آموزش و پرورش و رویارویی با آسیب های رسانه های نوین

دوشنبه, 30 آذر 1394 ساعت 14:59
    نویسنده: مهدی مصطفوی آلانق*

چکیده:

آموزش و پرورش، از طریق کارکردهای خود و افزایش سواد رسانه ای، می تواند تهدیدات نرم علیه کشور را کاهش داده، موجبات افزایش قدرت نرم را فراهم آورد.

روش: برای انجام این مطالعه، از طریق استنادی به بررسی مبانی نظری و ادبیات پژوهشی موجود درباره موضوع تحقیق پرداخته شده است. مهم ترین مسئله تحقیق، این است که نقش آموزش و پرورش در مقابل رسانه های نوین چیست؟

نتایج: حفظ و گسترش ارزش های اسلامی، حفظ و تأمین منافع و نیازهای امنیتی ـ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روان شناختی، جزء مهم ترین اهداف و ارزش هایی قلمداد می شوند که تهدید علیه آنها، تهدید برضدّ امنیت ملی به حساب می آید و از جمله اقداماتی که می توان در این زمینه انجام داد، افزایش سواد رسانه ای برای دانش آموزان و خانواده ها و ایجاد تغییراتی در برنامه ریزی درسی مدارس و دانشگاه ها و سوق دادن آن به سوی افزایش قدرت ملی و در نهایت، کاهش تهدیدات نرم است.

کلیدواژگان: رسانه، رسانه نوین، آموزش و پرورش، آسیب های رسانه، فضای مجازی.

مقدمه

امروزه، تقریباً تمام کسانی که به دنبال توسعه و اصلاحات هستند، در همه جای دنیا از آموزش و پرورش شروع می کنند و رویکردهای برآمده از عصر جدید ارتباطات و فناوری ها در تعلیم و تربیت، از جمله دیدگاه حداکثری مبتنی بر خود یادگیری و چگونگی یادگیری (فراشناخت)، یادگیری فرایندمدار و مستقل، موجب حرکت تدریجی در بازتعریف مفاهیم اساسی تعلیم و تربیت شده است. علم، تدریس، معلم، شاگرد، محتوای درسی و مدرسه در حال احراز تعاریف جدید هستند.

فضای مجازی، نوعی اجتماع و همزیستی بزرگی است که میلیون ها رایانه و کاربران آن در سراسر جهان به هم می پیوندند. امروزه، در یک جهان رسانه ای شده زندگی می کنیم و زندگی ما به رسانه ها وابسته است؛ به گونه ای که رسانه ها و به طور ویژه، رسانه های تعاملی (اینترنت) ، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده اند. این رسانه ها در بین نوجوانان و جوانان، جذابیت خاصی دارند؛ آن گونه که زندگی بسیاری از این گروه سنّی به رسانه ها و خاصه رسانه های تعاملی پیوند خورده است. مؤثرترین راه برای کاهش آسیب های اجتماعی نوپدید ناشی از فضای مجازی و رسانه های نوین، علاوه بر تصویب قوانین،کسب آموزش های تخصصی و امنیتی استفاده از اینترنت و در مجموع، ارتقای سطح سواد رسانه ای است. معمولاً وقتی پیامدهای نامناسب انواع رسانه ها مانند: برنامه های رسانه ای غیرمجاز، بازی های رایانه ای، شبکه های ماهواره ای برون مرزی و استفاده نابجا از اینترنت، بر جوانان به صورت افت تحصیلی، مشکلات اخلاقی و رفتاری و آسیب های اجتماعی آشکار می شود، به راه های درمانی اندیشیده می شود؛ در حالی که بهتر است این گروه را به ابزار نیرومندتری به نام سواد رسانه ای مجهز سازیم تا خود به کمک والدین و سایر منابع مفید، فعالانه دست به گزینش گری و پالایش بزنند و رژیم مصرف رسانه ای خود را تنظیم و کنترل کنند. (امیر انتخابی و رجبی، 1387، 58)

گسترش فناوری های نوین در عرصه الکترونیک و رایانه در چند دهه گذشته، موجب پدیدار شدن انواع و اقسام لوازم و برنامه های الکترونیکی و رایانه ای، از جمله: اینترنت، تلفن همراه، ماهواره و بازی های رایانه ای در جهان شده است. انکارناپذیر است که این تحولات و پیشرفت ها، زندگی بشر را چندین برابر آسان تر نموده است؛ اما در آن سوی سکه نمی توان از آسیب های ناشی از این فناوری های نوین غافل ماند. اینترنت مجموعه پایان ناپذیری از پایگاه های داده است که اطلاعات مختلف و متنوع فردی و جمعی انسان ها را در خود جمع آورده است و هر روز نیز گسترش می یابد. (انسیه، 1387)

