجه عالمان علوم اجتماعی و مدیران فرهنگی قرار گرفته است. مفهوم سبک زندگی، در معانی بسیار محدود(همانند کیفیت نشستن) و بسیار گسترده (همانند مدل سبک زندگی تجویزی اسلام) کاربرد داشته و در علومی مانند: جامعه شناسی، روان شناسی، پزشکی و یا مدیریت حضور دارد؛ هم از دریچه «هست ها» به سبک زندگی نگاه می شود و هم از دریچه «بایدها و تجویزها» در تعریف آن نظریه های مختلفی مطرح شده که در ذیل به چند تعریف اشاره می کنیم:

بنا بر نظریه «وبر»، سبک زندگی از جنس رفتار است که تمایلات آن را هدایت می کند و فرصت های زندگی بسته را برای بروز آن فراهم می کنند. به نظر مک کی، سبک زندگی الگویی است که از ارزش ها و باورهای مشترک یک جامعه و گروه برآمده باشد که به شکل رفتارهای مشترک ظاهر می شود. مفهوم سبک زندگی در آرای «وبلن»، به منظور بررسی پدیده مصرف در آمریکا به کار گرفته شد. البته او تعریف دقیقی از این الگو عرضه نکرده است؛ اما این مفهوم را دال بر شیوه زندگی متمایز طبقه مرفه و نمودی از جایگاه طبقاتی آنها قلمداد کرده است. تعریفی که در این پژوهش مورد نظر و انتخاب ما بوده، تعریف دوم است که فصل های این پژوهش طبق آن تدوین شده است. کم و بیش در همه آنها، دو مفهوم را می توان یافت که مورد توجه است و هر دو مفهوم نیز به واژه «سبک» بر می گردد: یکی مفهوم وحدت و دیگری مفهوم تمایز؛ به این معنا که سبک زندگی دلالت بر مجموعه عناصری دارد که به طور نظام مند با هم در ارتباط هستند و یک کلّ را تشکیل می دهند و همین وحدت و نظام واحد، این کلّ را از کلّ های دیگر تمایز می دهد.(کاویانی، 1392)

نگرش اسلامی به زندگی

1. زندگی، به تبع کل هستی، هدفمند است

انسان، به الزام مطلوبی نهایی را دنبال می کند و کارهایی را که انجام می دهد، برای دستیابی به آن خواهد بود. ممکن است چیزی که برای کسی هدف نهایی است، برای شخص دیگر نهایی نباشد؛ اما معلوم است شخص دوم نیز در آخر به دنبال رسیدن به یک هدف نهایی دیگر است.(مصباح یزدی، 1376) در بیان هدف نهایی از دیدگاه قرآن، به مفاهیمی همچون: سعادت، فلاح و رستگاری می رسیم که دیگر تعلیل بردار نیستند. مفهوم سعادت و لذّت بسیار به هم نزدیک اند؛ امّا لذّت در موارد لحظه ای و کوتاه مدت نیز به کار می رود؛ در حالی که سعادت، تنها در مورد لذّت های پایدار یا کم و بیش پایدار کاربرد دارد. درباره کسی که غذایی می خورد و از آن لذّت می برد، مفهوم سعادت را به کار نمی برند؛ بلکه می گویند: «از خوردن غذا لذّت برد.» در سعادت، لذّت نهفته است؛ اما لذّت، همیشه با سعادت همراه نیست. سعادتمند در این جهان، کسی است که لذّت های او از نظر کیفیّت و یا کمّیّت نسبت به درد و رنج هایش برتری و فزونی دارد و در آن، دو ویژگی لحاظ می شود: برتری از جهت کیفیّت، و دوام از جهت کمّیّت. قرآن در مقایسه میان لذّت های دنیوی و اخروی، به منظور دعوت به سوی لذّت کامل تر می گوید: «لذّت آخرت، از لذّت دنیا بهتر و پایدارتر است.»(اعلی، آیه 17) قرآن کریم مردم را به دو دسته «شقی» و «سعید» تقسیم می کند و جایگاه واقعی هرکدام را نشان می دهد.(مصباح یزدی، 1384) برخی می گویند: «هدف زندگی انسان، سعادت است و سعادت، یعنی اینکه هر چه بیشتر و بهتر زندگی کند و از مواهب این دنیا لذّت ببرد.» گاه نیز می گویند: «هدف، لذّت است...»؛ اما در قرآن هیچ یک از این تعبیرها نیامده است. قرآن می فرماید: «إنس و جن، فقط برای عبادت پروردگار آفریده شده اند.»(ذاریات، آیه 56) در هر صورت، در قرآن کریم یک کلمه یا مفهوم به عنوان هدف زندگی انسان نیامده است؛ ولی تأکید شده که انسان، بیهوده آفریده نشده است.(مؤمنون، آیه 116) و شناخت نیز به عنوان مقدمه عبادت مطرح است.(مطهری، 1379)

