گستره پژوهش های رجالی؛ مراحل تحقیق در علم رجال و مشکلات فرارو

پنج شنبه, 28 شهریور 1398 ساعت 09:52
    نویسنده: محسن مقیمی*

اشاره

داده‏ هاى رجالى درباره اشخاص، قضایاى شخصیه‏ اى هستند که از کنار هم آمدن آنها به ضمیمه کبرَیات و مبانى رجالى، اعتبار یا عدم اعتبار اسناد اخبار رقم می‌خورد. علم رجال، علمی است تأثیرگذار که به شهادت اختلافات فاحش در ارزیابی‌های روایات بین علماء شیعه (‌اعم از اخباری و اصولی‌)، مشکلات خاصّ خود را دارد و از بسیاری از مباحث اصولی و مسائل تاریخ حدیث تأثیر می‌پذیرد و مبانی با رویکرد‌های متعدّدی را پیش رو دارد و طرح قواعد ویژه‌ای را می‌طلبد. در این نوشتار، با نگاهی به مراحل تحقیق در علم رجال و مشکلات فراسوی آن، به تبیین گستره پژوهش‌های رجالی می‌پردازیم.

روند پژوهش‌های مربوط به یک سند و چالش‌های پیش‌رو

اهداف مباحث علم رجال و درایه

«قول»، «فعل» و «تقریر» معصوم را سنّت گویند و احادیث و اخبار، به‌عنوان بازگوکننده‌ و حکایت‌کننده‌ سنّت می‌باشند. بررسی میزان اعتبار سندی و غیرسندی روایات و تعیین درصد قابلیت بازگویی احادیث از سنّت، بر عهده علم رجال و درایه است که به شرح ذیل به آن پرداخته می‌شود:

ابتداء «شناخت شخصیت روایی و رجالی راویان» مطرح می‌شود که طبق تعریف، متن اصلی و اساس دستور کار علم رجال می‌باشد. سپس، «رسیدن به سند صحیح» مدّ نظر رجال‌پژوهان قرار می‌گیرد و بالأخره، «دستیابی به حدیث معتبر و سنّت صادر از معصوم(ع)»، یعنی حدیثی که قابلیت بازگویی سنّت را داشته باشد، به‌عنوان هدف نهایی دنبال می‌شود.

تحلیل معنای اعتبار و ارائه‌ راهکار صحیح و متعادل در دستیابی به مسئله‌ صدور و ریشه‌یابی رویکردها در علم رجال، دامنه وسیعی از مباحث مختلف را می‌طلبد و اساس مطلب در مباحث جرح و تعدیل روات و ارزیابی روایات این است که: تحلیل صحیح مطابق واقع از تاریخ حدیث شیعه ارائه شود و راهکارهای کاملاً متناسب و مطابق روند رشد و تطوّر علوم حدیث در اختیار رجال‌پژوه قرار داده شود. شایان توجّه است که دو رویکرد در علم رجال وجود دارد که هر دو به افراط و تفریط‌ مبتلاء می‌شود؛ یکی اعتبار حدیث را فقط از راه هدف دوم می‌پذیرد و خبر صحیح را صحیح مخبری و سندی می‌‌گوید و دیگری قراین اعتبار را فراتر از اسناد‌، میدان چالش صحّت اخبار می‌داند و آنها را صحیح خبری می‌خواند.

مراحل پنج‌گانه در پژوهش‌های رجالی یک روایت

رجوع به کتب رجالی و مطلّع شدن از وضعیت روایی راویان برای تأمین اهداف رجالی‌، امر ساده‌ای نیست؛ علاوه بر فائق آمدن بر بعضی مشکلات عمومی در شیوه مراجعه به کتاب و به دست آوردنِ سلیقه‌ تألیف‌، پژوهش‌های رجالی، طیّ مراحلی خاصّ را لازم دارد.