تعریف رسانه

رسانه، وسیله ای است برای نقل و انتقال اطلاعات، ایده ها و افکار افراد یا جامعه. رسانه، یک واسطه عینی و عملی در فرآیند برقراری ارتباط است و دو نوع کارکرد آشکار و نهان برای آن وجود دارد که کارکرد آشکار آن، یعنی اینکه رسانه محل برخورد پیام و گیرنده پیام است؛ اما کارکرد پنهان رسانه، یعنی برقرارکننده جریان ارتباط و پیام رسانی. (تانکارد، جیمز و سورین، ورنر، 1386، 450)

مفهوم رسانه نوین و پیامدهای آن

افراد در محیط اطلاعاتی به واسطه رابطه شخصی و یا رسانه های متنوع، آنچه را که می دانند، به اشتراک می گذارند و اطلاعات را خلق و از آن استفاده می کنند. زمانی که کانال های ارتباطی از سیستم پستی به کابل های زیردریایی پیشرفت کرد، سرعت انتقال اطلاعات بیشتر شد؛ اما محدودیت حجم ارائه اطلاعات، به عنوان یکی از مشکلات مهم مطرح بود. با پیشرفت ارتباطات ماهواره ای، سرعت انتقال اطلاعات از روز و ساعت به دقیقه و ثانیه تغییر پیدا کرد؛ اما هنوز مشکل سرعت و عدم وجود ارتباط با حداقل تفاوت زمانی وجود داشت. امروزه با استفاده از کابل های بی سیم، سرعت انتقال اطلاعات، مشابه با سرعت انتقال اطلاعات در ارتباط شفاهی شده است. به علاوه، گستره مخاطبان یک فقره اطلاعاتی، بسیار وسیع تر از ارتباط شفاهی شده است.

زمانی که بحث از رسانه نوین می شود، منظور جدیدترین رسانه است. اگرچه در ایجاد رسانه های نوین تغییرات اجتماعی و فرهنگی دخیل بوده اند، اما رسانه رقومی به عنوان یکی از ملموس ترین و تأثیرگذارترین رسانه هایی است که روی رسانه ها تأثیر گذاشت. رسانه های نوین را مجموعه متمایزی از فناوری ارتباطی می دانند که خصایص معیّنی را در کنار نو شدن، امکانات دیجیتال و در دسترس بودن وسیع برای استفاده شخصی به عنوان ابزارهای ارتباطی، دارا هستند. (بابایی و فهیمی فر، 1392، 178)

ویژگی های رسانه نوین

اصطلاح رسانه نوین، طیف وسیعی از تغییرات در تولید، توزیع و استفاده از رسانه را دربرمی گیرد. مفاهیمی که برای تعریف خصوصیات اصلی رسانه های نوین به طورکلی به کار می روند، عبارت اند از: رقومی بودن، تعاملی بودن، فرامتنی، مجازی، شبکه ای شده، شبیه سازی شده. نقطه افتراقی که مانوکی به عنوان ویژگی خاص رسانه نوین بدان اشاره می کند، «تعاملی بودن» یا «رسانه بودن» آن است.

همه اشیای رسانه نوین، به نوعی حاصل تبدیل منابع رسانه ای آنالوگ هستند. در رسانه نوین، اشیا به شکل ترکیبی از کدهای رقومی هستند (بازنمایی عددی). چنین حالتی، دو نتیجه را در پی دارد: نخست اینکه، یک شیء رسانه نوین را می توان به شکل ریاضی توصیف کرد؛ مثلاً تصویر یا یک شکل می تواند با استفاده از توابع ریاضی توصیف شود و دوم، اشیای رسانه نوین تحت تأثیر ساخت الگوریتمی آن است؛ مثلاً با کاربرد الگوریتم های مناسب، می توانیم به طور خودکار، اختلال و پارازیت موجود در یک تصویر را از میان ببریم، تناسب رنگ ها را بهبود ببخشیم، شفافیت آن را کم یا زیاد کنیم و در یک کلام، شیء رسانه ای برنامه پذیر می شود.