2. اصل در زندگی انسان، زندگی اجتماعی است

با یک نگاه سطحی و سریع به قرآن، می شود فهمید که اسلام، دین زندگی اجتماعی است. شاید بشود گفت که این موضوع، نیاز به توضیح و استدلال دارد. قوانین زندگی همچون: خرید و فروش، ازدواج، خانواده، جنگ و صلح، رابطه اخلاقی افراد با یکدیگر، بسیاری از عبادات، توجه به امور سیاسی و اداره حکومت، احکام ارث، وصیت، دیات و یا قصاص، همگی که در قرآن آمده است، بیشتر اجتماعی است؛ البته مواردی هم مانند عبادات هستند که صد در صد فردی اند. واژه هایی مثل: «قوم»، «ناس»، «امّت»، «قریه» و «اُناس»، هرکدام به خوبی گویای این مطلب اند که اصل در زندگی انسان، زندگی اجتماعی است؛ به سخن دیگر، از دیدگاه اسلام، انسان از انزوا و رهبانیت و زندگی فردی منع شده است؛ اما نباید چنین تلقی شود که انسان در تکالیف نیز اجتماعی است؛ بلکه برعکس است؛ به دیگر عبارت، فرد فرد انسان ها تکلیف دارند و هر کسی نتیجه اعمال خود را می بیند(مریم، آیه 59) و عمل نکردن دیگران به تکلیف، به هیچ وجه، دلیل و توجیهی برای عمل نکردن ما نمی شود.(نجم، آیه 38ـ40) بسیاری از بزرگان دینی، انبیاء، ائمه و أولیای الهی، در زمان و شرایطی به تکلیف دینی عمل می کردند که هیچکس آن ها را همراهی و تأیید نمی کرد؛ بلکه چه بسا همه با ایشان مخالفت می کردند و می جنگیدند.(مصباح یزدی، 1384)

مفهوم شناسی فناوری و فضای مجازی

فناوری، یعنی کاربرد دانش، ابزارها و مهارت ها برای حلّ مشکلات عملی و گسترش توانایی ها یا کاربرد دانش و ابداع وسایل و سیستم هایی برای ارضای نیازهای انسان است و زمینه ای عقلانی که در جهت اطمینان از مهار کردن طبیعت فیزیکی به وسیله انسان از طریق کاربرد قوانین علمیِ شناخته شده، طراحی شده است. در واقع، فناوری، قدرت آموزش و یادگیری ندارد؛ بلکه سیستمی نظام مند برای انتقال دانش و یادگیری است که در عصر فعلی کاربرد بسیار دارد. اصطلاح فضای سایبری، از ترکیب دو واژه «سایبر» و «فضا» تشکیل شده که برای درک آن، بهتر است هر یک از واژه ها جداگانه بررسی شود. سایبر، از لغت یونانی سایبرنتیک، به معنای سکان دار یا راهنما مشتق شده است. اصطلاح فضای سایبر را نخستین بار ویلیام گیبسون، نویسنده کانادایی داستان علمی ـ تخیلی، در کتاب نورومونس در سال 1984 به کار برد. برای وی فضای سایبر، فضای تخیلی است که از اتصال رایانه هایی پدید آمده تمامی انسان ها، ماشین ها و منابع اطلاعاتی را در جهان به هم متصل کرده است. این معنا به طور تقریبی، مشابه معنایی است که امروزه از کاربرد لفظ فضای مجازی وجود دارد. در واقع، فضای مجازی، برای توصیف تمام انواع منابع اطلاعاتی ایجاد شده از طریق شبکه های رایانه ای به کار برده می شود و از این جهت، مجازی یا مصنوعی است که در محیط مادی و فیزیکی مکانی را اشغال نکرده است و توسط نرم افزار تولید می شود.(امام جمعه، 1382، ص 25)

مفهوم شناسی فضای مجازی از دیدگاه جلالی، به این شرح است که او آسیب های فناوری اطلاعات را در سه بُعد می داند؛ وی، اوّلین بُعد را آسیب اخلاقی بیان می کند. حدود 1/5 درصد از مجموع اطلاعات موجود در پایگاه های اینترنتی، غیراخلاقی است و بیش از 90 درصد از آنها، تجاری است و بقیه نیز با سایر امور علمی، فرهنگی، ورزشی و دیگر موضوعات، مرتبط است. در همین راستا، یکی از چالش های اساسی گسترش فناوری ارتباطات در جهان، به ویژه کشورهای در حال توسعه، آسیب های فرهنگی و اجتماعی است. قرار گرفتن در معرض فرهنگ های گوناگون، آزادی های زیاد در یک دوره زمانی نسبتاً کوتاه و امکان دسترسی به اطلاعات غیراخلاقی گوناگون از طریق اینترنت، از جمله نمونه های این خطرها هستند. در کشورهای در حال توسعه، از جمله کشور ما، بنا بر شرایط فرهنگی و اجتماعی، احتمال آسیب پذیری بسیاری در اثر تعامل گسترده با دیگر فرهنگ ها وجود دارد. با وجود پیشرفت های حاصل شده در سازوکارهای امنیتی و کنترلی در اینترنت، قابلیت های کنترلی در این گونه موارد، کمتر مؤثر واقع می شوند. بنابراین، توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی کشورها یا مناطق جغرافیایی خاص، قبل از ایجاد شهر الکترونیک، و نیز آماده کردن خانواده ها از بُعد فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی، ضروری است.