در آموزه‌های علم درایه، برای ارزیابی روایت و بررسی و سنجش سند‌ و شناسایی و تقویم راویان، مراحلی چند مطرح شده است:

  • مرحله اوّل: فهم مفاد سند و شناخت کیفیت تسلسل راویان آن‌، با شناخت دقیق از روش‌های اِسناد مؤلّفان و تحلیل صحیح از حالت‌های ویژه‌ مطرح در اسناد روایات.
  • مرحله دوم: بازشناسی عناوین روات‌، تمییز عناوین مشترکات و قدرت بر تطبیق عنوان‌های مختلف یک راوی و حکم به وحدت یا تعدّد عنوان‌های حاکی از راویان.
  • مرحله سوم: شناخت تحریفات واقع در اسناد یا عنوان‌های روات.
  • مرحله چهارم: جرح و تعدیل راویان سند، از جهت وثاقت و ضابطیت و مذهب؛ یعنی تحلیل صحیح و مطابق واقع الفاظ مربوطه و حلّ تعارضات پیش‌آمده که استظهارات آنها تلاش‌های توان‌فرسایی را طلب می‌کند.
  • مرحله پنجم: اتّخاذ مبانی مطابق با تاریخ حدیث شیعه و مناسب با قواعد مسلّم فقه و اصول با توجّه به مشکل انسداد باب علم در توثیقات خاصّه و مشکل تعارض جرح و تعدیل.

‌دو چالش اساسی در مراحل پژوهش و راه‌حل‌ها

عدم تحلیل و پردازش متناسب مراحلِ یادشده در مصادر قدمائی علم رجال، مایه بروز چالش‌هایی شده است. در این کتاب‌ها، فقط به مرحله چهارم از مراحل شش‌گانه با غناء نسبی پرداخته‌اند و در خصوص مرحله پنج، گام‌هایی نه چندان مؤثر در تعریف توثیقات عام برداشته‌اند و البته سایر مراحل هم به صورت موردی و نه نهادین، توسط محدّثان و فقهاء انجام می‌شده است‌. با تأسیس موسوعه‌های سندی و تدوین آنها، همه مراحل تا به‌ حدّی برگزار شد.

تحلیل و طراحی و اجراء نرم‌افزار «درایة النور»، هم به جهت همین منظورها در راستای تهیه موسوعه‌ سندی دقیق و سریع و فراگیر که کار تسهیل، تدقیق و تسریع اجراء تحقیق و پژوهش در مرحله اوّل تا سوم و ساماندهی مرحله چهار و پنج را انجام دهد، مطابق با ایده‌های علماء رجال، به‌خصوص اقتباس از روش کاری آیت‌الله بروجردی(ره) و و راهکار «معجم رجال الحدیث» و دیگر بزرگان فنّ، به انجام رسید.

نرم افزار درایة النور - نرم افزار درایه النور

چالش اوّل: مشکلات فهم سند و بازشناسی ارکان آن و آسیب پیش‌ رو

فهم و شناسایی سند و باز‌شناسی ارکان آن، یعنی بازشناسی عناوین روات و نقش تعابیر روایتی، و بالأخره آسیب‌شناسی اسناد و عناوین راویان، امر عظیمی است و مجال بسیار گسترده‌ای می‌طلبد(1) و شرح تفصیلی کارکردهای لازم در دیتاهای رجالی برای تحلیل و طراحی نرم‌افزارهای فضای الکترونیک، در جای خود می‌آید؛ ولی اشاره به چند بحث از مباحث مقدّماتی آن، در اینجا ضروری به نظر می‌رسد:

الف. اهداف‌ این مباحث، به عنوان اهداف میانی علم رجال می‌باشند:

1. قدرت بر بازسازی اسناد از طریق آشنایی با حالت‌های ویژه‌ اسناد، مثل ارجاع ضمیر و اشاره و تعلیق و تشخیص اسناد تذییلی و اسناد حیلوله و تفکیک آنها به صورت صحیح. این امر، آشنایی کامل با طبقات روات و شاگردان و مشایخ آنها و سایر ابزار و مهارت‌های لازم برای شناخت و تحلیل مفاد سند را می‌طلبد.
2. بازشناسی عناوین روات در سلسله‌های اسناد و در کتب رجالی و کسب توان تمییز عنوان‌های مشترک و یکی کردن عنوان‌های مختلف روات (= توحید مختلفات).
3. آسیب‌شناسی و قدرت بر کشف خلل موجود در اسناد و بازسازی صحیح و دقیق اسناد؛ البته تحریف و تصحیف در اسناد، بحث بسیار پُردامنه‌ای است و قبلاً در مباحث دلایل نیاز به علم رجال، این ادعاء اخباری‌ها که اختلالات سندی، مانع از بررسی‌های رجالی است و علم رجال حتّی در صورت مقبولیت، به جهت وسعت تحریف و تصحیف و سقط و زیادت، علم بی‌ثمری می‌باشد، مورد نقد قرار گرفت. در اینجا عمده بحث این می‌تواند باشد که آیا اختلالات مزبور قابل باز‌شناسی و بازسازی هستند یا نه؟
4. تلاش برای استقصاء همه اسناد یک روایت.
5. آشنایی با بحث‌های مهمی چون مقوله تبدیل سند و بررسی بحث تعویض سند.
6. شناخت جایگاه طُرُق و مشیخه در بررسی‌های سندی در کتاب‌های فقیه و تهذیبین.
7. آیا راهکاری برای تشخیص منابع احادیث کتاب شریف کافی می‌توان یافت؟ و در هرکدام از اسناد کافی، بخش طریق به مصدر روایت را می‌توان مشخص کرد؟

ب. تعریف و کاربرد طبقه و بیان دو نکته مهم

اسناد، مهم‌ترین و دقیق‌ترین منبع برای سنجش ارتباط روات و تعیین طبقه می‌باشند. باید اذعان کرد که بیشتر کتاب‌های رجالی، فقط به جمع‌آوری اقوال ائمه رجال پرداخته‌‌اند و به بیان وثاقت و ضعف روات به نقل از قدماء توجّه کرده‌اند؛ امّا به اموری که مورد نیاز محدّث است، نپرداخته‌اند؛ مانند: طبقه راوی، اساتید و مشایخ او در احادیث، مقدار روایت راوی و یا ضابط بودن و اتقان در نقل احادیث راوی. شناخت این امور، از آن‌ رو لازم است که در اثر عدم دقت در هنگام استنساخ و کتابت و تشابه اسمی راویان در سند و متن، به بسیاری از روایات،‏ تحریف و تصحیف راه یافته و چه بسا نام یک یا چند راوی، از سندی سقط یا به آن اضافه شده باشد. با توجّه به اینکه عنوان بسیاری از روات سلسله‌های اسناد، مشترک بین ثقه و ضعیف است، برای تشخیص مراد از آنها، به علمی‏ فرعی در رجال به نام تمییز مشترکات نیاز است تا این نقص را برطرف کند.
در کتب رجالی، به مسئله طبقات روات در کتاب‌های ‏رجال شیخ طوسی و رجال برقی و در حدّ بسیار محدود، رجال کشی و نجاشی توجّه شده است که اطّلاعات این کتب هم از کارآیی لازم برخوردار نیست. ازاین‌رو، احساس می‏شد که کتب رجالی باید به نحوی دیگر نوشته شود تا به این مشکلات پاسخ دهد و به مشایخ و تلامیذ روات و سایر قابلیت‌ها اشاره کند.

به این منظور، رجالیون علاوه بر رجوع به اقوال ائمه رجال، به اسناد احادیث ‏راوی مراجعه می‏‌نمایند و سند را که موضوع علم رجال است، مانند منبعی سرشار برای مباحث رجالی تلقّی می‌کنند و از این راه، به مهارت، ضبط و تعداد روایت راویان به‌عنوان قرائنی برای وثاقت در نقل، و از راه پایگاه‌های اطّلاعات برآمده از اسناد روایات طبقه روایی و مشایخ و تلامیذ او و ارتباط روات با هم را به دست آورده و بالأخره، وقوع سقط و اختلال برای رسیدن به اتّصال اسناد روایات را پی‌جویی می‌کنند.