رسانه های گوناگون، نه تنها از لحاظ فناوری، بلکه از نظر انعطاف پذیری بیان و ترتیبات نهادی، با درجات تصاعدی قابلیت برنامه ریزی مختلفی دارند و در تعامل انسان ها هر کدام شرایط و جایگاه ویژه خود را دارند. رسانه ها، نهادهایی هستند که بازشناسی جامعه را در یک مقیاس وسیع در طول زمان و فضا آسان می کنند. در عین حال، هر نوع و مرحله جدید به بازیافت قالب ها و محتوای رسانه قدیمی در یک فرایند بازسازی می پردازد و در گذر زمان، این فرایند به پیکربندی مجدد گذشته و حال مبادرت می ورزد؛ آن چنان که سنّت های حروف چینی و چاپ به خدمت طراحی وب درآمدند.

رسانه نوین، به دلیل پلاتفورم تعاملی اش، دسترسی کاربران را در هر زمان، مکان و قالب امکان پذیر کرده و کاربران، رسانه جمعی را در مقیاس رسانه کوچک و شخصی شده تجربه می کنند. (همان، 179)

کارکرد رسانه ها

صاحب نظرانی که درباره کارکردهای رسانه های مدرن به اظهار نظر پرداخته اند، کارکردهای متفاوتی برای رسانه ها بیان کرده اند. هارولد لاسول و چارلز رایت، دو تن از پژوهشگران و اندیشمندانی هستند که به نقش و کارکرد رسانه ها توجه نشان داده اند. آنها معتقدند که رسانه ها دارای چند کارکرد هستند:

  1. کارکرد نظارت بر محیط (نقش خبری)؛
  2. ایجاد هم بستگی اجتماعی در واکنش به محیط (نقش ارشادی یا راهنمایی)؛
  3. انتقال میراث فرهنگی (نقش آموزشی)؛
  4. سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت.

این دو نظریه پرداز معتقدند که در کارکرد نخست، رسانه ها به نظارت، مراقبت و تهیه و رساندن خبر دست می زنند و در دومین کارکرد، وظیفه انتخاب و تفسیر اطلاعات در محیط را بر عهده دارند. در اینجاست که رسانه، حامل انتقادها و پیشنهادهایی برای چگونگی نگرش افراد به واقعیت هاست. در این نقش، رسانه به تقویت ارزش های اجتماعی، اجماع و افشای انحرافات، رجوع به پایگاه رهبران فکری، پیشگیری از تهدید ثبات اجتماعی و وحشت عمومی، مدیریت افکار عمومی و نظارت بر حکومت و حفاظت می پردازد. در کارکرد سوم، رسانه می کوشد از میراث فرهنگی جوامع پاسداری کند و با یاری رساندن به انسجام اجتماعی، تجربه های مشترک انسانی را نهادینه سازد. هارولد لاسول، جامعه شناس و نظریه پرداز آمریکایی، در نظریه خود، رسانه ها را انتقال دهنده فرهنگ، اطلاعات، ارزش ها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر و از افراد جامعه به افراد تازه وارد می داند که در این کارکرد رسانه ها، با گسترش بنیان تجربه مشترک، انسجام اجتماعی افزایش می یابد. (خبازی،1390، 5-6)

آثار فضای مجازی

به طور کلی، گسترش اینترنت و شبکه های مجازی در جامعه، موجب بروز فرصت هایی جهت افزایش آگاهی افراد و حتی ایجاد اشتغال برای برخی از افراد شده است؛ ولی تهدیداتی نیز به همراه دارد. با وجود اینترنت، علاوه بر وجود دنیای واقعی و الگوهای ارتباط سنّتی در آن، فضاهای مجازی نیز ایجاد شده اند که چگونگی تولید، انتقال و مصرف اطلاعات در آنها دیگر به شیوه سنّتی صورت نمی پذیرد و این الگوها، کاملاً دگرگون شده اند. گسترش فضاهای مجازی، مانند سایر انواع دیگر تحولات و پیشرفت ها، پیامدها و آثار مثبت و منفی گوناگونی را در جامعه و زندگی کاربران این گونه فضاها ایجاد کرده است. مثبت ترین پیامد آن را می توان آسان سازی و سرعت بخشی به ارتباطات و تبادل اطلاعات دانست. منفی ترین پیامد آن را می توان به خطر افتادن حریم خصوصی افراد، منزوی شدن آنها و از هم پاشیدگی بنیان خانواده معرفی نمود.