بُعد دیگر، آسیب های پزشکی است. بازی های رایانه ای به سبب داشتن صفحات گرافیکی، تنوع رنگ و سرعت زیاد تعویض صفحات، تأثیرات منفی بر روی مغز و اعصاب کودکان و حتی بزرگترها می گذارد و در نتیجه، برخی اختلالات را موجب می شوند. استفاده زیاد از رایانه، آثار منفی بر بینایی افراد به جای می گذارد و موجب سوزش چشم ها می شود. تأثیرهای منفی رایانه بر بدن افراد عبارت اند از: دردهای شدید کمر، دست، گردن و سر که به صورت آرتروز ظاهر می شود و گاهی موجب ایجاد کیست مفصلی در مچ دست می شود؛ افتادن سرشانه ها و خارج شدن ستون فقرات از حالت طبیعی؛ و مشکلاتی که به دلیل نشستن به مدّت طولانی در پشت رایانه و تایپ و کار زیاد با آن به وجود می آید.

آخرین بُعد مطرح شده، آسیب فرهنگی ـ اجتماعی است؛ کودکانی که از بدو زندگی و در دوران کودکی، به دلیل کمبود فضاهای تفریحی و آموزشی در منزل، با بازی های رایانه ای مشغول می شوند، به مرور نوعی انزواطلبی را پیش می گیرند که در نهایت، باعث منزوی شدن آنان از اجتماع می شود؛ حال آنکه کودکان در دوران رشد باید با همنوعان و کودکان هم سنّ خود بازی های دسته جمعی انجام دهند تا ارتباطات اجتماعی را فراگیرند. منزوی شدن کودک و بازی با افرادی که در دنیای واقعی وجود خارجی ندارند، در آینده ممکن است آثار بسیار منفی و نامطلوبی را در رفتارهای اجتماعی کودک ایجاد کند. همچنین، قهرمانانی که در بازی های رایانه ای ظاهر می شوند، با تصاویر و صحنه های خشونت آمیز همراه هستند که پیامدهای منفی فرهنگی ـ اجتماعی را به دنبال دارد.(جلالی، 1382)

شبکه های اجتماعی مجازی

انقلاب ارتباطات، نوع جدیدی از ارتباطات مجازی را که خالی از روح حاکم بر روابط واقعی اجتماعی است، به وجود آورده است. از طریق ماهواره یا اینترنت، جهان جدیدی به موازات جهان واقعی به وجود می آید. رسانه های الکترونیکی، مخاطبان وسیع و متکثری دارند که مجموعه هایی از حیث محتوای نمادین را به این مخاطبان عرضه می کنند. در چنین شرایطی، فضای مجازی شکل می گیرد و فرهنگ ها همه از طریق واسطه های الکترونیکی منتقل می شوند و مفاهیم زمان و مکان معانی تازه ای پیدا می کنند. فواصل زمانی و مکانی، عملاً از میان برداشته می شوند و انتقال اطلاعات، داده ها و سرمایه ها و امکان ارتباط هم زمان میان افراد در نقاط مختلف به وجود می آید. جهان، طیّ چند سال گذشته، قدم به دنیای جدیدی تحت عنوان «وب ١» و در ادامه «وب 2» گذاشته که ظرف مدت زمان اندکی، «وب 2» به سبب امکان ارتباط تعاملی دوسویه مورد استقبال کاربران فضای سایبری قرار گرفته است. اکنون، نتایج پژوهش ها بیانگر افزایش فعالان مجازی نسبت به شبکه های اجتماعی است که در عصر کنونی به محبوب ترین نوع وب سایت ها بدل شده و کاربران، بخش قابل توجهی از وقت خود را به این شبکه ها اختصاص داده اند. در ابتدا «وب ١»، دنیای اطلاعات را در فواصل زمانی سال های 1990 تا 2000 متحول ساخت و با ایجاد دسترسی همگانی به اطلاعات مختلف بدون هیچ گونه محدودیتی، در دنیای فیزیکی انقلابی شگرف در زمینه دسترسی به اطلاعات و پیشرفت علم ایجاد کرد و پس از آن، «وب 2» و وب سایت های دوسویه و شبکه های اجتماعی مجازی، از سال 2000 تاکنون دنیای ارتباطات را چنان دگرگون ساخته اند که کاربران این بار ضمن دریافت پیام، خود شخصاً اقدام به خوراک دهی سایت ها و وبلاگ ها می پردازند. گسترش وبلاگ ها از سال 1999 میلادی و در ایران از سال 1380، با راه اندازی چندین سرویس رایگان و یا ارزان قیمت در خصوص وبلاگ و وبلاگ نویسی آغاز شد و به عنوان رسانه ای محاوره ای، عمومیت یافت؛ به صورتی که بیشتر وبلاگ نویسان، از وبلاگ برای بحث درباره موضوعات مورد علاقه استفاده کرده، با به کارگیری لینک های متعدد با امکان دنبال کردن، مباحث مورد علاقه خود را در اختیار خوانندگان قرار داده، آن ها را ضمن شرکت در مباحث مورد نظر و آگاهی از سایر دیدگاه های موجود، ترغیب به بیان عقاید و نظریات خود می کنند. وبلاگ ها بعضاً دارای یک مؤلف و برخی هم به صورت گروهی اداره می شوند و عملکرد برخی از آنها، نظیر پرتال بوده، خوانندگان را به سایر وب سایت ها و وبلاگ ها هدایت می کنند؛ درحالی که برخی دیگر، در عرصه های مختلف و در ارتباط با مسائل سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی اقدام به نشر اطلاعات کرده، مخاطبان را با رویکردی کاملاً آزاد قادر به مطالعه مطالب و در صورت تمایل بیان و ارائه دیدگاه ها و نظریات مرتبط با آن موضوع می نمایند. در مجموع، این ارتباطات دوطرفه در «وب 2»، سبب ایجاد شبکه های اجتماعی بزرگی همچون فیس بوک (سومین جامعه بزرگ دنیا)، آمازون (برزرگ ترین کتاب فروشی دنیا)، ویکی پدیا (بزرگ ترین دائرةالمعارف دنیا)، ابای (بزرگ ترین سوپرمارکت دنیا) و بسیاری دیگر، در تمامی زمینه های زندگی بشر شده و به نوعی تمامی روابط اجتماعی جامعه بشری را تحت تأثیر خود قرار داده است. به اعتقاد صاحب نظران ارتباطات، شبکه های اجتماعی باعث شکل گیری مفاهیمی همچون صمیمیت و اعتماد در فضای سایبری شده اند؛ مفاهیمی که در گذشته ای نه چندان دور، دستیابی و تحقق آن در حدّ یک رؤیا بود. مرادعلی صدوقی، در کتاب تکنولوژی اطلاعاتی و حاکمیت ملی، در مورد نقش و تأثیر وسایل ارتباط جمعی نوشته است:

«برخی معتقدند که این ابزار موجب جابه جایی قدرت از دولت ملی به بازیگران غیردولتی، فرا یا فروملی، شکستن انحصار کنترل و مدیریت دولت ها بر حجم عظیم اطلاعات، خدشه در سلسله مراتب های قدیمی، پخش و اشاعه قدرت میان گروه ها و افراد، غیرملی شدن و غیرسرزمینی شدن اقتصاد و سیاست، و در نهایت، فرارسیدن پایان عمر دولت ـ ملت هستند.»(صدوقی، 1380)

شبکه اجتماعی

تأثیر و کاربرد رسانه ها بر تغییر سبک زندگی

محتوایی که هر لحظه در رسانه های اجتماعی منتشر می شود، برخلاف رسانه های سنّتی، بیانگر نظریات یک حزب یا ارگان خاص نیست؛ بلکه بازتاب عقاید و دیدگاه های افراد مختلف از سرتاسر جهان است. یک فرد سیاسی، همان قدر امکان استفاده از رسانه های اجتماعی را دارد که یک فعال محیط زیست، یک کارگر، یک معلم، یک کودک دبستانی و یک بیمار روانی، آن امکان را دارد. فرصت حضور و فعالیت در رسانه های اجتماعی، برای همگان یکسان است و هر فردی می تواند رسانه شخصی خود را داشته باشد. اینکه عده ای از آن استفاده نمی کنند و یا امکان بهره مندی از آن را ندارند و عده ای دیگر نیز افراط می ورزند، بحث دیگری است. افراد در رسانه های اجتماعی، در جایگاه یک خبرنگار، اخبار را مخابره می کنند؛ مانند یک عکاس، عکس هایی را که گرفته اند، بارگذاری می نمایند؛ همانند یک رهبر سیاسی، بیانیه صادر می کنند؛ همچون یک رهبر مذهبی یا یک فیلسوف، مبانی فکری و عقیدتی خود را با دیگران مطرح می نمایند؛ احساسات، دلتنگی ها و شاید عقده های شخصیشان را بدون هیچ هراسی بیان می کنند و در کل، در گفتن و نوشتن و نشر دادن، آزاد هستند و این، امکانی است که در جهان فیزیکی وجود ندارد. بدین ترتیب، لیبرالیسم به شکل کامل در قالب یک زندگی دوم پیاده شده است.

از طرف دیگر، خصوصی بودن اینترنت برای هر شخص، به این معناست که افراد به تنهایی و از پشت دستگاه ارتباطی خود وارد دنیای مجازی شده و بر یکسری حساب های کاربری و پروفایل ها مالکیت دارند؛ در حالی که ممکن است فرد در دنیای واقعی، تملک چندانی نداشته باشد. این موضوع، ضمن اینکه بر جذابیت فضای مجازی می افزاید، بر میزان فردگرایی انسان نیز دامن زده و او را خودمحورتر خواهد کرد. گرایش افراد به سوی استفاده از تبلت ها و گوشی های هوشمند، خود به خود زمان حضور آنها در فضای مجازی را افزایش خواهد داد. در طیّ یک بررسی، در کشور آمریکا مشخص شد مردانی که از دستگاه موبایلِ خود به رسانه های اجتماعی وارد می شوند، تقریباً 1.5 ساعت در روز بیشتر از مردانی که از رایانه شخصی برای انجام این کار استفاده می کنند، در رسانه ها زمان می گذرانند. برای زنان نیز آمار مشابهی به دست آمده است.