آیت‌الله بروجردی(ره) در مقدّمه کتاب «ترتیب أسانید الکافی» از این مباحث چنین یاد کرده اند:

«إنّی حین ما کنت أتصفّح الجوامع العظام و أراجع ـ لتعرّف أسانیدها ـ ما صنّفه علمائنا الأعلام فی جمع الرجال، و بیان أحوالهم، و فی تمییز المشترکات من کناهم و أسمائهم، وجدتهم قد أهملوا فی الرجال کثیراً من الروات الموجودین فی الأسانید، و أهملوا فی من ذکروه منهم بیان طبقته، و شیوخه الذی تحمّل الحدیث عنهم، و تلامذته الذین تحمّلوا عنه، مع أنّ هذه الأمور من أعظم ما له دخل فی الغرض من فنّهم، و عدلوا فی تمییز المشترکات عمّا کان یلیق بهم من التعرّض لجزئیات ما وقع فی الأسانید من الأسماء المشترکة و تتبّع مظانّ القرائن الممیزة لها، و اقتصروا على ذکر کلّیات استنبطوها من استقراءتهم الناقصة، کلٌّ على حسب تتبّعه على وجه الفتوى أو الاستشهاد بشواهد قلیلة ممّا وجده، ممّا لا یوجب للمحصّل علماً و لا ظناً، و وجدت فی الأسانید سوى الاشتراک عللاً کثیرةً أخرى من التصحیف و القلب و الزیادة و النقص، و رأیت أنّه یوجد غالباً ـ إن لم یکن دائما ـ فی سائر أسانید الشیخ، الذی وقع الاشتراک أو الاعتلال فی سنده، ما یمیز ذلک المشترک و یدلّ على ذلک الاعتلال و ما هو الصواب. فلمّا تبین ذلک لی بکثرة التتبّع، و علمت أنّ تتبّع الأسانید هو المنبع الفذّ الغریز لمعرفة الأسانید، و تبین مشترکاتها، و العلم بعللها، و ما هو صوابها، و رایت أنّه لو جرّدت الأسانید عن المتون و رتّبت، کان خدمةً لعلم الحدیث، فعزمت على عمل ذلک فی أسانید الجوامع العظام.»

بنابراین، بخشی مهم و کاربردی از مباحث علم رجال، بر محور ‌شناسایی طبقه راوی قرار دارد؛ اینکه در چه عصر و دوره‌ای نقل روایت می‌کرده، از اصحاب کدام امام محسوب می‌شده و یا ارتباط روایتی او با دیگر روات چگونه است. مهم‌ترین اطّلاعات در این خصوص، از سامان‌دهی اسناد کتب حدیثی صورت می‌پذیرد و شاگردان و مشایخ و طبقه تفصیلی روات با دقّت‌ها و ظرافت‌های خاصّ به دست می‌آید و این بانک عظیم اطّلاعاتی، نقش اساسی در مباحث سند‌شناسی و تمییز اسامی مشترکات روات و باز‌شناسی عناوین مختلف یک راوی و آسیب‌شناسی مباحث سندی می‌تواند داشته باشد.

البته نقش‌آفرینی علم طبقات در تطبیق بسیاری از مبانی توثیقات عام و پیاده کردن ضوابط تصحیح اسناد و تحقیق اعتبار روایات با مبانی خاصّ را در جای خود آشنا خواهیم شد.

نکته مهم اینکه حلّ مشکلات اسناد با طبقه وقوعی و جایگاه وقوع راوی در اسناد می‌باشد؛ نه با طبقه شأنی و تقریبی. آنچه در نرم‌افزار درایة‌النور در این خصوص انجام شده، ارائه‌ سازمان‌یافته‌ اطّلاعات کتب رجالی در خصوص طبقات راویان می‌باشد؛ ولی با همه‌ فوایدی که این اطّلاعات کلیشه‌ای دارند، از اسناد برای تهیه‌ طبقه وقوعی راویان مدد گرفتیم. در این مجال، به جهت اهمّیّت مسئله، در ضمن مثال، به توضیح بیشتر آن می‌پردازیم:

  • - تهذیب، ج 4، ص 45، ح 118: «سعد بن عبداللّه عن أحمد بن محمد عن الحسین بن سعید.»
  • - تهذیب، ج 4، ص 45، ح 119: «و عنه، عن أبی جعفر عن العبّاس‌بن‌معروف.»
  • - تهذیب، ج 4، ص 46: «قال الشیخ(رحمه اللّه): «و یجوز له إخراجها إلى بلد آخر. یدلّ على ذلک ما رواه.»‏
  • - تهذیب، ج 4، ص 46، ح 120: «الحسین‌بن‌سعید عن محمد‌بن‌أبی‌عمیر.»
  • - تهذیب، ج 4، ص 46، ح 121: «و عنه عن إبراهیم‌بن‌إسحاق عن عبداللّه‌بن‌حمّاد الأنصاری.»
  • - تهذیب، ج 4، ص 46، ح 122: «و عنه عن عبداللّه‌بن‌جعفر و غیره عن أحمد‌بن‌حمزة، قال سألت أبا الحسن الثالث(ع).»

توضیح اینکه ظاهر بدوی حدیث 121 و 122، رجوع ضمیر به «الحسین‌بن‌سعید» است و مطابق آن، در وسائل الشیعة (9: 11886/223 ؛ لاحظ: 12028/283 و 12029 أیضاً)، ترتیب أسانید التهذیب (113 و 133) و معجم رجال الحدیث (10: 440) عمل شده است.

امّا به جهت عدم تناسب طبقه و عدم روایت حسین بن سعید از إبراهیم بن إسحاق (الأحمری) و عبداللّه‌بن‌جعفر (الحمیری)، این ظهور بدوی صحیح نمی‌باشد و ظاهراً رجوع ضمیر به «سعد‌بن‌عبداللّه» مذکور در حدیث 118 صحیح می‌باشد؛ کما رجع إلیه الضمیر فی حدیث 119. فاصل شدن کلام شیخ مفید و روایت الحسین‌بن‌سعید بین ضمیر و مرجعش، مانع و اشکالی پیش نمی‌آورد.

مطلبی که صاحب معالم در منتقى الجمان (2: 411) تنبه داده‌اند، قابل توجّه است:

«قال ما حاصله: أنّ رجوع الضمیر [فی حدیث 122] إلى الحسین‌بن‌سعید لایستقیم، فإنّ عبداللّه‌بن‌جعفر هو الحمیری و الحسین‌بن‌سعید لا یروی عن مثله لأنّه أعلى منه طبقة، و إن جمعهما الشیخ فی أصحاب أبی‌الحسن الثالث ـ علیه السلام ـ [رجال الشیخ: 5669/385 6 (باب الحاء)، 5727/389 22 (باب العین)/23. مع تحریف فی العنوان]. و الروایة الأخرى [ح 121] عن إبراهیم‌بن‌إسحاق و المراد به الأحمری بشهادة روایته فیها عن عبداللّه‌بن‌حمّاد الأنصاری، و الحسین‌بن‌سعید لاتعقل روایته عن الأحمری لأنّه متأخّر عنه کثیراً، و فی بعض الطرق القریبة المحلّ من هذین الحدیثین تصریح بروایة سعد‌بن‌عبداللّه عن إبراهیم‌بن‌إسحاق [فی التهذیب 4: 168/62 (: سعد‌بن‌عبداللّه عن إبراهیم‌بن‌إسحاق‌بن‌إبراهیم عن عبداللّه‌بن‌حمّاد الأنصاری) و قد أورده فی الاستبصار 2: 117/38 و لفظه إبراهیم‌بن‌إسحاق الأحمری] فبهذه القرینة و غیرها یحکم برجوع الضمیر إلى سعد‌بن‌عبداللّه، و قد وقع نظیره فی التهذیب فی موارد عدیدة نبّهنا علیها فی موارد من کتابنا انتهى کلامه(ره).