اصلی ترین علتی که می توان برای بروز این پیامدهای منفی بیان داشت، این است که در فضای مجازی افراد نمی توانند به شناخت صحیح و کافی از هم دست یابند. کودکان و نوجوانان عصر حاضر، مانند کودکان و نوجوانان نسل های گذشته نیستند که تنها با بازی کردن با همسالانشان و تماشای کارتون های تلویزیونی سرگرم شوند. تقریباً تمامی این کودکان و نوجوانان، از همه این فناوری ها یا برخی از آنها برخوردارند. صرف نظر از کاربرد وسیع این ابزارها، آنچه امروزه کاربرد وسیعی یافته و بخش وسیعی از فعالیت های روزمره افراد را پوشش می دهد، اینترنت و به تبع آن، فضای مجازی است. (صادقیان، 1384)

عصر مجازی، یعنی زندگی در وایبر، لاین، واتس آپ، تانگو، بیتالک، فیس بوک، توئیتر، لینکدین، مای اسپیس، نینگ، تلگرام و دیگر شبکه های مجازی. عصر مجازی، در واقع، شکل توسعه و تکامل یافته عصر اطلاعات و دانش است و در آینده نزدیک ظهور کرده و فضای سه بعدی را در اختیار بشر قرار خواهد داد تا تخیّل انسان بتواند به حقیقت نزدیک شده و فضای بسیار توسعه یافته تر و متفاوت تری با جهان امروز را فرا روی بشر قرار دهد. امروزه بسیاری از والدین به فناوری روز تسلط داشته، درخصوص به کارگیری برنامه ها و امکانات آنلاینی که کودکان و نوجوانان آنان استفاده می کنند، مهارت دارند. با وجود این، بسیاری از والدین بنا به دلایل متعدد، از رسیدن به سطح نوجوانان خود که در دنیای آنلاین از مهارت بالایی برخوردارند، باز می مانند. یکی از این دلایل، آن است که برخی والدین از این شیوه های نوین اجتماعی سازی که به بخشی بنیادین از زندگی کودکانشان تبدیل شده، درک چندانی ندارند. آنها معمولاً توانایی لازم و زمان کافی را برای رسیدن به سطح کودکان خود در دنیای پیوسته در حال تغییر اینترنت ندارند. افزون بر این، این والدین غالباً از درک این مسئله که زندگی آنلاین کودکان آنها در امتداد زندگی آفلاین آنان قرار دارد، باز می مانند. نتیجه نهایی این مسئله، ایجاد شکاف علمی و فنی میان والدین و نوجوانان است؛ شکافی که به جدایی شیوه ارتباط این والدین و نوجوانان در دنیای آنلاین می انجامد. (نادعلی، 1392،28 )

نیاز به سواد رسانه ای در فضای رسانه ای امروز

زندگی، هر روز رو به پیچیدگی می رود. بخشی از این پیچیدگی، ناشی از پیشرفت های دنیای ارتباطات است. از این رو، هر چه فناوری های ارتباطات و اطلاعات بیشتر متحول می شوند، نیاز ما به یادگیری و آموزش برای درک دنیای جدید و استفاده از ابزارها و امکانات آن نیز افزایش می یابد؛ چراکه ضعف آموزش و آگاهی نسبت به دنیای ارتباطات و مقتضیات آن، چیزی جز عقب ماندگی و تشدید آسیب ها به همراه نمی آورد.

با پیدایش و انبساط انقلاب فناوری در دههٔ 1980م، جهان به مرحلهٔ جدیدی گام نهاد که در آن رسانه ها، ضمن گام برداشتن در مسیر تکامل و تنوع، به یکی از اجزای اصلی جوامع بشری تبدیل شده اند. بنابراین، برای اینکه بتوان در برابر رسانه های متکثر موجود، مخاطبانی داشت که بتوانند در کنار بهره برداری آگاهانه و فعالانه از این رسانه ها، خود را در مقابل چالش ها و پیامدهای مخرّب آنها حفظ نمایند، باید سواد جدیدی ایجاد کرد. پس، نیازمند ارائه تعریف گسترده تری از سواد و افزایش فضای مفهومی آن هستیم که معمولاً به معنای توانایی خواندن و نوشتن صرف نیست.

سواد رسانه ای علاوه بر توانایی مورد نظر در سواد سنتی که همان توان خواندن و نوشتن بود، توانایی تحلیل و ارزشیابی پیام ها و قدرت تولید و انتقال اطلاعات به دیگران در قالب های مختلف و با ابزار گوناگون را در انسان پدید می آورد. این گونه از سواد، با توانمند کردن انسان بر درک شیوه کار رسانه ها و معناسازی آنها، ماهیت و اهداف تولید پیام رسانه ها و آثار و فنون رسانه های گوناگون، او را از مصرف کنندگی صرف خارج کرده و در برابر پیامدهای رسانه ها مقاوم می سازد.