شبکه های اجتماعی، تعامل فرزندان با والدین را نیز دگرگون کرده اند. بر اساس تحقیقاتی، رابطه فرزندان و والدین آنها در فیسبوک بررسی شده است؛ در سنین 13ـ17 سالگی، 65 درصد نوجوانان برای والدین خود درخواست دوستی ارسال می کنند؛ در سنین بالاتر، این میزان به 40 درصد کاهش پیدا می کند؛ اما در سنین بالاتر از 40 سال، تمایل فرزندان به انجام این کار مجدداً افزایش یافته، به 50 درصد می رسد. همچنین، در تعاملات بین فرزندان و والدین، دختران بیشتر از پسران بر روی دیوار والدینِ خود آیتم هایی را به اشتراک می گذراند؛ درحالی که پسران ترجیح می دهند دریافت کننده باشند. علاوه بر این، در ارسال کامنت معمولاً این والدین هستند که ارتباط را آغاز می کنند و با افزایش سنّ فرزندان، درصد انجام این کار افزایش پیدا می کند. پژوهش ها نشان می دهد که تأثیر رسانه بر رشد اجتماعی، به عواملی مانند: تعامل با خانواده، همسالان، مدرسه و شبکه های ارتباطی بستگی دارد؛ برای مثال، هنگامی که رابطه کودک با خانواده اش رضایت بخش نباشد، به تلویزیون پناه می برد و درباره آنچه می بیند، به تخیل می پردازد. به گونه ای مشابه، پژوهش های کنونی نشان می دهد که استفاده از رایانه می تواند به درک کودک از خود و جامعه پذیری وی کمک نماید؛ مثلاً استفاده از شبکه رایانه ای در مدارس منجر به آسان سازی تعاملات گروهی، همکاری و شکل گیری دوستی ها شده است. در مکان هایی مانند کلوب های رایانه ای نیز کودکان به مبادله افکار و ایجاد روابط می پردازند که باعث ایجاد موقعیت اجتماعی برای آنان و به دست آمدن عزّت نفس می شود.

کاربرد رایانه در خانه نیز موقعیت های مخصوص خود را دارد. قرار دادن رایانه در اتاق شخصی، به جای گذاشتن آن در یک مکان عمومی، به انزوای اجتماعی منجر می شود. همچنین، استفاده از اینترنت در خانه به بالا رفتن سطح تنهایی و افسردگی می انجامد؛ هر چند تحقیقات در این زمینه مبهم است. مشخصاً ایمیل ها و اتاق های چت، شیوه ارتباط افراد با یکدیگر را تغییر داده است؛ همان طور که بازی های رایانه ای امروزه، به روشی برای تعامل و گفتگو تبدیل شده است.

به نظر جرج گربنر، بینندگانی که ساعات بسیاری را صرف تماشای تلویزیون می کنند (مخاطبان پُرمصرف)، اطلاعات و ایده ها را رده بندی می کنند و تأثیرِ در معرض رسانه بودن، چیزی را تولید می کند که وی آن را «کاشت» می نامد. گربنر تماشاگران تلویزیون را به دو دسته «بینندگان عادی» و «بینندگان پُرمصرف» تقسیم کرد و با مقایسه این دو گروه، دریافت که مخاطبان پُرمصرف تلویزیون علاقه بیشتری به تلویزیون داشته، ساعات بیشتری را به تماشای تلویزیون می پردازند. تلویزیون برای بینندگان پُرمصرف در حکم همه چیز بوده، منبع اصلی همه انواع اطلاعات، اندیشه ها و آگاهی ها برای آنها به شمار می رود. تلویزیون برای این مخاطبان، همه چیز را تحت انحصار خود درآورده است. نتیجه قرار گرفتن در معرض هر نوع پیام های تلویزیونی و تأثیرپذیری از آنها، چیزی است که گربنر نام آن را کاشت نهاده است. در واقع، کاشت به معنای القای یک جهان بینی مشترک، نقش های مشترک و ارزش های مشترک به وسیله تلویزیون است. گربنر، برای دفاع از نظریه کاشت که مبتنی بر مقایسه بینندگان پُرمصرف و عادی تلویزیون است، مدارک و شواهد تحقیقی بسیاری را ارائه کرده است. او با تحلیل تفاوت های زیاد که بین پاسخ هایی که بینندگان پُرمصرف و عادی به سؤالات او می دادند، متوجه شد که پاسخ های بینندگان پُرمصرف، به جهانی که تلویزیون برای آنها ترسیم کرده بود، نزدیک تر بود. بر اساس این نظریه، تلویزیون ذهنیت بینندگان پُرمصرف خود را چنان شکل داده و قالب گیری می کند که از نظر این دسته از بینندگان، جهان، پدیده ای پَست، ناآرام و غیرقابل اعتماد جلوه می کند.(1976،Gerbner )

آثار مخرب رسانه های عمومی و ابزار مجازی از نظر جامعه شناسی

مسعود چلبی، جامعه شناس ایرانی، در کتاب خود به نام جامعه شناسی نظم؛ تصریح و تحلیل نظری نظم اجتماعی، از آثار دوگانه و متناقض گسترش ارتباطات جمعی بر وحدت نمادی جامعه سخن می راند. از یک سو، گسترش کتب، مطبوعات، رادیو و تلویزیون، ویدئو و یا شبکه های اطلاع رسانی، می توانند باعث تحکیم وحدت نمادی شوند و از سوی دیگر، همین رسانه ها به همراه ماهواره هایی که پخش برنامه های تلویزیونی کشورهای مختلف را بر عهده دارند، می توانند اسباب تضعیف وحدت نمادی جامعه را فراهم کنند. با گسترش ارتباطات از راه دور و از بین رفتن فواصل زمانی و مکانی، غلظت نمادی و اطلاعاتی محیط های کنونی، به طور غیرقابل وصفی افزایش یافته است؛ به طوری که این غلظت به هیچ وجه قابل مقایسه با غلظت نمادی محیط های نیم قرن گذشته جوامع نیست؛ به عبارت ساده تر، شهروندان جوامع معاصر، به ویژه جوامع پیرامون، نه تنها در معرض مستقیم سمبولیسم شناختی و سمبولیسم اظهاری بیگانه قرار گرفته اند، بلکه در معرض بمباران نمادی آنها نیز هستند. (چلبی، 1375)