و یؤکد ما أفاده وقوع روایة سعد [بن عبداللّه‏] عن عبداللّه‌بن‌جعفر [الحمیری‏] فی التهذیب (1: 1479/454؛ 2: 1248/308؛ 3: 957/309؛ 5: 570/171 و 701/209) و قد عبّر فیهما عن سعد بالضمیر و أکثرها ممّا سأله الرواة أو کتبوا إلى أبی‌الحسن الثالث ـ علیه السلام ـ نظیر ما نحن فیه.»

با نگاهی به مسئله از بعد منبع‌شناسی روایت، اطمینان به حلّ مسئله نهایی می‌شود:

«و کأنّ سعد‌بن‌عبداللّه أخذها من کتاب «مسائل الرجال و مکاتباتهم أبا الحسن الثالث(علیه السلام)» لعبد اللّه‌بن‌جعفر الحمیری [لاحظ رجال النجاشی: 573/219] فتحصّل أنّ الضمیر فی الحدیثین راجع إلى سعد‌بن‌عبداللّه.»

گویا شیخ(ره) روایت‌های 118، 119، 121 و 122 را از کتاب سعد‌بن‌عبدالله اخذ کرده و ارجاع ضمیر‌ها هم طبق سیاق و به اقتضاء طبقه می‌باشد و با تحلیل منبع‌شناسانه روایات هم مساعد است؛ تنها مشکل، واسطه شدن روایتی است که از کتاب حسین‌بن‌سعید بحث را شبهه‌ناک کرده است.

کتب رجالی قاموس الرجال، معجم رجال الحدیث و ترتیب اسانید کتاب کافی

ج. پیشینه این مباحث و منابع تحقیق

اوّلین کتابی که برای پاسخ به نیازهای اتّصال سند و تمییز عناوین مشترک راویان و آسیب‌شناسی‌ها نوشته شد، «جامع الرواة» محقّق اردبیلی، معاصر مرحوم مجلسی است. وی در ترتیب ترجمه هر راوی، به مقداری از اسناد کتب اربعه و غیر آن اشاره می‌کند که می‌توان به طبقه راوی و اساتید و شاگردان و مقدار روایتش پی برد.

پس از او، فرزند سید محمد شفیع تفرشی، «طرائف المقال فی معرفة طبقات الرجال» را نوشت و طبقه اوّل را از خودش شروع کرد. به این ترتیب، شیخ طوسی در طبقه 12 واقع می‌شود و طبقه 32، به یاران پیامبر(ص) ‌منتهی می‏ گردد. این کتاب، هنوز به چاپ نرسیده است.

سرانجام، مرحوم آیت‌الله بروجردی با به ثمر رساندن دو پژوهش بزرگ (ترتیب اسانید و طبقات روات)، برترین خدمت را به علم رجال فراهم نمود. وی با مرتب کردن سندهای کتب اربعه روایی و دیگر کتب حدیثی و حتّی اسناد موجود در کتب رجالی‌، اساتید و شاگردان راوی و عصر و طبقه او را معیّن کرد. همچنین، با نوشتن کتاب «طبقات الرجال» که در آن، طبقه اوّل را راویان‏ از پیامبر(ص)، و طبقه دوم را تابعین و راویان از امیر مؤمنان(ع) و حسنین(ع) قرار داد. بدین ترتیب، طبقات راویان را تا عصر شیخ طوسی به 12 طبقه رسانید.