سواد رسانه ای در کنار آموختن ظاهر پیام های رسانه ای از رسانه های مختلف، می کوشد خواندن سطرهای نانوشتهٔ رسانه های نوشتاری، تماشای پلان های به نمایش درنیامده و یا شنیدن صداهای پخش نشده از رسانه های الکترونیک را به مخاطبان بیاموزد؛ به عنوان مثال، مخاطبی که دارای سواد رسانه ای است، از اهداف و میثاق های رسانه ها خبر داشته و از آنها به طرزی آگاهانه استفاده می کند. چنین مخاطبی از نقش صدا، موسیقی و سایر جلوه های ویژه برای القای فضا و معنا در تلویزیون و سینما با خبر است و می داند چرا و چگونه یک پیام واحد در تلویزیون، سینما، روزنامه ها، مجلات، رادیو، تابلوهای بزرگ تبلیغاتی و یا بازی های رایانه ای می تواند، آثار متفاوتی از خود به جا گذارد. (صبری، 1381، 152)

آسیب های رسانه ها

آسیب ها و گناهان متعددی که ممکن است اصحاب رسانه ها را گرفتار کند، عبارت اند از :

1. تخریب و تمسخر

از آفات خطرناک رسانه ها، ابتلا به بیماری تخریب و مسخره است که در صورت شیوع آن در میان اصحاب رسانه، ممکن است حتی کارآیی خود را از دست داده و اعتماد عمومی از آنان سلب شود. این گناه نابخشودنی، شدیداً مورد نفرت قرآن کریم می باشد. در سوره حجرات می فرماید :

«یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی أَنْ یکونُوا خَیراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسی أَنْ یکنَّ خَیراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یتُبْ فَأُولئِک هُمُ الظَّالِمُونَ (حجرات: 11)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نه زنانی، زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند. همدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید. بسیار بد است که بر کسی پس از ایمان، نام کفرآمیز بگذارید و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند.»

2. دروغ پراکنی

دروغ گویی و دروغ پراکنی، از مهم ترین آسیب های رسانه هاست که به شدت بر جایگاه رفیع آنها لطمه می زند. قرآن می فرماید: «إِنَّما یفْتَرِی الْکذِبَ الَّذینَ لا یؤْمِنُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ أُولئِک هُمُ الْکاذِبُونَ (نحل: 105)؛ تنها کسانی دروغ می بندند که به آیات خدا ایمان ندارند. آری، دروغگویان واقعی آنها هستند.»

3 . چاپلوسی و تملق

از دیگر خطرات و آسیب های رسانه ها که به شدت آنان را تهدید می کند و در فرهنگ اسلامی از آن نهی شده است، چاپلوسی و تملق است. البته رسانه هایی که از سوی اشخاص متنفذ و یا حزب و گروهی تغذیه شوند، بیشتر در معرض چنین آسیبی خواهند بود. گاهی در رسانه ها در مدح کسی یا جریانی، چنان قلم فرسایی و افراط و مبالغه دیده می شود که مخاطب را به تردید در نیت گردانندگان آن رسانه وا می دارد و انسان را بی اختیار به یاد آن روایتی می اندازد که پیامبر(ص) فرمود:» اُحْثُوا فِی وُجُوهِ الْمَدَّاحِینَ التُّرَاب؛ به صورت مداحان افراطی و متملق، خاک بپاشید.» (من لایحضره الفقیه، ج 4، 11)

4. عامل نبودن به گفته ها

اگر اصحاب رسانه ها سخن از عدالت و ارزش ها بگویند، ولی خود عملاً دچار افراط و تفریط شوند و آن را رعایت نکنند، مشمول این حدیث شریف خواهند شد که فرموده: «إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ حَسْرَۀً یوْمَ الْقِیامَۀِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا ثُمَّ عَمِلَ بِغَیرِهِ؛ امام صادق(ع) می فرماید: روز قیامت کسانی زیاد حسرت می خورند که از عدالت سخن گفته، ولی در هنگام عمل، آن را به کار نبسته اند«. (بحار الأنوار، ج 69، 223)

5. برخی دیگر از آسیب های رسانه ها

افزون بر مواردی که اشاره شد، آسیب های مهم دیگری که برگرفته از آیات و روایات است نیز اصحاب رسانه را تهدید می کند. شماری از این آسیب ها عبارت اند از:

آزردن مؤمن، ادعای بیجا و بی دلیل، مسخره کردن، اظهار و ایجاد یأس و نومیدی، فضولی و دخالت در کار مردم، تهمت زدن و شایعه پراکنی، افشای عیوب مؤمنان، ترویج منکرات، مقابله با معروف و ارزش ها، انتقادات بیجا و کینه توزانه، انکار حقایق و کارهای مثبت، اهانت به اشخاص محترم، تفاخر و بازگو کردن کارهای خود، نقل اخبار ضعیف و شنیده ها، مجادله بی مورد، بدعت گذاری در دین و جامعه، بی اعتنایی و تقطیع سخنان دیگران، یادآوری مکرر کمبودها، پخش مکرر اخبار بزهکاران به قصد رواج گناه، گزارش اخبار بیهوده و عبث، طرح پرسش های شبهه ناک، پرسش به جهت خرده گیری و شرمنده کردن طرف مقابل، جست وجوی اسرار مردم، پر حرفی، حمایت از مفسدان سیاسی و اقتصادی، تقویت ستمگران و ظالمان، حق پوشی و حق کشی، تجاهل، تحریف تاریخ و قرآن و حدیث، ترویج باطل، تردید و شبهه افکنی در مسلمات و اصول و ارزش ها، سرزنش بیجا، ترور شخصیت بزرگان و متدینان، تحمیل کردن اندیشه های نادرست بر جامعه و مسئولان، تزریق روحیه خشونت و تهدید و بحران های کاذب و اضطراب و نگرانی در جامعه، جاسوسی و دادن چراغ سبز به دشمن و هماهنگی با مخالفان نظام اسلامی، پیش داوری غلط در مسائل، ترویج فساد و فحشا و دامن زدن به روابط ناسالم زن و مرد، دورویی و نفاق، فتنه انگیزی، شماتت و زخم زبان، درد دل با دشمنان، سخن چینی و مچ گیری، شوخی با مقدسات، نام زشت و القاب غیر اخلاقی نهادن بر مردم، عیبجویی، غلو و افراط، فال بد زدن و پیش بینی های مغرضانه، فریبکاری رسانه ای، کارشکنی، تحلیل های غیر شفاف و غیر صادقانه، ترویج کلمات کفرآمیز و واژه های دشمن پسند و بیگانه با فرهنگ اسلامی و ایرانی، بیان سخنان حق و اراده باطل، درج خبر برای گمراه کردن دیگران، گناه خود را به گردن دیگران انداختن و فرافکنی، منفی بافی، کفران نعمت، ریختن آبروی مؤمن، غوغاسالاری و مدح و ذمّ بیجا که گاهی در عرصه رسانه ها بروز می کند. (پاک نیا، 1387، 99)

نقش آموزش و پرورش در مقابله با آسیب های رسانه های نوین

آموزش و پرورش، به عنوان یکی از نهادهای مهم در همه جوامع، نقشی خطیر و دشوار را در جهت شکوفایی و پرورش استعدادها، توانایی ها و قابلیت های افراد هر جامعه به منظور تبدیل آنها به افرادی آگاه، مسئول، تصمیم گیر و خلاق ایفا می کند. این نظام در شکل گیری و ایجاد رفتار، منش، عادت و طرز فکر و تلقی انسان ها و در نهایت، سعادت و شقاوت آنها بسیار تأثیرگذار است. همچنین، آموزش که می توان آن را تربیت با پرورش به معنای اعم کلمه دانست، عملی است آگاهانه و انسانی که فراتر از عوامل طبیعی یا غریزی عمل می کند و از این رو، اثری معمولاً پایدار دارد. چنان که می دانیم، آموزش، به مرور زمان جزئی از خوی و منش فرد شده، به سادگی از او زایل نمی شود. برعکس، تأثیر عوامل طبیعی و غریزی بر رفتار، موقت و محدود است. آموزش و پرورش، مهم ترین رکن توسعه همه جانبه محسوب می شود و معلمان و مربیانش، کلیددار توسعه پایدار به شمار می آیند و مدارس، مهم ترین کانون تعلیم و تربیت، انسان سازی و فرهنگ سازی تلقی می گردند. (لقمان نیا، 1389، 151)