مارتین سگالین، در کتاب جامعه شناسی تاریخی خانواده تأکید می کند که امروزه در کنار تفکیک جغرافیایی حوزه های کار و سکونت، ناپدیدشدن پدیده همسایگی، وجود مادران شاغل و متخصصان مسئول مراقبت از اطفال و تأثیر تلویزیون، از جمله عواملی هستند که به ایجاد شکاف بین دنیای کودکان و بزرگسالان کمک می کنند. (سگالین، 1370)

نتایج یک مطالعه در انگلستان نشان داده است که حدود یک سوم طلاق ها در این کشور با شبکه اجتماعی فیس بوک در ارتباط است.

در این مطالعه، حدود پنج هزار دادخواست طلاق مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شده که در 33 درصد این دادخواست ها، به فیس بوک به عنوان یکی از دلایل درخواست طلاق اشاره گردیده است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که معمولاً یکی از طرف ها به گونه ای از فیس بوک استفاده می کند که باعث نارضایتی طرف دیگر می شود. طبق مطالعه ای از سوی مؤسسه حقوقی انگلستان، در سال 2011 در یک سوم پرونده های طلاق، از فیس بوک نام برده شده است. این رقم، در سال 2009 یک پنجم بوده است. در روزگاران گذشته، ردیابی یک رابطه نامشروع هفته ها به طول می انجامید و دوندگی بسیاری می طلبید. امروزه، اما این کار، تنها با یک کلیک ساده انجام می گیرد و عواقبش ممکن است همیشگی و ویرانگر باشد.

رونالد اینگهارت، معتقد است تغییر ارزشی، روندی است که از نسلی به نسل دیگر رخ می دهد؛ نه به طور مداوم، از سالی به سال دیگر. وی، معتقد است که اشاعه رسانه های جمعی به تغییر ارزش ها منجر شده است؛ به طوری که در عصر کنونی، جهانی شدن ارتباطات و رسانه ها، بر شکاف ارزش های نسلی تأثیر گذاشته است. لباس های متحدالشکل جوانان یا موسیقی پاپ، از نمودهای تأثیر رسانه بر تغییر رفتارها و ارزش های نسل کنونی و عدم پای بندی به سنّت های فرهنگی خود است. (یوسفی، 1383)

یان رابرتسون، جامعه شناس، معتقد است از اوایل قرن بیستم، رشد و گسترش تدریجی رسانه های جمعی و وسایل ارتباطی چنان بر آنان سایه افکند که آثار مثبت و منفی فراوانی بر زندگی بشر گذاشته است. از همه مهم تر اینکه در عصر کنونی با ظهور اینترنت و فناوری های ارتباطات و اطلاعات، به ویژه اینترنت، فضای ارتباطات و تأثیرگذاری آنها، توسعه زیادی یافته است؛ به طوری که ما هم اکنون، تحت تأثیر این رسانه های نوینِ «دهکده جهانی» به سر می بریم؛ به عبارتی، مخاطبان جهانی رسانه ها و نسل های کنونی، در معرض انتشار و نمایش پیام های متنوع رسانه ای قرار دارند و پیام هایی را دریافت می کنند که می تواند سنّت ها و الگوهای فرهنگی و اجتماعی و نسلی جوامع و همچنین، روابط نسلی آنها را دستخوش چالش و دگرگونی کند. (بیات، 1382)

از طرفی، هویت دیجیتالی که محصول جامعه اطلاعاتی و اجتماعات مجازی است، مخاطبان و کاربران وسایل نوین ارتباطی و اطلاعاتی را هدف قرار می دهد و هویت ملّی و محلی آنها را به سوی هویت فراملّیتی تغییر می دهد. یک فرد ایرانی که به وسایل نوین ارتباطی دسترسی دارد و از مهارت های لازم برای استفاده از آنها برخوردار است، در درجه اوّل، شهروند اجتماعات مجازی است که عملاً عضو آن شده است. هویتی که این هم وطن پیدا می کند، ممکن است با هویت ملّی اش در تضادّ باشد و نهایتاً به کاهش انسجام اجتماعی جامعه اش بینجامد. او دیگر در یک جامعه ارگانیک زندگی نمی کند که هویت هم بسته ای با این جامعه داشته باشد.