کاری که آقای بروجردی در حدیث و رجال کردند، قبل از ایشان کسی نکرده بود؛ نه در میان اهل‌سنّت و نه در شیعه. کار ایشان این بود که سند را به ‌طور کامل در سامانه‌ ترتیب الأسانید آوردند و به بیان شاگردان و مشایخ بسنده نکردند. هدف ایشان هم این بود که ما وقتی سند را به شکل کامل آوردیم، اولاً، برای کاربر طبقات و جایگاه روات در اسناد کاملاً روشن می‌شود و ثانیاً، اگر جایی سقط و زیادت و تصحیفی رخ داده باشد، متوجّه می‌شویم؛ مثلاً پنج تا سند داریم که بین ابن‌ابی‌عمیر با زراره واسطه‌ای هست. یک جا می‌بینیم که این واسطه، نیست و می‌فهمیم اینجا سقط واقع شده ‌است. ایشان توانست بخشی از این تحریف‌ها، غلط‌ها، سقط‌ها، زیاده‌ها، نقیصه‌ها و اشتباهات را با این کار جبران کند. آن کسانی هم که آن طبقات را تا آن وقت از رجال اهل‌سنّت نوشتند، هدفشان همین بود؛ امّا آنها با یک نفر، این‌طرف و آن‌طرف را اصلاح می‌کردند. آقای بروجردی سند را کامل ‌آورد و به هر جهت آنها نیاز نمی‌دیدند که سند را کامل بیاورند و در صورت نیاز و وجود نکته‌‌ای خاصّ، آن را ذکر می‌کردند.

«الموسوعة الرجالیة» از ایشان در 7 جلد و طبقات راویان کتاب‌های سنددار‌، با تنظیم و تکمیل و دست‌خط مرحوم میرزا حسن نورى، به‌واسطه مجمع البحوث الإسلامیة مشهد (1413ق/‌1992م)، چاپ شد.

«معجم رجال الحدیث»، تألیف مرحوم آیت‌لله خویی است که در این علم، طبقات رجال را در کنار تراجم آنها گنجانده است. ایشان‏ علاوه بر آوردن متون کتب رجالی قدیم‌ و نقد و بررسی متأخّرین از رجال‌نویسان، به تعداد روایات راوی و محلّ آن در کتب اربعه همراه با ذکر مشایخ و اساتید او به‌طور مفصّل اشاره می‏‌کند. از این راه می‏‌توان بسیاری از عناوین مشترکات را حلّ کرد و به مقدار روایت راوی و با توجّه به ‏طبقه او، به حلقه‏ های مفقوده در موارد سقط در اسناد دست یافت. ایشان با پرداختن به مقوله‌ اختلاف نسخ و اختلاف کتب، کار بسیار زیبایی را در جهت دستیابی به تحریفات و تصحیفات واقع در اسناد روایات به انجام رساندند. همچنین، در این زمینه به کتاب «قاموس الرجال» از رجالی پرتلاش، مرحوم شیخ محمدتقی شوشتری و دیگر اثر پرثمر ایشان به نام «الأخبار الدخیلة» باید اشاره کرد.

موسوعه‌های سندی آیت‌الله شبیری زنجانی(دام ظله) شامل ترتیب اسانید کتب صدوق(ره) و طبقات روات کتاب‌های صدوق و تفصیل طبقات روات اصحاب اجماع و دیگر تتبعات و موشکافی‌ها در آثار این فقیه، قابل تحلیل و توجّه در این باره می‌باشند.

نمود تجارب سند‌پژوهی در درایة‌النور

برای آشنایان این فنّ، قابل توجّه است که در نرم‌افزار درایة‌النور اولاً، تلاش شده است به لحاظ روشی، همه مزایا و روش‌های موفّق سندپژوهی دیگران در آن جمع شود. ثانیاً، نتایج استنتاجات رجالیِ پیشینیان موفّق، به صورت تعلیقه و به عنوان مستند استدلال‌ها آورده شود.

در کتاب «معجم رجال» برخلاف کتاب‌های آیت‌الله بروجردی(ره) و کتاب «طرائف المقال» و روش مرحوم مجلسی اوّل و همین طور بعضی آثار ابن‌حجر عسقلانی از عامّه، به شماره‌گذاری طبقات اصلاً توجّه نشده است. شاید به تبع روش کتاب «معجم رجال الحدیث» در نرم‌افزار درایة‌النور نیز چنین عمل شده است و احتمالاً این امر، به جهت دقّت هر چه بیشتر در پژوهش‌ها از یک طرف، و عدم امکان دقّت تمام در شماره‌گذاری طبقات روات از ناحیه دیگر بوده باشد.