آموزش و پرورش، از طریق کارکردهای خود، از جمله: جامعه پذیری، انتقال فرهنگ، گزینش و تخصیص، پرورش و رشد شخصی، یگانگی اجتماعی، نظارت اجتماعی، نوآوری و تغییر، پرورش سیاسی و سرمایه گذاری، می تواند تهدیدات نرم علیه کشور را کاهش داده، موجبات افزایش قدرت نرم را فراهم آورد. از آنجا که انتقال و بازآفرینی فرهنگی، از کارکردهای مهم آموزش و پرورش است، هرچه آموزش و پرورش در این زمینه موفق تر عمل نماید، افرادی را پرورش خواهد داد که ضمن حفظ میراث فرهنگی، ارزش ها و عقاید خود، به رشد و بالندگی آنها نیز همت می گمارند و به تولید محصولات فرهنگی اقدام می نمایند و بدین ترتیب، موجبات افزایش قدرت نرم کشور را فراهم می آورند. از طرف دیگر، جامعه ای که به فرهنگ، سنّت و ارزش های خود افتخار می کند و اساطیر ملی و مذهبی خویش را به خوبی می شناسد، هویت فرهنگی و دینی خود را شناخته و حفظ می کند و کمتر تحت تأثیر تهدیدات نرم کشورهای دیگر قرار می گیرد.

آموزش و پرورش با کارکرد خود در زمینه رشد و تعالی اجتماعی، افراد آگاهی را پرورش خواهد داد که در فعالیت های اجتماعی مشارکت دارند، به حفظ یکپارچگی و انسجام اجتماعی کمک می کنند و به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی احترام می گذارند. این کارکرد آموزش و پرورش، در قدرت نرم جامعه تأثیر به سزایی دارد. هرچه قدرت انسجام ملی یک جامعه یا گروه بیشتر باشد، آن جامعه و گروه از قدرت نرم بیشتری برخوردارند و بیشتر قادرند دشمنان خویش را تهدید کنند.

در بعد سیاسی ـ امنیتی، آموزش و پرورش می تواند با طراحی یک الگوی برنامه ریزی درسی صحیح، به تقویت حس وطن دوستی، تقویت حس تعلق به زادگاه و محل خود، آشنایی دانش آموزان با جذابیت ها و امکانات محلی و فرصت ها و تهدیدهای منطقه، آشنایی با آداب و رسوم پیشینه تاریخی و قابلیت های علمی فرهنگی اقدام نماید و حس اعتماد به خود و موطن خویش را در آنها تقویت کرده، از این طریق، قدرت نرم کشور را توسعه بخشد و تهدیداتی را که ممکن است ناشی از خلأ این مهم از طرف دشمنان باشد، کنترل کند و از بین برد.

در بعد مدیریت برنامه ریزی درسی، وظیفه اساسی آموزش و پرورش، آماده کردن جوانان برای مواجه شدن با آینده ناشناخته با هوشیاری و اعتماد کامل است. بنابراین، برنامه ریزان درسی مسئولیت دارند با انجام نیازسنجی و مطالعات تطبیقی، محتوای برنامه درسی را با توجه به شرایط کنونی کشور مورد بازنگری قرار دهند تا بتوان جوانان را برای رویارویی با تهدیدات دشمنان، بیشتر از گذشته، آماده کرد.