تهدیدهای پیش روی رسانه و فضای مجازی در ترویج سبک زندگی اسلامی

1. یکی از پیامدهای منفی رسانه ها فضای مجازی، تحت فشار قرار گرفتن دین و اعتقادات مذهبی، به ویژه در رفتار و سبک زندگی بر اساس آموزه های اسلامی است. در رسانه ها، سبک زندگی اسلامی، تحت فشار سکولاریزم و نسبیت گرایی واقع می شود که این پیامدها، اصول و ارزش های مطلق دینی را در شکل دهی سبک زندگی مطلوب تحدید می کنند. (رفیع پور، 1378)

2. در اثر تأثیر رسانه ها و فضای مجازی، زندگی، بیش از پیش تابع تمایل مصرف گرایی شده است. مصرف گرایی و مُدپرستی که توسط تجارت آزاد و جهانی شدن غربی افزایش یافته، تمایل به ایمان معنوی و رشد فرهنگی بر مبنای آموزه های اسلام را عمیقاً تضعیف کرده است که این امر، بسیاری از مؤلفه های سبک زندگی اسلامی را به چالش کشیده و آن را تهدید می کند. (اسماعیل یصحانی، 1381، ص 53 ـ 69)

3. رسانه ها و فضای مجازی در صدد هستند تا با سیطره یک فرهنگ، مسئله پلورالیسم فرهنگی را از بین ببرند و یک فرهنگ را با مؤلفه هایی که از روابط جدید اجتماعی و سیاسی بهره می برد، بر همه افکار، فرهنگ ها و تمدن ها حاکم سازند. جهانی شدن سیاست، فرهنگ و اقتصاد، برخی ارزش ها و آموزه هایی را با خود به همراه دارد که عمدتاً در تعارض با باورها و ارزش های دینی و تصورات فرد مسلمان از سبک زندگی اسلامی است. (سجادی، 1381، ص 47 ـ 59)

4. سطحی نگری در عرصه رسانه ها، متون و تصاویر، به دنیای بیرونی فراتر از دال ها اشاره ندارد. ایماژ، سطوح، ظاهر و حضور همه جایی در تفکر دوران اخیر است و ظاهر و نمود به باطن و جوهر تبدیل می شود. (نوذری، 13797) ازاین رو، در رسانه های نوین به محتوای دینی بهایی داده نشده و بر ظواهر دین تأکید می شود. در نتیجه، به ابعاد درونی دین که به ترویج سبک زندگی اسلامی منجر می شود، اشاره نشده و به سطوح و ظواهر دین و تربیت دینی بسنده می کنند که سبب می شود افراد در برابر تهاجمات فرهنگی بیگانگان، به زودی از پا درآیند و گرفتار «از خودبیگانگی فرهنگی» شوند؛ زیرا نمی توانند به ارزش آنچه خود در اختیار دارند، پی ببرند. (سادات، 1380)

5. متزلزل شدن ارزش ها در اثر نبودن فضایی مناسب برای ظهور عقاید، زمینه برخورد بین فرهنگ ها و تمدن ها پدیدار می گردد که بیشترین تأثیر را بر ارزش های دینی و اخلاقی دارد؛ به طوری که در این عرصه، کشورهای جهان سوم به دلیل عدم تجهیز به امکانات مناسب، دچار تهاجم فرهنگی شده و داشته های خود را مانند سبک زندگی اسلامی، از دست خواهند داد. (جوادی یگانه، 1386)

فرصت های موجود رسانه و فضای مجازی در ترویج سبک زندگی اسلامی

1. گفتمان دینی: از دیدگاه پست مدرن ها، گفتمان، محور شناخت و حتی وسیله ای برای تولید دانش است. (آهنچیان، 1382) رسانه با توجه به ویژگی گفتمان و در اختیار داشتن فرارسانه هایی چون: رایانه، اینترنت، ماهواره ها و سایر رسانه های دیجیتالی نوین در فرایند تربیت دینی، به نهادینه کردن و ترویج سبک زندگی اسلامی منجر می شود.

2. الگوآفرینی دینی: در رسانه های غربی افرادی چون آرنولد و استالونه، نماد خشونت و ایثارگری در فیلم های هالیوودی هستند و یا سامورایی ها در فیلم های ژاپنی که از طریق خشونت طلبی، مصرف گرایی و سکس، به ارائه تصویری از انسان ایده آل غربی که خود را فدای دیگران می کنند، می پردازد. رسانه اسلامی با توجه به رسالت دینی و اسلامی خود، نه تنها از ارائه خشونت طلبی و مصرف گرایی جلوگیری می کند، بلکه آن را نفی می کند. رسانه اسلامی با خلق کتاب ها، فیلم ها و بازی های رایانه ای، به خلق اسطوره تربیت دینی پرداخته، با تبعیت از سیره ائمه اطهار(ع) و ارائه تصویری از سبک زندگی آنها، به ارائه الگو می پردازد. (جوادی یگانه، 1386)

3. تمثیل و کنایه: با توجه به سرمایه گذاری های کشورهای غربی بر رسانه ها و فضای مجازی، نه از راه مستقیم، بلکه از طریق غیرمستقیم، جامعه اسلامی را تهدید کرده، وانمود می کنند که برنامه ارائه شده برنامه ای مناسب است؛ ولی در لفافه به پیاده سازی برنامه خود می پردازند. رسانه اسلامی نیز با ارائه تمثیل گونه اهداف خود، منظور خویش را به بیننده منتقل می کند؛ چرا که بیننده به ارائه مطالبی که مستقیماً به او گفته می شود، واکنش نشان داده و در برابر آن مقاومت می کند؛ ولی در روش تمثیل وار، رسانه پیام های تربیتی و دینی خود را به صورت غیرصریح بیان می کند و از این طریق، به «آموزش پنهان» می پردازد. رسانه اسلامی منظور خود را با استفاده از فرامین دینی و معنوی سازی رسانه ای، علم روان شناسی، علم ارتباطات و ترفندهای رسانه ای به فراگیرنده القاء می کند؛ بدون آنکه منظور و هدف خود را به صورت مستقیم بازگو کند. (حسنی، 1385)

4. سرگرمی و تفریح: علم آموزی و تربیت با ابزار سرگرمی، از شگردهای رسانه ها و فضاهای مجازی است. ازاین رو، رسانه اسلامی با ارائه داستان ها، پخش فیلم و یا سخنرانی، از داستان های قرآنی و زندگانی ائمه اطهار(ع) در ارتباط با سبک زندگی اسلامی، به روشی که کودک و یا نوجوان دوست دارد، استفاده می کند و بدون هیچ مقاومتی، به ارائه پیام خود می پردازد. بر عکس رسانه های غربی که با ارائه برنامه های ضدّ ارزشی و تبلیغ مصرف گرایی، قصد بی هویت کردن بیننده را دارند، رسانه اسلامی با ارائه برنامه های مفید و شاد به معرفی و ترویج سبک زندگی اسلامی مبادرت می ورزد و بیننده را در صورت خستگی از مطالعه یا کار روزانه، از امکانات تفریحی قابل دسترس در رسانه بهره مند می سازد و به «آموزش پنهان» فراگیر می پردازد. (پورطهماسبی، 1387)

5. مسجد مجازی: زیستن در دنیای مجازی، تمام زندگی و حتی فهم انسان را تغییر می دهد. رسانه اسلامی با بمباران اطلاعاتی در زمینه تربیت اخلاقی و دینی افراد جامعه، بدون اینکه نیازی به حضور فیزیکی فرد باشد، تعالیم دینی و ارزشی مساجد، از جمله مؤلفه های سبک زندگی اسلامی را به او می آموزد. (عالی، 1382)

نتیجه گیری

امروزه، دنیا با سرعت بسیار زیاد در حال تحوّل است و این تحوّل، در حوزه رسانه های دیجیتال بیشتر احساس می شود و به هر میزان که این تحوّلات رشد می کنند، تغییراتی را هم در عرصه محتوا و فرهنگ شاهد خواهیم بود. تغییراتی که در عرصه فناوری دیجیتال اتفاق افتاده، بسیار همه گیر بودند؛ چرا که روش های سنّتی، آب و رنگ خود را از دست داده، به استفاده از شبکه های مجازی و محتواهای آن علاقه مند شده ایم. امروز با گذشت چند سال، بیش از یک میلیارد کاربر اینترنتی و سایت های اینترنتی داریم. گروه های سنّی ما نیز درگیر فناوری و فضای مجازی شده اند و از بازی های رایانه ای تا خدماتی که در حوزه فناوری است، همه درگیر این فضا می باشند.

این فضا به همان اندازه که از آن بهره می بریم، زیان هایی هم دارد که باید مراقب آن باشیم و در همه حوزه های فناوری از زیان های آن جلوگیری کنیم. در حوزه شبکه های اجتماعی، بازی های رایانه ای، حوزه آموزش و امثال آن، باید از خطرات احتمالی اش جلوگیری کرد. باید با ضوابط قانونی و چارچوب های فرهنگ اسلامی، از مبانی اسلامی خودمان محافظت کنیم. امروزه 20 میلیون نفر در ایران، تنها از یک شبکه مجازی استفاده می کنند و آموزش هایی را در این شبکه می بینند. همین امر باعث شده که بسیاری از مطبوعات و رسانه ها آموزش ها و اخبار خود را از طریق این شبکه به مردم ارائه کنند.

فضای مجازی، ابزار گسترش فرهنگ است. ازاین رو، می توانیم از آن برای توسعه فرهنگ ایرانی ـ اسلامی خودمان استفاده کنیم. پس، باید حداکثر استفاده را در جهت آموزش، ارائه خدمات و استفادهای علمی ـ آموزشی داشته باشیم؛ با این حال، این نکته را نیز باید در نظر داشت که در کنار مزایای فضای مجازی، خطرات مخرّب جبران ناپذیری نیز در این فضاها و شبکه ها در کمین خانواده ها و کودکان و نوجوانان است که می تواند خانواده ها را از سبک زندگی اسلامی و الگوگیری از زندگی ائمه اطهار(ع) جدا سازد و به سوی زندگی و فرهنگ غربی، تجمل گرایی و دنیاطلبی هدایت کند. بنابراین، بایسته است که مسئولان و خانواده ها هنگام استفاده از این فضا، با آگاهی کامل وارد این مجموعه بی مرز شوند و ضمن شناخت دیگر فرهنگ ها و ملل، سبک زندگی اسلامی خود را حفظ نمایند و حتی الامکان آن را نیز به دنیا عرضه کنند و دیگر ملت ها را با سبک زندگی اسلامی و نیز هدف دار بودن زندگی و ارزشمندی خلقت انسان، آشنا نمایند.

پی نوشت:

* این مقاله برگرفته از «اولین کنفرانس بین المللی پژوهش های نوین در حوزه علوم تربیتی و روان شناسی و مطالعات اجتماعی ایران» می باشد.
** دانشجویان کارشناسی پیوسته دانشگاه فرهنگیان مرکز آموزش عالی ازدگان نیر

منابع:

اطلاعات تکميلي

  • تاریخ انتشار نسخه چاپی: سه شنبه, 28 شهریور 1396
  • صفحه در فصلنامه: صفحه 52
  • شماره فصلنامه: فصلنامه شماره 59
بازدید 1080 بار
شما اينجا هستيد:خانه