با نگاهی به آنچه گفته شد، می توان اقدام های پیشگیرانه ای را برای رویارویی با تهدهای نرم دشمنان و نیز افزایش قدرت نرم کشور انجام داد؛ از جمله این اقدام ها عبارت اند از: طراحی و اجرای نظام تعلیم و تربیت اسلامی، به ویژه نظام آموزش عمومی و متوسطه مبتنی بر تفکر راهبردی و بر اساس دانش و ملاحظه های بومی، تدوین و اجرای الگوی برنامه ریزی آموزشی و درسی کارآمد، ارتقای سطح آموزش های تخصصی فرهنگی ویژه نخبگان و راهبران جامعه، بازنگری در نظام رسانه ای کشور با رویکرد فرهنگی و اجتماعی، ایجاد بستر مناسب نقد و انتقادهای سازنده و ارائه آموزش های نقادی در سطح نظام تعلیم و تربیت رسمی و جامعه، تغییر راهبردی نگاه مولدبودن به جای مقلدبودن در حوزه فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی، ارائه اطلاعات درست و صحیح و نشر متناسب با ظرفیت ها و قابلیت های جامعه از طریق رسانه های مستقل، تکیه بر عوامل هویت ساز ملی و مذهبی و جلوگیری از بهره گیری حریف از تاکتیک صندلی خالی علمی و فرهنگی، تقویت باورهای اخلاقی با تکیه بر ارزش های اصیل ایرانی و اسلامی با بهره گیری از نظام یاددهی ـ یادگیری اثربخش و فناوری اطلاعات، افزایش راه های ارتباطی مردم با حاکمیت از طریق تشکل های غیردولتی، تقویت روحیه انسجام و همسویی و هماهنگی در امور فرهنگی، اجتماعی، توجه ویژه به نقش جوانان و نوجوانان به عنوان آینده سازان جامعه، نشر و گسترش فرهنگ و معارف اصیل اسلامی با اتخاذ شیوه ها و برنامه های متنوع و متناسب با نیاز اقشار، اصلاح ساختار نظام تربیت و آموزشی کشور، گزینش نیروهای متعهد و متخصص جوان، آشناکردن جوانان با دین اسلام و تعالیم ارزشمند آن براساس برنامه ریزی درسی رسمی و آموزش بزرگسالان، فراهم کردن امکانات رفاهی، ورزشی، فرهنگی و هنری برای اوقات فراغت جوانان با رویکرد ملی ـ مذهبی و حمایت از تولیدات هنری و ادبیات ملی و مذهبی با بهره گیری از تمامی مؤلفه های قدرت نرم ملی. در نهایت، راه معرفت، شناخت و علم، راه پیشگیرانه و دیربازده، اما پایدار و مطمئن است. کشور را با آمایش و آبادانی و ساختن نظام تعلیم و تربیت قدرتمند و عاری از تهدیدات نرم، می توان به رشد و تعالی سرافراز کرد. (کلاهدوزی و بهرامیان، 1391، 5)

نتیجه گیری

حفظ و گسترش ارزش های اسلامی، حفظ و تأمین منافع و نیازهای امنیتی ـ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روان شناختی، جزء مهم ترین اهداف و ارزش هایی قلمداد می شوند که تهدید علیه آنها، تهدید برضدّ امنیت ملی به حساب می آید و از جمله اقداماتی که می توان در این زمینه انجام داد، ایجاد تغییراتی در برنامه ریزی درسی مدارس و دانشگاه ها و سوق دادن آن به سوی افزایش قدرت ملی و در نهایت، کاهش تهدیدات نرم است.

ارتباطات امروزی و الگوی انتقال و تبادل اطلاعات در رسانه ها، به سوی ارتباط میان فردی از نوع چهره به چهره سوق داده شده است. دلایل پیشرفت ابزارها و فناوری های متنوع و در نظرگرفتن نقش سرعت ارتباط در آنها، گویای این مدعاست.

پیشرفت های حوزه های زیرساختی، سخت افزاری و نرم افزاری، موجب تکامل کیفیت ارتباطات در عرصه ارتباطات شد. این روند، نه تنها وضعیت انتقال پیام یک طرفه را در رسانه تغییر داد، بلکه از تعامل های مبتنی بر پیام های متنی عبور کرد و رسانه نوین، خود را در شکل کامل چند رسانه ای ـ تعاملی به رخ کشید؛ رسانه ای که از توانایی انتقال پیام متنی، صوتی و تصویری و ویدئویی برخوردار است. با ورود تدریجی هر کدام از این امکانات و بهینه سازی آنها، فرایندها و الگوهای ارتباط کاربران در فضای رسانه نوین دستخوش تغییر شد. الگوی این تغییر، در همه موارد و جوامع و در نزد همه طیف های کاربران، یکسان نیست.

توسعه دهندگان ابزارهای رسانه نوین، تلاش های روزافزونی را برای ارتقای سطح تعامل و ارتباط آسان تر، و نیز القای حس ارتباط واقعی در دستور کار خود دارند. در کنار همه آثار مثبت رسانه ها، تصور برخی از پیامدهای منفی آنها و چالش هایی که ایجاد نموده اند، امری بدیهی است. آنچه مسلّم است، اینکه به جای برخورد سلبی با این پدیده نوین، بررسی و ریشه یابی مشکلات و پیامدهای منفی ناشی از آن و در پیش گرفتن راه های اصلاحی، قطعاً نتایج بهتری را در بر خواهد داشت.

پی نوشت:

* کارشناسی امور تربیتی عمومی

منابع:

اطلاعات تکميلي

  • تاریخ انتشار نسخه چاپی: چهارشنبه, 25 آذر 1394
  • صفحه در فصلنامه: صفحه 10
  • شماره فصلنامه: فصلنامه شماره 52
بازدید 8563 بار
شما اينجا هستيد:خانه آرشیو فصلنامه شماره 52 آموزش و پرورش و رویارویی با آسیب های رسانه های نوین